«جبر» میکرد تا پیاده شوم
توی یک ایستگاه نامعلوم
ترس دارم از این شب مشکوک
مثل بچّه از امتحان «علوم»
ترس دارد به خواب میچسبد
تا به فردای پوچ شک بکند
شاید آن چشمهای بیروشن!
به شب لعنتی کمک بکند
موشی از پشت تخت میگذرد
در تنم گریهایست جرواجر!!
مُوس بر روی میز میلغزد
عکس خورشید توی کامپیوتر!
امتحان از تو دادن و کردن
بر لبم مزّهی شکست و عرق
بر کتابی که نیست خم شدهام
توی ِ تاریکی ِ شب ِ مطلق!
آرزوی پلنگهای جوان
میدود از گذشته در تختم
مثل یک موش مرده غم دارم
مثل یک موش مرده خوشبختم!
باید از خوابها پیاده شدم
زندگی ایستگاه مشکوکیست
همهی شب، مچاله زیر پتو
هق ّ و هق ّ عروسکی کوکیست...
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۱:۳۹:۴۱ ق.ظ.
سلام
طراوتتان زیر باران سخاوت پایدار
ارسال توسط: یوسف
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۱:۳۰:۲۸ ق.ظ.
دوسال پیش داخل همین سایت برای شعر "آن چشم ها که آخر بدمستی من است..." نظر گذاشتم و... حالا بعد این همه وقت دوباره اومدم تا بگم توو این مدت هر شعر از شما تجربه ی تازه و لذت تازه تری به من داد
ممنون!
ارسال توسط: نسیم ناظمیان
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۱:۲۸:۲۹ ق.ظ.
به نظرم «است» در پاره ی آخر اضافی است. اما چه خوب به حال من نزدیک بود.
ارسال توسط: سمانه سرچمی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۱:۲۹:۳۱ ق.ظ.
وااااااااای بالاخره این اومد.
ممنون و ممنون
خیلی این شعر رو دوست دارم
حتی بیشتر از اون مثل یک موش مرده که سالهاست...
اگه اجازه بدید آقای موسوی لینک شعرتون رو به وبلاگم اضافه کنم!!
؟؟؟
ارسال توسط: فاطمه اختصاری
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۱:۱۶:۴۹ ق.ظ.
دکتر موسوی عزیز همیشه و با هر شعری زیبایی رو به جامعه ی ادبیات هدیه می کنند.
دست مریزاد.
ارسال توسط: مرضیه ترکمانی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۱:۲۵:۵۵ ق.ظ.
سلام سید مهدی عزیز..
مثل همیشه شاعرانه و قوی..
لذت بردم..
ارسال توسط: مسعود عطائی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۶/۲۰۰۹ ۰۹:۰۳:۱۷ ق.ظ.
چقدر جالب که بلاخره اول شدم!!
کاش همیشه اینطوری بود اشکال ندارد!!! شاید هم آخر باشم و هنوز هیچ کامنتی تایید نشده باشد... مهدی عزیز شعرت مثل همیشه دلنشین و قوی بود و اینکه دلم برای غزلت تنگ شده...بود
بهتر بود نمی آمدم...
حیف
ارسال توسط: رضا پارسا
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۲:۴۷:۲۶ ق.ظ.
سلام دوست عزیز
ممنون که این فرصت ایجاد شد تا از خواندن این شعر استفاده کنم و لذت ببرم.
ارسال توسط: شهرام معقول
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۲:۳۶:۰۶ ق.ظ.
سلام
باز هم شعری زیبا از صفحهات اشعار شما
بسیار عالی بود
فقط جسارتا
موشی از پشت تخت میگذرد
در تنم گریهایست جرواجر!!
مُوس بر روی میز میلغزد
عکس خورشید توی کامپیوتر!
این قسمت را خیلی سخت خواندم شاید هم ایراد از خوانش بنده است
ارسال توسط: تراوش
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۲:۲۱:۵۶ ق.ظ.
سلام بر هنری مردگرانمایه ! ظرائف تازه ی زبان شعرت را می ستایم و با ایمان می گویم . در ادبیات بطور کلی.عمده زبان است نه معنی. پذیرش این نکته برای کسانی که به شیوه های کهنه خوگرفته اند و به آنها دل بسته اند کمی دشوار است
ارسال توسط: غزل خط سوم
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۲:۲۰:۰۳ ق.ظ.
از اهالی محیط زیستم:
موش های نامرده رو دوست دارم و از موش های مرده ناراحتم می کنن
عاشق حیوانات وحشی ام و پلنگ ها رو دوست دارم
گربه های در دیزی و حیا رو دوست دارم
عروسک ها رو دوست دارم
درس علوم رو دوست دارم
شب های لعنتی پر ازبی خوابی رو دوست دارم
.............
و شعر های مهدی موسوی رو دوست دارم هر چند شاید مفاهیمش رو قبول نداشته باشم.
و
آه
چه مردمانی در چارراهها نگران حوادثند !
ارسال توسط: اشرف گیلانی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۲:۰۶:۵۳ ق.ظ.
من که هنوز اول راهم مونده تابتونم نظربدم
اما ازخوندنش لذت بردم
ارسال توسط: مریم کریمی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۱:۵۸:۳۷ ق.ظ.
سلام سید
عالی بود
کاش من این شعر را گفته بودم
چون سال هاست بیزارم از موش بودنم و ناتوان از زنده کردن پلنگ درونم حتی اگر گربه باشد.
البته برای ترس از علوم انسانی خواندم!!! کاش من این شعر را گفته بودم!
ارسال توسط: الهام
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۱:۴۰:۲۳ ق.ظ.
سلام
خواب یک موش مرده را دیدم
دلتنگ اون چشمهای بی روشنم که به شب لعنتی ام کمک نمی کند
دوست ندارم بگویم اینجا و اینجا و اینجای شعر را دوست دارم
دوست دارم با همه مصرع هایی که دوست دارم گریه کنم
و به کسی نگویم چی را دوست دارم
ممنونم استاد
ارسال توسط: الهام میزبان
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۱:۲۷:۲۳ ق.ظ.
سلام
و
خیلی سلام
و ممنون از اینکه ما را خبر کردید
روزهایی اول که پا در این دیار گذشته بودم خوشبختانه با شما آشنا شدم هرچند که کلی پکر شدم از گم شدن و ... بگذاریم که این خاطره تلخ بقول دوستان نوستاژی گم شدن و یا دزدیده شدن بایستی فراموش بشه .... می گفتم در آن روز هن عمق کار شما و ارزش این نوع آوری و نوسرایی در قالب غزل پست مدرن را کم درک می کردم و این اهمیت علاوه بر کارهای خودت شاید بیشتر به خاطر حس و نسیم سبزی که در خوابستان ساکت سکوت شعر و قوانین بلاغت و خیال کش موجود ایجاد کرده بودید و نمونه اش این همه شکفتن گل سرایان جوان که من از شما و از خواندن اشعار آنان هم فیض می برم و هم خیلی چیز ها یاد گرفتم ومی گیرم و آنها را در سبک سرایش خودم اگر چه الکن است بکار گرفته و می برم چرا که خود نیز جانی تازه گرفته و از جان مایه بکر شما که آغشته و آکنده از شجاعت و جسارت است بهره می برم البته شجاعت نه بمعنای اینکه آدمی بیفتد و غرق بشود در سیاست چه موافق و چه مخالف و یا گیر بدهد به مقدسات . باور ها و تابو های حالا یا خوب یا بد
که این اولا شجاعت نیست و دوما آدم های اهل ادبیات باید اهل صلح باشند و صفا و دلجویی از مردمان آشفته و گرفتار به هر دلیل
نه اینکه مادر مرده های پناه آورده به دنیای شعر و هنر را کک بندازند به .. و اون یه کم آرامش رو هم ازش بگیرند و شما خوب می دانید و خیلی ها هم که اگرچه آگاهی دادن خوب است اما صرفا با آگاه بودن یا شدن هیچ چیزی عوض نمی شود و بایستی ظرف زمان و حوصله سنت های الهی و مشیتش به سر آید یا به نقطه و لحظه تغییر و تحول برسد البته تغیر و تحول برونی والا تغیر و تحولات درونی بخصوص تغییرات درونی انسان در راستای متعالی شدن و جدا شدن از بد ها و بدی ها در هر زمان بقدر وسع هم شدنی است و هم می شود
نشد شعرت را بنقدم تا بعد که حتما خدمت میرسم و با زبان الکن به قدر و قد فهم خواهم نوشت
و اینکه
از نوشتن خسته نمی شوم
باید نوشت
باید گفت
و باید
خواند
و یا که شنید
هیچکس به تنهایی خرش از پل نمی گذرد
و اگر بگذرد حماقت است
من هیچ وقت وهیچ موقع
فقط کلاه خودم را نمی چسبم
باید با هم بود
باید در دشتستان این جهان لایتناهی
بودن را با هم فهمید
و با هم
با این همه آلام و رنج دست و پنجه نرم کرد
ارسال توسط: نامشخص
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۱:۰۳:۲۶ ق.ظ.
سلام
ممنون از لطفت
کاربسیار زیبایی بود.
آرزوی پلنگ های جوان ...
بسیار عالی .
ارسال توسط: مهرداد سنجابی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۸/۲۰۰۹ ۱۲:۵۳:۱۰ ب.ظ.
وقتی "آدمها" برایت حرفهای سیاه و سفیذ می زنند
تازه می فهمی که چقدر تنهایی!
گاهی دل آدم هوای لاجوردی یکدست می کند!
ارسال توسط: بی بی سمانه رضایی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۸/۲۰۰۹ ۱۲:۴۹:۰۶ ب.ظ.
سلام عزیزم
کار خوبی بود ولی نه به اندازه ی کارهایی که ازت شنیدم یا خوندم ...هر چه بود شکل دیگه ای از کار های این اواخرت بود ولی من انتظار بیشتری در حیطه ی زبان و محتوی ازت دارم ....راستی این بحر خفیف دیگه خیلی تو ذوق می زنه و خودم هم بهتر از من می دونی کاش تجربه های متفاوتی در بحر های دیگه هم داشته باشی
هنوز دوستت دارم و دلتنگت می شوم
مرسی...
ارسال توسط: میرزایی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۸/۲۰۰۹ ۱۰:۵۲:۴۷ ق.ظ.
درود بر مهدی عزیز
ممنون...
چشم حتمن سعی میکنم بفرستم
کارت هم که دیگه گفتن نداره
لذت بردم رفیق
ارسال توسط: محمدقائدی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۸/۲۰۰۹ ۱۰:۱۲:۲۷ ق.ظ.
اس ام اس که اومد من قبلش بار ۴ و ۵ هم بیشتر خونده بودم!
این پاره خیلی زیباستا:
آرزوی پلنگهای جوان
میدود از گذشته در تختم
مثل یک موش مرده غم دارم
مثل یک موش مرده خوشبختم!
میدونستین؟
ارسال توسط: سمیه مردانی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۸/۲۰۰۹ ۰۷:۴۹:۵۰ ق.ظ.
سلام ممنون از دعوتتون زیبا بود و خواندنی. به نظرم اندوه بیشتری در این کار بود نسبت به کارهای قبلی آقای موسوی. شاد باشید.
ارسال توسط: اعظم داوریان
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۸/۲۰۰۹ ۰۷:۵۷:۰۹ ق.ظ.
بر کتابی که نیست خم شدهام
توی ِ تاریکی ِ شب ِ مطلق!
ممنون که خبرم کردید.مثل همیشه با دنیایی متفاوت روبرو شدم.
زنده باشید
ارسال توسط: رضا شیبانی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۸/۲۰۰۹ ۰۹:۲۰:۱۹ ق.ظ.
آقای موسوی همیشه به بچه ها می گه بیشتر توی شعر با فلسفه بازی کنن تا حس.
ما همیشه توی شعر بیشتر با حس بازی می کنیم تا فلسفه!
آقای موسوی شعر های زیادی از خودش رو سایت ها می ذاره
اما اون ها هم بیشتر با حس بازی می کنن تا فلسفه!
و حتی اون شعر هاش که بیشتر با حس بازی می کنن تا فلسفه طرف دارای بیشتری داره!
چقدر با حس من توی این صفحه بازی شد!
بازی
بازی
با...
روابط اون پلنگ رو خیلی نفهمیدم. مطمئنم باید چیزی بیشتر از یک کلمه ساده اون جا باشه اما من نمی فهمم.
ارسال توسط: حمید سهرابی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۸/۲۰۰۹ ۰۱:۵۰:۳۶ ق.ظ.
ترس دارم از این شب مشکوک
مثل بچّه
از امتحان «علوم»......
مثل یک موش مرده خوشبختم...
زندگی ایستگاه غمگینی است.......
پلنگ خسته ی پتو .......
چقدر با اینا زندگی کرده باشیم خوبه ؟؟؟
چقدر با بعد از اینا زندگی کنیم .....
خوش به حال ما///
ارسال توسط: آرش معدنی پور
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۸/۲۰۰۹ ۰۱:۲۲:۴۱ ق.ظ.
سلام
من همچنان می یام ،می خونم و لذت می برم .
ارسال توسط: مونا هوازین
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۱۰:۳۱:۰۸ ق.ظ.
مثل یک موش مرده غم دارم
مثل یک موش مرده خوشبختم!
شعر مثل همیشه...
چقد عالی که حالا میتونم هر روز بیام بخونمش
متشکرم
ارسال توسط: الهام حیدری
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۱۱:۰۶:۲۹ ق.ظ.
سلام
بازی با بعد ها خیلی نظرم رو به خودش جلب میکرد جا داشت پیچیده تر و چند لایه باشد
ایام بکام
ارسال توسط: پاکنهاد
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۱۲:۰۷:۳۱ ب.ظ.
باید از این به بعد می فهمید
که چرا خواب من تو را می دید
خواب رفتی تو و بلند شد این
هیچ کس تو را نداده ندید
شاشیدم به این قالب که میشه به این راحتی شاعر شد . جمع کنید کاسه کوزتونو .
ارسال توسط: یک تقی به این بزرگی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۱۲:۲۱:۰۳ ب.ظ.
مثل یک موش مرده غم دارم
مثل یک موش مرده خوشبختم!
چیزی برای اضافه کردن ندارم...همیشه حرفی در شعر های شما هست که حرف و حال و روز دیگری هم باشد...
ممنونبابت هر چیز!
ارسال توسط: ((فردین))
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۹:۴۷:۳۷ ق.ظ.
سلام
ممنون
خیلی خوب
اما عجب کوتاه مثل یک ترس کم یا خواب کوتاه
ارسال توسط: فاطمه قائدی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۱۰:۱۴:۳۳ ق.ظ.
مثل یک موش مرده خوشبختم ، مثل یک موش مرده غم دارم
توی یک ابر گیج غوطه ورم ، ترس ِ از ارتفاع هم دارم...
سلام بر جناب موسوی گل
دوستت دارم و دلتنگتم
از شعر هم استفاده کردم
زنده باشی
ارسال توسط: اصغر معصومی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۹:۲۵:۰۱ ق.ظ.
مثل همیشه عالی بود
ارسال توسط: شهناز
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۹:۱۰:۳۱ ق.ظ.
ممنون شاعر
زیبا بود و از اون مهمتر دلنشین
ولی چرا هرچی به دل میشینه غمگین میکنه آدمو؟
دوست داشتمش
خیلی دوست داشتمش. آشنا بود و صمیمی. طعم بغض و هق هق تو کنج دنج اتاقمو داشت و شعر یعنی همین...
ارسال توسط: مهسا نصراللهی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۶:۵۵:۴۱ ق.ظ.
مثل همیشه عالی...
البته شنیدن این کار با صدای خودتون لذت بیشتری داشت...
کاش اون شعر پاندا رو هم بذارین... کاش...
همه ی شعرهای شما زیباست
موفق باشین
ارسال توسط: نفیسه کریمی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۷:۲۵:۱۲ ق.ظ.
سلام آقای موسوی
مثل همیشه زیبا بود بسیار لذت بردم
در پناه حق باشید.
ارسال توسط: زهره پروین
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۴:۲۳:۲۱ ق.ظ.
باید از خوابها پیاده شدم
زندگی ایستگاه مشکوکیست
همهی شب، مچاله زیر پتو
هق ّ و هق ّ عروسکی کوکیست...
ممنونم به خاطر این شعر که شاید اینروزها کمی آزومم کنه
مگه می شه از این شعر لذت نبرد؟
ارسال توسط: مرضیه فرمانی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۳:۵۹:۴۵ ق.ظ.
از موسوی ممنونم که برای خواندن این شعر خبرم کرد.
موس بر روی میز می لغزد
عکس خورشید توی کامپیوتر!
مدرن علیه نا مدرن!!!
بچه ها از امتحان ریاضی غالبا می ترسند ولی خب قافیه و فضای شعرحکم می کند که از علوم بترسند !!
شاید موسوی از علوم می ترسیده که عاقبت دکتر دارو ساز شده!!!!!!
راستی چرا این سایتها امکان ارسال پیام خصوصی ندارند شاید آدم بخواد چند فقره فحش بده!!!!!!!!!
ارسال توسط: ناپرهیزی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۹ ۰۱:۵۱:۴۹ ق.ظ.
چقدر چیزهای خوب، خوبِ
حتی اگر
بارها و بارها شنیده باشی و
خونده باشی یا دیده باشی...
و لذت بردم
آرزوی پلنگهای جوان
میدود از گذشته در تختم...
صحبت کردن در مورد شعرهای
شما سخت. شعرهایی که همیشه
حرفی تازه، تصویری بکر و
دنیای زیبایی رو در خودشون
دارن.
ارسال توسط: سعید محمدی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۰/۲۰۰۹ ۰۱:۴۴:۰۳ ق.ظ.
سلام...مثل همیشه زیباو دلنشین....مانا باشید
ارسال توسط: علی شفاعت پناهی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۰/۲۰۰۹ ۰۳:۱۷:۱۰ ق.ظ.
درود بر شما -ممنون که دعوت کردید.شعرتان دلنشین بود .ولی از لحاظ مفهومی تکرارهای زیادی بود که کمی به نظر می آمد و اگر شعر بلندتر بود ناجور میشد.در کل کارهایتان را دوست دارم .و امیدوارم در پناه قلم توانایتان و ذهن پویایتان شعرهای بیشتر و شگفت تری از شما ببینیم .ممنون
ارسال توسط: پرستو فریدونی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۰/۲۰۰۹ ۰۱:۳۶:۲۰ ق.ظ.
آرزوی پلنگهای جوان
میدود از گذشته در تختم
amazing
and
breath taking
ارسال توسط: رضا مرتضوی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۱۲:۵۸:۳۷ ب.ظ.
سلام استاد
مثل یک موش مرده خوشبختم، مثل یک موش مرده غم دارم
توی یک ابر گیج غوطه ورم، ترس از ارتفاع هم دارم...
.
.
.
انقدر این شعر را گوش داده ام که کلمه به کلمه اش ورد زبان هر روز و هر لحظه ام باشد.
برای چندین و چندمین بار از شعر لذت بردم، لذتی که مطمئنم هیچ چیز جایش را برایم نمی گیرد.
شاید آن چشم های بی روشن
به شب لعنتی کمک بکند...
شاید...
.
.
.
ارسال توسط: سینا حشمدار
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۱۲:۵۷:۳۶ ب.ظ.
این همان مهدی فرشته ها خودکشی کردند بود؟ نمی دونم باید درباره این شعر بعد از این که می خونی چی باید بگی برای من که همیشه سخت بوده اما نمی دانم چرا دوست دارم مهدی فرشته ها رو در این شعر کمی بیشتر می دیدم. شاید هم ریسکی باشه برای تجربه های بیشتر اما فکر می کنم بیشتر یک خط افقی رو دنبال می کرد. فقط یک لجظه موش غم دار خوشبخت اوج می گیره اما بعد زیر پتو می خزه. بهر حال دفعه اول که می خونی زیباست و همین شاید قدرت شعر باشه.
ارسال توسط: احمد موسوی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۱۲:۳۰:۵۴ ب.ظ.
به آقای مهدی موسوی عزیز:
اولا ممنون از اینکه بنده رو به اینجا دعوت کردید
دوما در مورد اون قضیه تن تتن ها باید بگم منظورم این بود که فکر ی کنم خوب در کار نشسته و تکراری بودن این تکنیک به شعر قوی شما که پر از تصاویر زیبا و جدید بود. ضربه میرد.
یک چیز دیگه هم این بود که فکر می کنم او قسمت همدان هم یک جورهایی سطحی و تصنعی بود
ولی به هر حال لذت بردم از شعر و مطمئنا بعضی از ابیات مثله آن بیتی که با قاقیه های سکوت و الموت همراه بودهن بنده پاک نخواهد شد
در ضمن ممنون میشم اگه تونستید نظرتون رو در مورد آخرین نوشته یعنی آخرین پستم بدونم
باز هم خیلی ممنونم از شما
ارسال توسط: مهدی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۱۲:۱۸:۰۰ ب.ظ.
سلام بر جناب موسوی....با این همه شعر زیبا.....راستش عادت کرده ام به شعرهای بلند از شما خواندن.....انگار می خواستم هنوز ادامه داشته باشد......شعرهایتان همیشه قشنگند.....دوستشان دارم مثل شعرهای نگفته ی خودم....
ارسال توسط: فاطمه انتظار ...انتظار...
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۱۱:۴۹:۱۳ ق.ظ.
سلام سید ! درود سید / بدرود سید ...از لطف و نظرت شدیدا سپاسگذاری هستم.از موشهایت خوشم آمد از ..کاش ... باید ببینمت
ارسال توسط: عابد اسماعیلی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۱۱:۰۹:۴۵ ق.ظ.
باید از خوابها پیاده شدم
زندگی ایستگاه مشکوکیست
همهی شب، مچاله زیر پتو
هق ّ و هق ّ عروسکی کوکیست
سلام اقای دکتر
ممنونم از شعر زیباتون
مثل همیشه قلمتون گرم
ارسال توسط: الهام قریشی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۱۱:۰۷:۰۱ ق.ظ.
زندگی اتاقک و قالی
حرف ها مشت تو خالی
راوی شعر به نظر من خیلی عصبی روایت می کند. به شب لعنتی کمک بکند! یا آن چشم های بی روشن. گرچه ترکیب نویی به حساب می آید ولی عصبی بودن روایت را بیشتر می کند.
این بیت هم عصبی است.
در تنم گریهایست جرواجر!!
به نظر من این بیت ها که روایت را عصبی می کنند به آن ها بار معنایی می دهند به زیبایی شعر ضربه می زنند.
با این حال من داستان نویس از این بیت یاد یوزپلنگانی که با من دویده اند افتادم.
آرزوی پلنگهای جوان
میدود از گذشته در تختم
ارسال توسط: مصطفی مردانی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۱۰:۴۶:۲۲ ق.ظ.
سلام دکتر
زبان فرم و محتوی عالی و بی نظیره
تصاویر بکر و ناب
به همراه موسیقی شنیدنی
هم از نقاط قوت شعره
بارها خواندم و لذت بردم
ارسال توسط: امیر علیمرادیان
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۱۰:۱۱:۰۶ ق.ظ.
سلام
مگه میشه این شعرو خوندو لذت نبرد
مگه میشه با شعرای مهدی موسوی نفس نکشید
مگه میشه؟!!
مثل یک موش مرده غم دارم
مثل یک موش مرده خوشبختم!!
ارسال توسط: امیر حسین شایگان
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۸:۵۶:۳۵ ق.ظ.
خوش که دست افشان برقصم همره اوای دوست/ساقیا جامی دگر ده تا شوم شیدای دوست /
درود به سید مهدی موسوی عزیز
سروده ی زیبایت را خواندم و لذت بردم
پایدار مانی
ارسال توسط: منصورگروسی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۹:۰۲:۳۴ ق.ظ.
شاید آن چشمهای بیروشن!
به شب لعنتی کمک بکند
سلام جناب موسوی کار بسیار زیبایی بود
ارسال توسط: علی اکبررشیدی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۸:۲۲:۲۷ ق.ظ.
به شک باید یقین کرد هیچی چشم روشنی نیست که کمک کند....
مثل عمیشه عالی بود استاد
ارسال توسط: مینا ارشدی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۵:۴۲:۴۳ ق.ظ.
سلام
جالب بود.
پلنگ شدن گربه از سر اجبار است اما نسبت القایی را حفظ کرده البته بدون در نظر گرفتن ۱۳ در صد اخیر...
یا علی
ارسال توسط: رجب بذرافشان
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۴:۲۷:۰۷ ق.ظ.
سلام.......خسته نباشید مهدی عزیز
خوشحال شدم که بهم سرزدید وباخبرم کردید....
ازشعرتون لذت بردم به خصوص:
باید از خوابها پیاده شدم
زندگی ایستگاه مشکوکیست
همهی شب، مچاله زیر پتو
هق ّ و هق ّ عروسکی کوکیست...
ارسال توسط: سعید
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۳:۳۰:۵۸ ق.ظ.
سلام
به
سید مهدی موسوی عزیز
ای که شعرت بوی گل ارد به پیش
مانده ام زین نظم تودرکارخویش
ارسال توسط: منصورگروسی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۳:۲۹:۰۵ ق.ظ.
سلام
زیبا سروده ای بود
با مفاهیمی که انسان در بحران هویت امروز را خوش می آید.
دست و سر مریزاد.
ارسال توسط: مهدی دوست محمدی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۵ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۹ ۰۲:۵۸:۴۷ ق.ظ.
به نام خدا
سلام
خواندم
بد نبود
ارسال توسط: ناصر آسیابانی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۸/۲۰۰۹ ۰۲:۱۵:۱۸ ق.ظ.
باید از خوابها پیاده شدم
زندگی ایستگاه مشکوکیست
همهی شب، مچاله زیر پتو
هق ّ و هق ّ عروسکی کوکیست...
سلام خواندمتان مثل همیشه دلنشین بود..
ارسال توسط: مرسده
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۷/۲۰۰۹ ۰۱:۲۰:۴۹ ق.ظ.
باید از خوابها پیاده شدم
زندگی ایستگاه مشکوکیست
سلام
مرسی کار زیبایی بود ولی من تا الان نتونستم با تمام ابیات یک غزل پست مدرن ارتباط برقرار کنم و فکر می کنم بروز احوالات درونی در این قالب شعری بیشتر از بقیه است علاوه بر اینکه دست شاعر از شاعران غزلسرای کلاسیک هم بازتره پس ترکیب های تازه به زیبایی شعر کمک می کنه ولی گاهی ابهام به وجود میاره.
ممنون که خبر دادید به روز شدن رو.
شاعر باشید
ارسال توسط: ن.هاشمی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۶/۲۰۰۹ ۱۲:۴۹:۰۴ ب.ظ.
سلام.خوبین آقای موسوی؟ ممنون که منو به اینجا واسه خوندن شعر زیبا تون دعوت کردین.مثل همیشه عالی بود.
راستی یه در خواستی در غزل پست مدرن ازتون کردم اگر قابا دونستین جوابمو بدین.
در پناه حق.
ارسال توسط: مریم
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۶/۲۰۰۹ ۱۲:۱۰:۰۰ ب.ظ.
سلام جناب موسوی
شعرتون رو خوندم
من این سبک نوشتن رو خیلی دوست دارم
فقط فکر می کنم در این مصرع : باید از خوابها پیاده شدم یه غلط تایپی هست آیا شدم صحیحه یا شوم؟
ارسال توسط: شمیم
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۶/۲۰۰۹ ۰۲:۱۰:۵۶ ق.ظ.
میشه راحت از وسط شعر بیتی و حذف کرد و اصلن نخوند . تک تک بیتها برای خودشون خیلی خوبن ولی روی هم به چشم نمیان . خیلی بیتهای جونداری گنجوندین .ولی انسجامش و نگنجوندین . پلنگ خیلی به دل میشینه .با سپاس
ارسال توسط: زهره
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۶/۲۰۰۹ ۰۸:۱۲:۵۶ ق.ظ.
سلام
این شعر را نشنیده بودم
لذت بخش بود خواندنش
هر شاعری در زندگی روندی را پی می گیرد خوشحالم که چند سال از این روند را در کنار شما بودم
ارسال توسط: محمد حسینی مقدم
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۰/۲۰۰۹ ۱۲:۳۱:۰۵ ب.ظ.
"منونم استاد"...؟
استاد طوفان؟! خودتون هستین؟
ارسال توسط: اصغر
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۰/۲۰۰۹ ۱۲:۱۹:۱۷ ب.ظ.
فقط می تونم بگم که تاسف می خورم به حال ادبیات ایران که به این حال و روز افتاده. شماها هم دور هم خوشینا...
ارسال توسط: علیرضا
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۰/۲۰۰۹ ۱۲:۱۶:۴۶ ب.ظ.
سپاس گزارم که خبرم کردی
به نظرم این باید یه هذیان شعر باشه که با یک
خودآ گاه ترکیب شده و در نتیجه سراسر تعلیقه.......
ضمایر "او"(جبر می کرد)و یا "تو"(امتحان از تو دادن و کردن)به این تعلیق کمک کردن و مرجع اونا نامشخصه!
در ضمن این سه قسمت:
موشی از پشت تخت میگذرد
در تنم گریهایست جرواجر!!
مُوس بر روی میز میلغزد
عکس خورشید توی کامپیوتر........
امتحان از تو دادن و کردن
بر لبم مزّهی شکست و عرق
بر کتابی که نیست خم شدهام
توی ِ تاریکی ِ شب ِ مطلق!...
آرزوی پلنگهای جوان
میدود از گذشته در تختم
مثل یک موش مرده غم دارم
مثل یک موش مرده خوشبختم!
شعر رو وارد یک فضایی می کنه که به نظرم اگه وارد این فضا نمی شد انسجام بیشتری می داشت ولی خوب در اون صورت رنگ و بوی هذیانیش بسیار کم رنگ می شد.
ارسال توسط: امیر فراز
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۰/۲۰۰۹ ۰۹:۵۵:۵۰ ق.ظ.
salam
dobare sar zadam behetoon ta salami va
chand rooz pish sedaye shomaro downloud kardam vali oon shear bolandetoon ke farmodid nabood......
ارسال توسط: saeed
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۰/۲۰۰۹ ۱۰:۵۸:۲۶ ق.ظ.
سلام استاد
ممنون از دعوتتون ...وسپاس برا تشریف فرمائیتون...
شعر قشنگ تلخی بود ... مثل یک موش مرده خوشبختم ...
همیشه باشید استاد ....
ارسال توسط: طلوعی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۰/۲۰۰۹ ۱۲:۰۲:۱۷ ب.ظ.
.....................
ارسال توسط: مقداد تکلوزاده
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۰/۲۰۰۹ ۱۲:۰۹:۰۲ ب.ظ.
سپاس از دعوتتان
بدون تعارف باید بگویم به معنای دقیق واژه، یک شعر نو خواندم؛ نو، سالم و نیرومند. با عناصری بسیار نزدیک به ذهن و نمادهایی کاملا روشن و ساده. و یک پرهیز زیبا از تکلف و زیاده گویی با اشاره هایی به درستی کمرنگ. هزار آفرین و هزار سپاس به-از این شاهکار.
ارسال توسط: پیمان حنیفه
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۶ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۰/۲۰۰۹ ۰۸:۵۲:۳۹ ق.ظ.
زندگی ایستگاه مشکوکیست
ممنونم آقای موسوی
خواندم و لذت بردم
ارسال توسط: مهسا فعال
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۱۳/۲۰۰۹ ۱۱:۵۲:۱۴ ق.ظ.
بعد از مدتها دوباره خوندم
خیلی خوبه...
ارسال توسط: massi
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۹/۲۰۰۹ ۰۲:۴۱:۳۵ ق.ظ.
«جبر میخواست تا پیاده شوم» بهتر نمیشه اینجوری؟
ارسال توسط: مریم م
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۲۴/۲۰۰۹ ۰۳:۱۷:۲۷ ق.ظ.
توراخدا بس کن اینقدر مشکل؟؟ اه اه
ارسال توسط: لیلا.اصفهان
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۱۱/۲۰۰۹ ۰۸:۳۱:۳۶ ق.ظ.
سلام جناب موسوی عزیز
زیبا و خواندنی وپر درد مثل زندگی بود شعرت
شاید زیباتر از همیشه برایم بود
چرا که تشنه ی خوانش شعری از شما بودم
باشید همیشه شاعرتر از گذشته
ارسال توسط: شرقی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۱۳/۲۰۰۹ ۰۶:۵۷:۲۵ ق.ظ.
سلام هروقت مطلب تازه ای از شما می خوانم زندگی را درون شعرتان احساس میکنم.
ارسال توسط: سایه
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۲۹/۲۰۰۹ ۱۱:۴۱:۱۵ ق.ظ.
dust midashtam in sheare shomara,ba arezuye shear haye behtar
ارسال توسط: shafagh hossainy
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۲۶/۲۰۰۹ ۰۴:۴۲:۴۱ ق.ظ.
با درود
بسیار لذت بردم و ببخشید از اینکه دیر شد به هر حال ممنون از اینکه خبر کردید
در پناه قلم
یا علی
ارسال توسط: محمد صالح سلطانی سروستانی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۲۱/۲۰۰۹ ۱۲:۰۹:۳۷ ب.ظ.
سلام جناب موسوی
شعرتون زیبا و قوی بود بود، اما ازتون انتظار داشتم حالا که دارین چهار پاره می گین و دستتون برای شعر گفتن بازتره،شعرتون طولانی تر باشه!
هرچند خودم معتقدم بلند یا کوتاه بودن شعر خیلی مهم نیست،مهم اینه که قوی باشه!
"زندگی ایستگاه مشکوکی ست"
این مصرع چقدر منو یاد این شعرتون میندازه:"زندگی ایستگاه غمگینی ست"
این شعرو چند سال پیش برای شب شعر دانشگاه علوم پزشکی بابل فرستاده بودین اما متاسفانه خودتون نتونستین بیاین!
شاعر باش،شاعرانه زندگی کن و شاعرانه بمیر...
موفق باشید
ارسال توسط: کامران محمدی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۹/۲۰۰۹ ۱۱:۳۵:۲۵ ق.ظ.
عکس خورشید به اون عظمت توی یه کامپیوتر که برای زندگی به یه پریز معتاده. ما آدم بزرگا این جوری زندگی می کنیم، خودمون خواستیم که این جوری باشه.
بر کتابی که نیست خیره شدم. چقدر من چیزایی رو که نیست دوست دارم.
دارد چشمی که نیست تر می گردد
یک شب که نیامده سحر می گردد
این نامه ی ننوشته اگر پست شود
مردی که نرفته است برمی گردد.
من هم یک پتو دارم که روی آن عکس یک پلنگ است، یک پلنگ که از جاش جُم نمی خورد. خیلی دوستش دارم. پلنگ خسته ی پتوی من...
دسته گل بی رنگ و بو
پلنگ خسته ی پتو
سهم من از این همه شب
یه تیکه نور کوچولو
مثل یک موش مرده خوشبختم غم هم دارم...
دیگه ادامه نمی دم، کلمه نیست.......................................................
ارسال توسط: فهیمه حسینی علی آباد
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۸/۲۰۰۹ ۰۶:۱۷:۵۷ ق.ظ.
سلام آقای موسوی
ممنون از اطلاع رسانی تون.
شعرتان را خواندم و
در حافظه ( کامپیوتر و خودم ) ثبت کردم.
ارسال توسط: سولمازبرزگر ( اردبیل)
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany