«لطافت همزمان»
بهترین گلهای قرن خودم را دیدم
در فضایی بودم بین دو صدای یاکریم زندهی خندان در سپیدهدمی که هرگز در آن آفتابی از پشت کوهی مرتفع در حوالی چناری ایستاده با مشت
در پری تازه به اوجی ناگهان بود با صورتکی از ارتفاعات
سوراخی بود بین دو اکنون و هرگز بود
نگاهی در جریانی ابروار به سوی بادبادکی شاید
کسانی بودند از گلها که در رویایشان گربهای به سوی پرپرشدنی شتابان در هرگزی مدام
نوعی از حماسهی زردها در ارغوانی تازه
هجوم قرمزی ابرآلود بین دو نت تازه در فوارهای از آکوردهای جیمی هندریکس تازه
بعضی از کاکتوسها گلهای پیوت را خوردند
داشتم در حال مرده بودن سیگاری میکشیدم در گلها بوی بهار نارنج در مرغزار در بین دو موی اسب سفید در حال حرکت دوار
بدبختی مدام در حالتی از صدای زنجیر
نوعی از مادران مارهای سینه را خوردند
زیبایی در عمق ماجراجویانه دکلها را مینشاند روی چمنها
چمنها روح مرا نوشیدند و مفتون ابرهای تازهام کردند
یک گربهی کامل در بنفشههای تازهی زرد خوشرنگ فراررنگ
نویسشی در عمق ماجرای دو پستان آفرینش
قبیله تازه در رئیس قبیله بود بودند بودهاند و اکنون
بهترین عمل آدم بهترین عمل بود
کمبود نوعی حس مرارت بار تکرار
فقدان دو دندان از تعداد ستارهها بیشتر است
نوعی از سرخپوستان معاهدهای پای آی پای در حضوری هر چند نامشخص در اطراف ارتفاعات محظوظ
حاشیه امری بیمحتوا در آغوشی خسته و سیگاری تازه بر لبانی کفآلود در بعد از ظهر گوشهگیر
در نوعی حماسه ریشهدار
پریدن جنبان رنگ قرمز ساعت شماطهدار پاندولی متمدن
گفتوگویی خیالانگیز رویای مدام صفحهای متمایز
ماجرای باد لای شاخهها روی ابر سادهی زودگذر مدام
نیمتنهی درخت کهنسال شهودی هوسانگیز اقتداری کودکانه
بنفشهای کبود در هوس شهوتانگیز چمن پخش روی برگها
دخترکی در حسی فرورفته کنکاشی از ندیدههاست
کنون که ابری از عاطفهات در برگرفته حس ملایم مرا جنونم در سرکشیست
دخترانی در حال تماشای دخترکانی در بعد از ظهر
پادگانی سرخپوست جذاب خوشحالی ارثیاند
حس بخشی از ماجراجوییست که ناگهان دربارهی چیزی به شکل نامعلومی تازه میشکفد و بخشی از ماجراجویی حسیست
سقوطی همهگیر در اشراف متوهم ملتپرستانی آغشته در عسل
نوعی از صورتبرداری سیرورتی نامفهوم روحی گندیده
باد در نوعی سکون به نوک پرندگان رسید
کلاغها ترس را خوردهاند و در امکانی تازه آغشته به بار گناهانند
آبی در سفیدی در حال دویدن دویدن سفید روی آبی و معکوس
گربهی سیاه شوم گربهی سیاه ناشوم را میخورد در بازی البته
پیرزنی مجرد در حال فروختن روح تازهاش به متاهلی احمق است
مردی جوان در همهگیری این مسئله امری نامفهوم
روح اکثریت در حال تمیزی کسی که حس داشت خانوادگی
خانوادهای در حال مجاوز از مجاوز مجاور جواز
کسی که روحت را میجود در اکثریت خاموش احمق سایه دارد
بزمجهای ریشدار
خنداندن در اکنون کولهپشتیام پشت پشتیام
وقتی اندک در فراستی استوار هر کسی زودتر به مقصد برسد از اسب سفید تندهتر دیده بود
بخشی از دو تکه شدن در شدنی مداوم روی دو بخشیها
سقوط بر فراز ابرهای ساده گرفتن یقهی ایکاروس در لحظهی ارجاع
انفجاری حلقوی در تلاشی مدام سوژه در حمایتی نا به هنگام در هیجانی جمعی بخشی از انجماد در نوعی بکارت قلابی
قلابی از صورتها روی پاشیدن روی اندکی بعدتر
بادها در رنگ زرد روی چمنها صورتهای جنبان
کهکشانی از آگاهی در آوای گنجشک نر
ای سکون همهگیر در حماقتی ساکن سلام العلیکم
دهانبندی از اکنون منتشر در پر کلاغی دگرگون
سایهها در بازی جانفرسای نور در حالی که کلماتم در سایهی خودکارند خودکارند
شبیه حرکت باد روی پرهای عقابی که با نوکهای تیز نگاهش پرهایش را میآستارد
آستانهی حملهی تازهی هتدار به موشکاندازی اکنون در کنونیتی مداوم و پرهای کلاویهدار با نتهای تلورانس
صدای بیصدا در باد
باد صدای بیصدا را جابهجا میکند به شرط اندکی ممارست شبههدار
شمارهی انگشتان اشارهدار به تاول مبتلا در سکوتی هیجان دوست مهربان
آرامشی روحبخش در لطافتی نو
روحی در آرامش لطافت نو در بخشش خصوصیت انحنادار
اعتقاد شورانگیز به بکارت جانفرساست
نوک پیکانی به سمت تعداد زیادی نوک پیکان در نقطهای
ته بیش از مدام حقیقت در شور بختی واقعیت میرخند
عصبهای چندگانه در سیناپسهای دونده پیادهروی
بادی که از غرب میوزد وضوح دونده در ابرهای کاغذی کودکیام
آهن ربا روی کاغذ لکههای جوهر را کلمید و کلمهها کلیدهای آفرینش نقاط اکنوناند متمرکز
زبانی الکن از صوت موسیقی تلورانسهای متافیزیکال
شکاکیت اندام در انهدامی سفالین درون جمجمهی فیلسوفی جمجمهای
نباید در تقطیع پشه محافظهکاری کنونی داشت
صورتهای اشاص بیروح در شخصیت بیصورت با
تلاطمی مواج در شکستن امواج قایقهای بینهنگ اسب سفید در تعداد منحصر به فردی
کنون شکل نیافتنی در ازدحامی ماجراجویانه هیجان روحی آلوده به مسواک
دویدن سقوط در حال دویدن سقوطی با مشکی دختران زودتر به بهار نشستهی خشن و زیبا
سایهی خون پشهای روی واقعیت سوال مطرح رگهای خاصیست
گوشهای پر شاخ درختان پخش لاجوردی
افتخار حمایت شوندهی در پشت حقارتی تکامل نیافته
صورتکی در حین کف سفالین قاصدکی لغزان روی سرامیکها رقصان
قاشقی به نام خودکار و خواهشی صفحهای.
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
هرچند با بعضی از انقظاع ها کنار نیامده ام هنوز اما انچه که من را راضی میکند زبان متمایز و تر کیب های عمیق این کار است
ارسال توسط: نسرین نوش
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۰۳/۲۰۰۹ ۱۱:۱۱:۱۶ ق.ظ.
داستان تصویری شما همراه با موسیقی کلاسیکوارش واقعیت زندگی را قابلهضم میکن که شاید درهر نوع محاورهای با بهترین فن بیان نتوان عنوان کرد.
موفق باشید
ارسال توسط: س.پ
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۱۰/۲۰۰۹ ۰۱:۲۵:۲۶ ق.ظ.
سلام مجید. کامل نخوندم هنوز. امّا این تکه تکه که خوندم داره به من حال می ده. سطرا دارن تجربه می شن
ارسال توسط: نیما صفار
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany