عبدی (عبدالله بهروانفر) که برای اجرای خصوصی گرگان آمد، گپی زدیم با هم و گفت اشعار نخستین آلبومش «شلمرود» که در آمریکا روانهی بازار شده، بیشتر از خودش و مصطفی یاوریست. مصطفی از بچّههای شاعر و نقاش مشهد بود و بهتر است آنها که بیشتر میشناسندش بیشتر بنویسند از او برای ما؛ نوشتن از آنها که پیش از ما رفتند زیر خاک برای ما که بعد و آنها که بعد ما حتماً (میمیرند) شاید (بخوانند). میشه خوش باشیم که این اشعار با موسیقی زیرزمینی ایران نقب به ینگهدنیا بزنند و بعد از هوا و زمین هجوم به فضای ایران بیاورند. دیگران میگویند تهاجم فرهنگی بهش و ما درش نفس میکشیم. تا بعد نشده ترانهی «ابر پاره» را از «مصطفی یاوری» بخوانیم:
یک عمر مانند یک بت مینشینی
تا اقتدار مضحک خود را ببینی
تا آنطرفها/
پرسهای هرچند کوتاه
در لوشزار بیکلاغ اخم و اکراه
تا آنطرفها/
لحظهای در یک تقدّم
خود را ببینی بر سریر نقرهای
گم
تا آنکه از ابر سیاهی بیسخاوت
سر بگذراند قامت خشک صدایت
فریاد تندی مثل تندر
مثل طوفان
یک جیغ مثل وحشتی گم
گیج هذیان
یک ماسک بر چهره امّا
تلخ و تاریک
یک دست
- یک نیزه
دستی گیر ماتیک
یک عنصر بیمحتوا
فرم کلاگیس
بر شانه باران میشود
بارانیی خیس
یک چتر امّا لازم است
اینجا بهار است
یعنی تمسخر میچکد
این ابر پارهست
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany