»
 هادی خورشاهیان » این جاده تاکجا (میترا داور)

میترا داور

جاده
مجموعه داستان
میترا داور
چاپ اول
انتشارات پازینه


جاده، مجموعه ی چهارده داستان کوتاه ازمیتراداوراست که درمجموعه ی ادبیات داستانی نشرپازینه، شماره ی ششم را به خود اختصاص داده است . عناوین داستان های کوتاه این مجموعه بدین ترتیب است: جاده، میراث، آواز، جیغ، پنج دقیقه به چهار، خون سفید، آبجوش، گل، بروبخواب مامان، آتش ، سایه، کارت سفید، بچه ای خودموهیاهو.

میتراداوردرفضایی مدرن وصنعتی، درباره ی آدم های ملموس اطراف، داستان های ناملموس می نویسد. نویسنده سوژه هایش را نه تنها انتخاب ، بلکه شکارمی کند. اما درطی پروسه ی نوشتن، موضوعی ملموس ، درپیچ وخم تعلیق، به داستانی نه چندان ملموس تبدیل می شود. داستان های این مجموعه ، همه حال وهوایی امروزی ومدرن دارند. نویسنده درهمه ی این داستان ها دغدغه چگونه نوشتن دارد. این دغدغه تا آن جا پیش می رود که حتا فضا ومکان داستان نیز، برای مخاطب گنگ و پیچیده است. داستان های مدرن فراوانی تا به کنون نوشته شده اند که فضا، مکان و زمان نداشته اند. داستان های داورمکان و زمان دارند اما نویسنده سعی می کند با تعلیق ، مکان و فضای داستان را ازمخاطب پنهان کند و موقعیت اتفاق داستان را درحد اشاره باقی می گذارد.

آدم های داستان های مجموعه ی جاده، اکثرا آدم هایی تنها ومنزوی هستند. آدم هایی که درمحیط های محدود و کوچک خود، نمادی برای دنیایی گسترده ترو آدم هایی بزرگ تر وعمیق ترهستند. ادم های این داستان ها به رغم ویژگی های خاص خود، معمولی هستند و در پیچ و خم های لایه ی سطحی زیستن ، محبوس شده اند.
داورنویسنده ای است که دغدغه ی فرم دارد. اما پرداختن به فرم به معنای اصراربرتعلیق و ساختار پیچیده، او را از دغدغه ی انسان داستان هایش غافل نکرده است. درهمه ی داستان های این مجموعه ، نویسنده به فضای اطراف خود و سال های پر فراز و نشیب این سال ها می پردازد و انسان این دوره و فراتراز آن جامعه ی این دوره را به تصویرمی کشد.

دراین مجموعه، داستان کارت سفید، در واقع تنها داستانی است که سوژه و فضای داستانی آن باهم هماهنگی کامل دارد. زندگی ماشینی و نرخ انسان ها براساس ویژگی های جسمانی و نه روحانی ، موضوعی است که در قالب داستان، کامل جا افتاده است. این داستان نیزچون چند داستان دیگراین مجموعه، درباره ی طبقه ی کارگر است. داور درباره ی کارگرها خوب می نویسد، درباره ی فراموشی و خاموشی خوب می نویسد، درباره ی دغدغه ی انسان امروز درجامعه ی صنعتی خوب می نویسد، اما تعلق اکثرداستان هایش، مخاطب را گیج می کند. مخاطب داستان های او که گاهی از درون داستان های این مجموعه بیرون آمده اند و در حال خواندن جاده هستند، گاه مجبورند از سطر آخربه سطراول برگردند.

(هادی خورشاهیان)

 تاریخ انتشار: ۱ آبان ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 1


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۸ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۰۲/۲۰۰۶ ۱۰:۵۵:۰۹ ق.ظ.
salam khosh hal misham mano az nazartetoon bi nasib nag zarid

ارسال توسط: ایمان