۱)
لمس ِ انگشت طرح ِ درهم ِ لبخند گیاه
واریتهی خُرد این همهی رفتار
بازمانده بود از قِسم و منظرهی پنجرههای کاشته شده روی دیوار (دیوارهای یک هزارتو)
- دخمهی منظره -
چشم ِ در کنار ِ چشم ِ دیگر ِ روی صورت گفت: آهان- به دنبال ِ تصویری از لمس گشت تا رسیده بود به پنجره و ایستاد
تابلوی گیج یک تصویر
نقش بازیگر بعدی اگزیستانسیالیسم است را
همهی ما بودیم و شکل ِ صدای بیریختی ِ اشیاء و در اطراف
حنجرهاش بوی دریا میداد
مشتی حلاوت و بادیه به باد داد و به یک مَرد
ریزش دیوانگی و دَرک ِ طراوت ِ علفهای شیرین
خاطره از درک عاجز است و رفتار ِ یک مُرده
صاحبخانه ما را مخفیانه دعوت کرد تا گربهاش را کمی نوازش کنیم و از حوض ِ خیس برایش بگوییم و برویم
رفته بودیم
کمی خودش را صدا میزد
از درختی که دیگر قطع شده بود و خشک
در پشت پنجرهای که دیگر اینجا نبود.
۲)
قالی
نشط ِ کلمه از دهان ِ گشاد
برای چند لحظه از زمان فکر کردیم به لامسه
انکار ِ هر چیزی که دم ِ دست میآید
پنجره در باد برجسته میشود
قطره قطره در گودی ِ چشمان
فسیل میشود این لحظه در یک قاب
خوانش ِ شکارگری
رابطهای با نَم ندارد این همهی تصویر؟
این سوألیست که پرسیده میشود {دهان گشاد}
۳)
یا نه
که ویرم باشی
انبساط در ابرهای صعود و برای اینکه ابرند
پنبهی مرغوبتر از پوشک بچّه ندارم برای این زخم
از خودم نشت میروم قرمز تا بچّهی شاشیده
فقط ِ زُهدان ِ با چشمهای ملتهبم میبینم هستم
با چیزهایی که بلدم
و زهدان
نیمی تاریک و بقیه خیس و دردناک
مثل پنجهای که جنین روی پوست میکشد
میکشی
عادی
مثل درختها
کمی آب و کمی زمین
همین.
۴)
به آرامی و مستحیلِ در رنگ
پیشاپیش از اندازه صورتِ در خودش ریخت
راوی خودش را قدمید به جلوترِ صورتِ شاهزادهیِ ایرانی
تعلقپذیرِ روایت و روند جمعِ قهوه میخورند در خانه
به که بمانیم "انگشت انگشت" وُ رفتیم
خاطرهی ملی را
رهیافتِ به خطِ این میز
حنجرهی "این"
↓
از ریخت
تبسم یاد وُ در ما نبود "این"
به سخره
صفحهی مسطح در سطح و ریدِ اشک
با به از رد و گُذار
رفتار شیِ در روبرو در ادامهی خیابان است
و باد
ایمانِ تشییع با جنازه است که بایدست و همه فهمیدیم
ما به التفاوت
این تکه از دریایِ متن مالِ من است
ماضی:
من یک آینه هستم و دیوار
بعدن هم هستم با خودم
و "نه"
شُد و پاییز بود و همه چیز
ریزش واژه بر آب
ط ن ی ن
غلط انداز وُ خاصیتِ سطرِ جهان بر کاغذ و موسیقی وُ در ما --
رفتار لمس
مشقِ خطوط:
بچه گربه میدوید و دوید تا جایی که دیدم
و کلید آبی گُم شد
بیواسطه از خورشید و بیهودهگی
غروبِ خورشید.
۵)
صدای کیوی اِشتهارِ به خروس و اوضاع
قاعدهی حصار نیستم در برگ
منظرهی ریده شده در چشم تا چشم کار میکرد
همهمهی ریخت و او او اووو چند مرتبه
اردک با قالیچهاش
با خودش کواککواکاش داشت ازمنظر رفته بود
و رفت فاصلهی تا ابر را از اریبِ نردههای چوبی
مغموم روییدن هیچ اشارهای نیست برای دندان
لق لقِ صدا در انبوه رویش و نامِ درخت
نور در شاخه ها میترکد و دستم به نور اشاره داشت
در حجم از بُعد (مینا هندسهی تحلیلی دوست ندارد و من دارم)
و تحلیلِ بَعد از برگ:
کارخانه ی غذاسازی
باد بیاید که من عاشقم تَر از صدا و سنگهای
افسانه مینا جواد فرخ و خودم
با رسوخِ در رنگِ با تهمزهی اطراف
و خورشید
وقتی هنوز بیدارم تا بعدن
بعدن خاهد آمد و آمد من هم بودم.
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany