زمان انفجار یک دینامیت در معدن
و کشف یک صدای گوشخراش
از یاد باروت
میرود
*****
شدن ماشه بر تفنگ آغاز میشود
و بودن ما در امتداد رقص دود
از گلوی گدازهام
تحمّل کنید!
ریشتر -فقط- اندازهی انگشتان دو دستان است
تحمّل کنید!
*****
بر بلندای تیر چراغ
هر شب قار میزند خطر
تا جفتگیری زهد با عشق
همیشه در حاشیهی جاده مخفی بماند
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۲۶/۲۰۰۹ ۱۱:۳۷:۴۸ ق.ظ.
معاصر بودن در حیطه ی زبان ، اهمیتی بی تردید دارد ولی تنها در صورتی که به زبان همچون ابزار سازنده ی فرم نگاه شود .شعر خوبی بود .
ارسال توسط: بابک صحرانورد
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۷/۲۰۰۹ ۰۷:۳۳:۱۱ ق.ظ.
با سلام
شعر بسیار زیبایی بود.و بسیار خیال انگیز.لذت بردیم...
موفق باشید.
ارسال توسط: رضا شیخ سامانی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۶/۲۰۰۹ ۰۶:۰۹:۵۴ ق.ظ.
خواندمش . کلمه دارد لمس می شود .
ارسال توسط: خدامراد فروهر
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۷ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۶/۲۰۰۹ ۰۷:۲۵:۳۵ ق.ظ.
سلام پسر
باورت باروت است باور کن!
ارسال توسط: امیر خالقی
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany