»
 محمدرضا شالبافان » یک شعر » - «شاید، ولی بدون که همیشه...»

محمدرضا شالبافان




- «شاید، ولی بدون که همیشه...»
تمام شد
و رقص روی قطعه‌ی شب بی‌کلام شد


هی چهره، چهره بر چمدان می‌چکید...
-هیچ-
هی دفعه، دفعه، دفعه، پر از ازدحام شد


یک دسته برف روی سرم می...تکانده بود
با سینه‌ریز بازی دستی که رام شد


می‌ریخت، ریخت، ریخت این چهره‌های... ی...
بر شانه‌های آینه جیبی حرام شد


از کندوان به بعد که...
- «باران گرفته؟»
- حیف!-
این جاده تا ادامه پراکنـ/سجام شد


تا خرده، خرده سنگ تو بر دست‌های باد
می‌رفت، کوچه مست تو بی پشت بام شد


هی پابکوب و مست برقصان دوباره دست
کآواز وحشیانه‌ی مستان...
تمام شد


یک جفت خاطرات خدا روی گونه‌هات
تا...
«بی‌خبر ز لذت شرب مدام شد»

 تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۸۷

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 9


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۴۵ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۱۰/۲۰۰۹ ۱۱:۱۸:۲۶ ق.ظ.
سلام. خوبی؟با این سبک جدید نوشته هاتو عادت ندارم. ولی دیگه باید عادت کنم دیگه.
یادت که هست؟ ترمینال بیهقی
مثل همیشه از نوشتن راجع به نوشته ها معذورم ولی زیبا بود. همانطور که باید

ارسال توسط: علی امینی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۴۵ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۰۹/۲۰۰۹ ۰۸:۵۸:۰۰ ق.ظ.
من به شدت معتقدم که شالبافان شاعر توانایی است و از خیلی ها شاعر تر است. کلید های کم و زیر پوستی خصوصیت کار اوست که شاید مخاطبانش را محدود اما حرفه ای کرده است. البته شاید اگر کمی بیشتر هوای مخاطب را داشته باشد برای داشتن مخاطب بشتر به دردش بخورد.

ارسال توسط: حمید سهرابی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۴۵ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۰۸/۲۰۰۹ ۰۵:۰۳:۳۵ ق.ظ.
سلام
فکر می کنم ایراد تایپی نبوده
فقط «ت» ریخت آخر باید با کسره تلفظ شود
و بهتر بود کسره گذاشته شود
باز هم می خوانمت...

ارسال توسط: سید مهدی موسوی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۴۵ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۰۶/۲۰۰۹ ۰۱:۳۵:۴۲ ق.ظ.
بسیار زیبا بود آقای شالبافان عزیز

ارسال توسط: رژانو


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۴۵ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۰۶/۲۰۰۹ ۰۱:۳۱:۲۰ ق.ظ.
سلام آقای شالبافان عزیز

بسیار زیبا بود و از خواندنش لذت بردم..امیدوارم همواره موفق باشید و شاعر

ارسال توسط: رژانو


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۴۵ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۰۴/۲۰۰۹ ۱۲:۱۹:۳۶ ب.ظ.
سلام
فکر کنم اول شدم
راستی این قسمت فکر می کنم ایراد تای÷ی باشه یه هجای کوتاه احتمالا از جا افتاده
لطفا درستش کنید
ممنون
ریخت، ریخت (از)این چهره‌های... ی

ارسال توسط: فاطمه اختصاری


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۴۵ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۰۴/۲۰۰۹ ۱۲:۰۶:۴۷ ب.ظ.
محمدرضا شالبافان
با صدای مخصوص خودش...
دلم برای شعر جدید تنگ شد

ارسال توسط: سید مهدی موسوی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۴۵ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۰۴/۲۰۰۹ ۰۹:۲۶:۲۰ ق.ظ.
سلام. از مهدی و سایت عروض ممنونم. اگه ممکنه اسم شعر رو هم بذارید. اسم شعر «تکرار هم که فرمان نمی تابد» هست.ایراد تایپی دیگه ای هم نداره.موفق باشید

ارسال توسط: محمدرضا شالبافان


DATE: ۰۱/۳۱/۲۰۱۰ ۰۹:۵۵:۵۴ ق.ظ.
سلام به شما
خواندمتان به مهر
دیدقابل تاملی بود بافضاهای بعضا حس برانگیز
گاهی اوقات زبان دورترمیشد شایدبدلیل وجود این طور قافیه هایی بود
سبزباشیدوسرافراز

ارسال توسط: ابوذرپاکروان