»
 سارا میرابی » شش شعر » سیاه‌پوست

سارا میرابی۱)
سیاه‌پوست
شاید سفیدپوستی‌ست
که رنگ‌ها را نمی‌شناسد.

۲)
متمرکز می‌شوم
آنچه باید رو به رویم باشد
از پشت
به سرم می‌کوبد

۳)
پارس نکنید
بوی تعفن نادانی
از بزاق
از لای دندان‌های نیش
زخم‌های تنم می‌سوزد
اینجا کسی در تفکر خویش
کرم کرده است.

۴)
هجوم مگس‌ها
از جسد گندیده
بوی باد را تغییر می‌دهد
این مغز متعفن متلاشی زاده شد
من
با ضربه‌ی شدیدی به دنیا پرت شدم.

۵)
هی خط سفید
در نقطه‌ی سیاه
دایره‌های حلقوی سیگار
آمیزش دست و لب و سیگار

۶)
شبیه شب روشن
به زور روز تاریک
سیاهی درونم را
پوست سفیدی پوشاند
تا قانون علیت به اثبات برسد
همیشه چیزی برای مخفی کردن وجود دارد.

 تاریخ انتشار: ۵ خرداد ۱۳۸۸

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 1


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۲۷/۲۰۰۹ ۰۱:۲۴:۴۷ ق.ظ.
salam
az sheratun khosham umad . alian
. vagt kardin ye sar bezanin:www.sokoot-sokoot.blogfa.com

ارسال توسط: sokout