۱)
میروی ...
آمدنت
هندسهی معوّج کوچه را شکر کرده است
با چای و نان داغ و کش آمدن عسل!
قاشق که میزنی
بوی شهد
از آجر نامرتب کوچه بخار میشود
روی لبهای ما مینشیند
#
و ...
میروی
فاصلهی شیرین جاده را زیر میکشی
دو خطّ موازی مارپیچ
به کندوی من میریزی
بُعد دوریست خیابان
و جای ترمزهای بیدریغ تو جان کوچه را شکرریز کرده است
۲)
« عبور »
عبور؛
ردّیست
کشیده روی سُر ِ سَرپنجههاش
عمیق،
درون کاسهی گود ِ پاشنهای درشت.
و یا
عبور
وسواس منظم ذهنیست در عدد.
#
مسیر؟
عابریست
شعاع بینهایت دایرهای
آنسوی بلندا
و خاربوتههای ترش تمشک
به خون مذاب سرپنجه و پاشنهاش.
میان ِ وسوسههای درّندهایست،
این شکاف عمیق
جنینهای کال پیرزنان مرگ
خرامان و مست،
به خوابهای نهالین؛ دو زانو
با خندههای جوانتان
بهار را،
از پس بار ِسنگین سیاهسرفه؟!
زمین
به جشن پرستوی جاری خواهد رسید.
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۰۹ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۰۷/۲۰۰۹ ۰۲:۵۵:۵۲ ق.ظ.
سلام
چه خوب است بعد چندین سال
دیدن اسم ها و چهره های آشنا
مثل وحیده عزیز
ارسال توسط: سید مهدی موسوی
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany