افغ
خرت خرت
افغانیی این راه که تک مانده و گزارش کرده ته چالهاش
چگالیی بیسکویت
از حس سالهای پس از جنگ
همراه تشتک پپسی که روی زانوهاش باد و قمار که کرد
نازک بردست
با دست
به شکل صبحی به شکل یاعلیمدد
آن ناحیه از عرقگیر که سرخ است ماجرای عجیبی از برقع را صادر کرد
تلاش عجیبی که کلاشنیکوف روی تُفَش باقی ماند
استمرار چند بود و چند بود که استمرار میگشود روی حدیقهی شهر
حقیقتن دل ِ تنگیست روز که روی برج ماه را تمثال میکند
عواید ِ ابریشمیی شامّهی دلتنگی است
ساقی مقابل الباقیی شمایل ِ آنروز
شربتنویسیی دردی برای شناسنامهی ها ها ها
نور است و عجیب که از هر چه مستفرغ است نورانی است
تهویهای نیست تا هوا بکنَد به آرامَش
با آرامَش از تمایل ِ تقطیرروز که کنده است
هی بوی الکل میدهد از سرگذشت نوشتَش
هی از مدد مدد طلبد
کورمال روی خاک مناسک
تناسُل ابرش بریده گرددا الها که از تناسُل ِ ابرش قضیه منفجر است
جمال ِ بویش
سویش
هوای مولیان و هووهایش را با هم
کجای تمثالش بر گردنش که پنبه برای عدالتش میآورد
رد که روی برقعش و روی مولویاش طره میدهد به ردّی مُدِر
دایرهوار از مداری شکل ِ تشتک ِ پپسی
ردی که شکل دندان قورباغه روی تناسُل ِ ابر است
خرت و خوروت و خنده که ناباورم گذاشتهای
بر جَرب
لِیخورده از مسیرم و خونم دچار ِ افقهای معمولی است
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۱۸/۲۰۰۹ ۰۵:۰۶:۴۶ ق.ظ.
یا حبیبی!گیر آن ناحیه از عرق گیر(سوتین نه؟)م که سرخ است
ارسال توسط: سهند آدم عارف
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany