۱. آرامش در حضور پری دریایی
- روزی دو بار تمرین شنا میکنم.
- فکر نمیکنید این کار باعث آزار همسایهها بشود؟
این آقا هر روز شکل نهنگکوسه یا کروکودیل میشود و از روی پلههای آپارتمان مثل راحتالحقوم خودش را سر میدهد پایین، تازه توی خیابان هم تا جلوی در مغازهها شنا میکند. اینطورکه نمیشود مرد حسابی! مرد حسابی آدم چاقیست با یک متر و هشتاد نود سانت قد و شاید به عرض این آبگرمکن. وقتی نهنگ میشود اصلا نمیشود جلویش را گرفت؛ تمام راهپله را نهنگی میکند. یک بوی خاصی هم میدهد مثل بوی استخر. کروکودیل شدنش قابلتحملتر است. یک چکمه توی پوزهاش میکند که هوس نکند بچهها را بخورد. گاهی اصلا بچهها را پشتش سوار میکند.
- بفرمایید امتحان کنید. خطری نداره!
- ولی من دیدم که الان یکی از بچهها رو خورد!
- نترس! داره بازی میکنه. چقدر این دستگیرهها نمناکاند. شما چهطور توی این همه رطوبت نفس میکشید؟ فرشهاتون هم همه نهنگیاند... چرا به شهرداری شکایت نمیکنید؟
- گناه دارد. زن و بچهاش ترکش کردهاند.
- ببخشید یک دستمال خشک خدمتتون هست؟ این بو خیلی اذیتم میکنه!
- متاسفانه همه چیز اینجا خیسه؛ میبینید که ما عملا توی آب زندگی میکنیم.
- آقای محترم فکر نمیکنید مزاحم همسایهها هستید؟ همه جا بوی کلر گرفته!
یکروز پری دریایی شده بود. عکساش را اینجا داریم. این که کنارش ایستاده منم. من آنروز قورباغه شده بودم. زنم خزهی دریایی شده بود. توی عکس زیاد واضح نیست. اینها هم پدر و مادرم هستند؛ قزلآلاهای رنگین کمان. شما چی دوست دارید؟
۲. صد سال تنهایی و یک روز استراحت
آن روز صبح هنوز گابریل نمرده بود و داشت توی اتاقها قدم میزد.
سرم درد میکند. نمیتوانم گابریل را درست ببینم. وقتی هجده ساله میشود دماغش خیلی پهن و بزرگ است و دور سرش را هالهی چرکی میگیرد که تویش پر از بوی مارگارتاست.
با حرکات زنانه و ظریفی پر از موهای طلایی و پیراهن زرد گلدار برایم توضیح داد که جایم آنجاست: روبهروی پنجره. لباسم را نشانم داد که تقریبا هیچی نبود جز یک نیمه ملحفهی شیری رنگ پر از چروکهای سبز. گفتم من این را نمیپوشم. موهایم را طلایی کرد. پوشیدم.
از طناب دارش آویزان شد. پرسیدم: درد ندارد؟
گفت دیالوگها از فردا شروع میشود. امروز فقط میمیریم.
سکوت.
- گابریل!
- بله!
- هیچی!
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۵/۲۰۰۹ ۱۲:۱۸:۲۶ ب.ظ.
آفرین!
ارسال توسط: مسرور
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۱۷/۲۰۰۹ ۰۲:۳۱:۵۵ ق.ظ.
لحن و گفتار عالی بود
اما ...
باسلام کاش میشد این نویسنده بزرگ را از نزدیک ملاقات کنم
آیا امکان دارد
ali.rezaei۲۹.yahoo.com
ارسال توسط: عل رضایی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۲۱/۲۰۰۹ ۰۲:۳۵:۴۸ ق.ظ.
هر دو را خواندم
زیبا بود مخصوصا دمدیوس مارکز
ممنون
ارسال توسط: سمیل
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany