کلمهی خاطره قبل از خاطره فاصله ندارد؛ متنهایی که هیچ نیستند، برای هیچند. هیچ؛ این تنها مغاکی که سلطهاش را اعمال میکرد و نمیشد ریشخندش کرد. هیچی که بکت در پندار، آن را تنها چیزی [؟] مییافت که از سایهی احاطه و تسلطش نمیشد خارج شد. قرار بود کلمه با خاطره فاصلهای نداشته باشد.
فضای جادویی برای بکت باز میشود. یعنی چه؟ جادو میکند تا بتواند جادو بکند؟ شرارت میکند تا شرایط مهیا باشد؟
کلمه با خاطره جفت میشود. حروف کلمه، تک تکش، واجد معناهایی مجزا میشوند با حفظ جایگاه، با حفظ سمت. هر حرف، حرف میزند اما جایگاهش را در کلمه تنها به ظاهر حفظ میکند. و که آقاجان مثلن "ما یک کلمهایم به ما به چشم یک کلمه نگاه کنید"؛ یک خودخواهگی مطلق که فضا را تنها به نیت برای "خودم"اش باز میکند؛ فضای نامیدن. نه فقط قدرت نامیدن پدیدارها بل قدرت نامیدن تمام کلمهها، حتی قدرت نامگذاری تک به تک حروف در همه بیشمار موقعیتهایی که میتوانند داشته باشند به نسبت کنار هم قرارگیری.
توان معنابخشی حتی به ژست حروف حروف در جایگیری بینهایتشان. توان بیان این بیان - معنابخشی تنها با بیان این بیان - معنابخشی به وجود میآید، رشد میکند و به اعلا درجه میرسد چون نرسیده پنداشتهاستش.
بکت کمال افزده دارد! چیز اضافهای که نقص محسوب نمیشود اما زایدهای است که وجود بیمسوولیت و به درد نخورش توجیه ناپذیر است. باید غیر از ابزار بیرون ریختن محتویات مستعملْ بودن، توجیه محکمتری تراشید برای افاده موجودیت آن. اکْمل که حشو نمیپذیرد. اکْمل ظرفیست که بیش از گنجایشش نمیشود در آن گنجاند. پس اضافه، یک لازم است، مالکیت کامل (بکت؟) یک متعدی لازم بدون قایلشدن ملزومی برای خود، لزومش و لازمهاش را نفی کرده. ملزومی که مقصود میشود برای متعدی باید بتواند، به دردنخوربودن و اضافهبودن لازم (بر وزن زاید!) را نفی کند. اولین و تنها پدیدهای که توانایی برطرفکردن این نیاز، قابلیت نقشبخشی و اثبات لازمبودن این لازم را دارد پدیدهای است که وضعیتی معکوس داشته باشد به اکْمل ِ نه هنوز متعدی. پدیدهای که بتوان مکمولش داشت. تودهای از کَمْلْ که هنوز و همیشه چیزی کم دارد. تودهای که یک فقدان را میان خود باقی گذارده. یک نقص که اتفاقا چندان نیازی به تکامل ندارد و در حقیقت تنها نیاز محدودی به کاملْ (بر وزن فاعل!) دارد که این هم توفیقی است اجباری که برایش تعریف شده است و تنها بر اثر القای مزایایی است که متعدی وانمود و القا میکند که پدیدار (ملزوم) انتخاب شده موقتا به آن نیاز دارد.
نوشتار بکت تا پیش از "متنهایی برای هیچ" خواطری هستند انسجامیافته که فواصلش (فواصل کلمه از خاطره) با کلمه و حمله، بلاغت و زیباییشناسی و فرم و ساختار هنوز نشانگر قایلشدن نیاز «تودهی دفرمهی رشد اضافیش» به پدیدار، ایده یا جسمیتی مکمول و ملزوم است.
هر چند شیوه کنایهگرانه و هجوآلودهی نوشتار بکت به وضوح میل و حتا اقدام به طغیان علیه اجبار محتوم و مقدر "زیست ذهن در تاریخ و تلاش مذبوحانهاش در رصد و شناخت فاکتها را آشکار میکند اما این طغیانها در سطح اتودهایی همچنان متدیک و تقلاهایی همچنان روشمدار و البته نبوغآمیز میمانند.
متنهایی برای هیچ اما تجربه خطیر و پیش از موعد کسی است که با سلحشوری منحصر به فرد خود کلمهها را منطبق بر خواطر میکند و خواطر را بر کلمات میچسباند. به این واسطه وضعیتی پوسیده مانده و هرگز توصیفنشده بازنمایی میشود، اگر قطع به یقین، نه فقط هیچ التفاتی بلکه حتی هیچ امکانی در این وضعیت برای بازنمایی وجود ندارد. این وضعیت به واقع خود ِ "نمایی" است!
نمایی از خود نمایی هیچ فاصلهای از هم. موقعیتی که به همان میزان انتخابی و اختیاریبودن، جبری و احتمالی نیز میتوانست تلقی بشود، اینجا مبدل به ارادهای محض میشود. تجربهی "کلماتی که با جادوی اطوار و اشارات واج واج حروفشان در لحظهای یکجا و حجیم، کل ظرفیت «زندگی» را بارگذاری میکنند" را تا پیش از متنهایی برای هیچ میشد معلول به انتها رسیدن عمر و نزدیکی مدید به رویداد مرگ داشت.
متنهایی برای هیچ با بلاهتی عظیم که پیامد شجاعتی عظیمتر است قاطعانه مرگ را معلول این به تمامی زیستن در کلمه مینماید و مینمایاند. دانستنش ضرورت دارد که پیش از این، کنش نامگذاری این مجموعه از حروف، اعلان جنگی است آشکار علیه هرگونه رویکرد و تمایلی که قصد داشته باشد با قایلشدن به وجود نیاز اکْمل به ملزومی که توجیهگر یا فایدهتراش برای همان زایده کمال اضافی (معرفت افزوده؟) در اکمل باشد.
عجیب آنکه این نامگذاری به طور مطلق به موجودیت و استقلال خود هیچ [این واپسین معضل عضلانی عبورناپذیر و بلعنده] رسمیت و اعتبار میبخشد.
"هیچ" تصویر روشنی از فقدان است که رسمیتبخشیدن به آن در عین حال رسمیتبخشیدن به فضایی است هم هست که "هیچ" اشغال میکند. همچنین همزمان به تودهای که اطراف هیچ را گرفته یا بافتی که "هیچ" در دل آن قرار دارد و موجب تشخیص آن (هیچ) و حتا این (چیز) میشود هم حیثیت و ثبوت میدهد.
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۰۴/۲۰۰۹ ۱۲:۲۰:۳۵ ب.ظ.
سلام دوست قدیمی و عزیز
زیبا بود نوشته شما
خوشحال شدم از رویت آن
خداوند حافظتان
ارسال توسط: سیدحمید هاشمی
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany