لمیدن در کوپههای صبح را دوست دارم
فکر کردن به چند لیوان را
این آخرین سفر خیلی خستهام کرد
بلوغ دختری
از کوپهی بغلی
به چمدانم لغزیده
که بوی سواحل شرقی میدهد
چمدانم سنگین بود.
تَرَق تَرَق تَرَق تَرَق تَق تَق
تجمع چند تابوت
پایان اعتصاب را تایید نکرده.
و
کلکسیونها
از پی ِ کلکسیونها
بلکه برای گناه و درد.
پردهای سفید اینجا تو نیست دل!
شیطان رفت
تا جایی زیر باران بایستد و
برایم دست تکان دهد
او
پستانهای نامفهوم زنی را برای من گذاشته.
شبهای سردی در راه است
پایین پنجرهای که به کوچه بسته میشود
بنشینم زیر پالتویم کز کنم
توری ِ آبی رنگ با تمام زوایای ناممکن
پیراهنی راه راه و
نفسهای کوتاه کسی که در اتاق خوابیده است.
این موقع ازسال اندوهم فصلیست
و بیتابی ِ گنجشکان فصلیست.
پروانهای چرخ بزند
روی شانهام بنشیند
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۲۲/۲۰۰۹ ۱۲:۴۲:۵۲ ب.ظ.
bad nbod amma (tabot ) khily ja nyoftade bod
ارسال توسط: ...
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۰۶/۲۰۰۹ ۰۹:۳۶:۵۳ ق.ظ.
سلام آفرین تنها چیزی که می توان گفت آفرین است شعر بود بود بود.دوست ناآشنایت سینا
ارسال توسط: سینا
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany