»
 خدامراد فروهر » یک شعر » تلاش دهان‌های کفتار

خدامراد فروهرتلاش دهان‌های کفتار:                بر زمین کشانده می‌شود به طرز فجیعی و وقیحی



، من‌ آن روز آفتابه در دست کنار پیراهن گل‌گلی یکی از مادربزرگ‌هایم ایستاده بودم.-
تراکتور داشت   شخم می‌زد/ مرغ داشت یک کت خلبانی‌ی ۵۰۰ گرمی به تن می‌کرد/ عموداشت  گلدان در یخچال می‌گذاشت/ مهمان داشت بلندگو تعمیر می‌کرد/ میزبان داشت


همیشه برای  روحدرستی هموطنان یک مادربزرگ خواب‌آلود در ذهنم نگه می‌دارم
ساعت ۹ صبح یکی در می‌زند می‌گوید: گفتار را پیرو نازیسم کن
(جو منو گرفته می‌خوام صدای اردک در بیارم. میخام برم تو انباری و مارک روی بشکه رو بخونم)


به خودم فشار آوردم یه سری افکار جورواجور تو کله  داشته باشم
به لرز فشار آوردم
هموطنان به طور مختصر  در کنار حجله‌های دست دوم از مصنوعی بودن بادکنک حرف می‌زنند



یک ساعت بعد بلندگو اعلام می‌کند پاییز شروع شده به خانه‌هایتان برگردید


 تراکتورباز با یقه‌اش در آن طرف باغچه        من در این طرف        گفتار ِ کت خلبانی تو انبار         عمو هم با آفتابه از هند بر می‌گردد



میخام داد بزنم


اما یکی  قبل از من داد می‌زنه: آلت من زیر درخت آلبالو کم شده

 تاریخ انتشار: ۴ اسفند ۱۳۸۷

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 1


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۲۲/۲۰۰۹ ۰۸:۱۵:۰۹ ق.ظ.
با سلام
زیبا بود و معترض به...
مخصوصا آخرش که فضای طنز را تاکید می کند

ارسال توسط: سمیل