»
 محسن پورهاجریان » یک شعر » من می‌روم با کوله‌بار نام و ننگم

محسن پورهاجریان

من می‌روم با کوله‌بار نام و ننگم
دیگر نمی‌خواهد دلم با خود بجنگم

سودی ندارد جنگ با نیرنگ دنیا
وقتی خیانت می‌کند با من تفنگم

بیهوده می‌کوشم به چنگ آرم دلت را
هر شب چنین بر خاک می‌افتد پلنگم

من سنگسار مردمان عصر خویشم
آیینه حتا می‌زند هر روز سنگم

 تاریخ انتشار: ۱ آبان ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 21


چه طوری گل من

ارسال توسط: Anonymous


سلام
زیبا و ستودنی
همین

ارسال توسط: باران


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۷ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۰۸/۲۰۰۶ ۰۸:۵۳:۱۱ ق.ظ.
dastet dard nakone kheyli ghashang bood.be khosoos :::man sangsare mardomane asre khisham

ارسال توسط: مجید حیدری


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۷ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۱۶/۲۰۰۶ ۰۷:۵۴:۴۱ ق.ظ.
MOHSEN JAN IN SHERETAM MESLE HAMEYE SHERAT TOOPPE TOOPPE

ارسال توسط: برزگر


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۷ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۰۵/۲۰۰۶ ۰۲:۴۸:۰۹ ق.ظ.
ممنون ..لذت بردم...امیدوارم باز هم غزلهاتون رو بخونم....

ارسال توسط: فرزین


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۷ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۰۳/۲۰۰۶ ۰۱:۲۳:۳۸ ق.ظ.
مثل همیشه کارت عالیه....مرسی

ارسال توسط: مرجان


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۷ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۰۴/۲۰۰۶ ۰۱:۵۳:۵۳ ق.ظ.
سلام
تا حالا کارهای زیادی ازت ندیده بودم شاید بهتر هم بود با این کار از تو شروع کنم
موفق باشی

ارسال توسط: نیلوفر هاتف


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۷ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۰۴/۲۰۰۶ ۰۳:۱۶:۴۴ ق.ظ.
غزل زیبایی است ولی بسیار کوتاه با توجه به اینکه نوع قافیه دست شما را باز گذاشته بود جا داشت بیشتر ادامه می دادید . بهر حال آرزوی موفقیت برای شما دارم

ارسال توسط: ذوالفقار شریعت


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۷ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۳۰/۲۰۰۶ ۰۱:۴۰:۰۵ ق.ظ.
باری کلا ! لذت بردم . ای کاش در مورد شعر چیزی سرم می شد تا براتون چند خط به رسم یادگاری می نوشتم . اما ... براتون آرزوی موفقیت می کنم !

ارسال توسط: بهزاد


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۷ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۲۹/۲۰۰۶ ۰۵:۳۲:۳۳ ق.ظ.
سلام ارادت داریم کارتون عالیه اگه امکان داره به من سر بزن خوشحال میشم
یا علی

ارسال توسط: عمران (داد بی داد)


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۸ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۵/۲۰۰۹ ۰۹:۲۴:۵۲ ق.ظ.
سلام....
عالی بود رفیق...
مرسی.

ارسال توسط: سیدوحید


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۸ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۱۳/۲۰۰۸ ۰۵:۱۵:۳۳ ق.ظ.
سلام، کارتون عالیه! با همین چند بیت مجذوب شعرتون شدم! آخه من فقط این نوع شعر را دوست دارم. امیدوارم بازم شعراتون را بخوانم

ارسال توسط: مهدیه


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۸ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۱۰/۲۰۰۸ ۰۵:۱۷:۰۶ ق.ظ.
be doostan

ارسال توسط: محسن پورهاجریان


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۸ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۱۲/۲۰۰۸ ۰۳:۵۳:۰۸ ق.ظ.
سلام من رعنا هستم اولین بار اومدم به سایتتون شعر هاتون عالیه من هم یه شعر رو خیلی دوست دارم البته نمی دونم از کیه..
یکی را دوست می دارم
یکی را دوست می دارم
ولی او هرگز نمی داند
نگاهش میکنم که شاید از نگاهم بخواند او را دوست می دارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند
بر روی گلی نوشتم او را دوست میدارم ولی افسوس او گل را به ذلف کودکی اویخت تا او را بخنداند
یکی را دوست میدارم...

ارسال توسط: نامشخص


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۸ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۰۹/۲۰۰۷ ۰۴:۰۷:۴۰ ق.ظ.
besiar ali bood movafagh bashi ya hagh

ارسال توسط: asghar


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۸ ب.ظ.
DATE: ۰۹/۲۰/۲۰۰۷ ۱۲:۴۸:۳۷ ب.ظ.
از اولین شعری که از تو خواندم سالها میگذرد. اما حالا میبینم که تو در تمام این سالهابه حق سخت کوشیده ای. ما هنوز همان لطافت شعر اولت را حفظ کرده ای. دوستدارت (ا.م)

ارسال توسط: رفیق سالهای دور


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۸ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۰۶/۲۰۰۷ ۰۲:۲۸:۰۱ ق.ظ.
میشه بگید تا چند وقت دیگه باید همین یک شعر شما را بخوانیم ؟
چرا شعر دیگه‌ای را توی این سایت نمی‌گذارید ؟
« از طرف آنکه هر لحظه به یاد توست »

ارسال توسط: نامشخص


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۸ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۱۹/۲۰۰۷ ۰۱:۴۲:۵۶ ق.ظ.
سلام !
کارت واقعاً عالی بود .
اصلاً باورم نمی‌شد !؟

ارسال توسط: حسام


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۸ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۰۴/۲۰۰۷ ۰۷:۳۴:۴۹ ق.ظ.
همه می‌پرسند :
چیست در زمزمه‌ی مبهم آب ؟
چیست در همهمه‌ی دلکش برگ ؟
چیست در بازی آن ابر سپید ،
روی این آبی آرام بلند ،
که تو را می‌برد اینگونه به ژرفای خیال ...
چیست در خلوت خاموش کبوترها ؟
چیست در کوشش بی‌حاصل موج ؟
چیست در خنده‌ی جام ؟
که تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن می‌نگری ؟
نه به ابر ... ، نه به آب ... ، نه به برگ ... ،
نه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش کبوترها
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
من به این جمله نمی‌اندیشم ...
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه‌ی کوه
صحبت چلچله‌ها را با صبح
نبض پاینده‌ی هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه‌ی گل
همه را می‌شنوم ، می‌بینم ،
من به این جمله نمی‌اندیشم ...
به تومی‌اندیشم ....... !!!!!!
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می‌اندیشم
همه وقت ، همه جا ،
من به هر حال که باشم به تو می‌اندیشم .
تو بدان این را تنها تو بدان
تو بیا
تو بمان با من ، تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شب‌ها تو بتاب !
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
اینک این من که به پای تو درافتادم باز
ریسمانی کن از آن موی دراز ،
تو بگیر
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله‌ها را تو بگو
قصه‌ی ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در رگ ساغر هستی تو بجوش
« من همین یک نفس از جرعه‌ی جانم باقیست
آخرین جرعه‌ی این جام تهی را تو بنوش !! »
( فریدون مشیری )

«ازطرف‌آنکه‌درهر‌لحظه‌به‌یادتوست!»

ارسال توسط: ناشناس


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۸ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۰۵/۲۰۰۷ ۰۳:۰۹:۱۶ ق.ظ.
سلام واقعا زیبا بود
من سنگسار مردمان عصر خویشم
آیینه حتا می‌زند هر روز سنگم

پایان خیلی خوبی داشت.
امیدوارم کارهای دیگت رو هم بخونم.
موفق باشی.

ارسال توسط: حامد


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۸ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۱۷/۲۰۰۶ ۱۲:۳۲:۳۶ ب.ظ.
وقتی خیانت می کند با من تفنگم...
جالب بود . البته همین مصرعش. وقتی چنین فکر عمیقی دارید چرا به دار کلمات نمی آویزیدش ؟؟ حتما خیلی جالب تر می شد اگر با عبارات و تشبیهات نو تری ساخته و پرداخته ی ذهنیاتتون رو به تصویر بکشید.
به انجمن ما هم سری بزنید. خوشحال می شیم. مرسی.

ارسال توسط: شعر شفق