»
 مراسم تشیع پیکر حامد روزی‌طلب

حامد روزی‌طلبامروز یک‌شنبه ۱۹ خرداد ۸۷، مراسم تشیع پیکر حامد روزی‌طلب شاعر و نویسنده‌ی جوان به امامزاده طاهر کرج بود.




حامد روزی‌طلب


حامد روزی‌طلب

به همین مناسبت مجلس ختم آن مرحوم روز سه‌شنبه ۲۱ خرداد ۸۷ از ساعت ۴ الی ۶ بعد از ظهر در مسجد علی ابن ابی طالب واقع در کرج، دولت‌آباد، خیابان اصلی برگزار می‌شود.


از او پیش از این کتاب «ستون‌های کج» منتشر شده است که می‌توانید «از این قسمت» دانلود کرده و بخوانید.

دیروز بدن او بعد از چندروز بی‌خبری در کوه‌های عظیمه‌ی کرج یافته شد.
بنا به وصیت او لطفا حضار با لباس سفید در مراسم حضور یابند.

«پنجول می‌کشم بر آب
آب طوریش نمی‌شود
خودم دارم خفه می‌شوم»

یادش گرامی.

 تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۳۸۷

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 16


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۷/۰۴/۲۰۰۸ ۰۵:۵۶:۰۲ ق.ظ.
نمایشنامه ی مرگ (توجه این یک نمایشنامه نیست)

او دیگر نیست . شاید ما نیستیم و او هست

ارسال توسط: شهاب


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۸/۲۰۰۸ ۰۱:۴۳:۵۹ ق.ظ.
کاش یک شوخی بود........

وقتی که مرگ می دود وداد می کشد
انگار زوزه همنفس باد می کشد!
انگار جای پیر ترین زنده ی مریض
من را به میهمانی اجداد می کشد!
تقدیم به روح شاعرانه اش
از طرف الهام

ارسال توسط: الهام خضرایی منش


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۷/۰۱/۲۰۰۸ ۰۱:۵۰:۳۹ ق.ظ.
omidvaram hich vaght faramosh nashi,mese kheilia....
.
.
.
.

ارسال توسط: نازنین


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۷/۲۰۰۸ ۱۱:۲۸:۲۷ ق.ظ.


و تو رفتی و هنوز.....

ارسال توسط: سارا


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۷/۲۰۰۸ ۱۱:۲۵:۵۴ ق.ظ.

و هر چه نقطه گذاشت ماسه،
حرفش تمام نشد دریا...

ارسال توسط: سارا میرابی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۷/۲۰۰۸ ۰۲:۵۰:۳۲ ق.ظ.
از روزی که خبر رفتنشو شنیدم تا امروز از حالت عادی زندگی خارج شدم ولی می دونم حامد حال خوبی داره و جمعشون جمعه!هرچند برای خانواده عزیزش خیلی سخته.

ارسال توسط: نامشخص


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۴/۲۰۰۸ ۱۲:۴۱:۱۹ ب.ظ.
kashki hamed alan zende budo javabe hamatuno midad.vali dg nemitune.....
omidvaram hich vaght faramoosh nashe,mese kheilia.....

az jae ke be ۲nya amade budam
raftam
be jae ke be ۲nya nayamade budam

ارسال توسط: khahari ke asheghane duset dare


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۳/۲۰۰۸ ۰۹:۱۲:۵۹ ق.ظ.

با سکوتش،
جدی ترین
حرفش را زد و رفت ....

ارسال توسط: نازنین . واحدنژاد


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۲/۲۰۰۸ ۱۱:۳۰:۰۱ ق.ظ.
خانم نا یینی ،خانم نایینی،خانم نایینی ....این همه شوخی در ادبیات نمیگنجد،این همه بوی خاک ،این همه جای زخم وبوی خون ..عروض دارد خفه میشود.. ،آب هنوز میلرزد،کاش یک شوخی بود..
«...قرص ماه گشنگی ام را برمی انگیزد..دیگر دستهایم بند آمده،انگشتانم بریده بریده مینویسد..از چه بنویسم؟ از برفها که در بلعیدن رد پاها زیاده روی کرده اند..از برگهای جوانمرگ که جنازه شان روی شیشه می چسبد..در این صبح ولرم ،در این غلاف تنهایی تن شمشیر شده ام..»
شعرش یادم آمد وهمانقدر بریده بریده که انگشتانش می نوشت نوشتم.. «وقتی که میدوم،قانون جاذبه را زیر پا گذاشته ام،وقتی که میگریم،چرخه ی آب را،
ووقتی که نفس میکشم ،قانون طبیعت را،یکی بیاید مرا دستگیر کند..» کسی دستگیرش نتوانست،در طبیعت ،طبق قانون طبیعی جاذبه،..پرید..کسی دستگیرش نتوانست.............

ارسال توسط: شاد روان


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۲/۲۰۰۸ ۰۲:۱۵:۲۸ ق.ظ.
lebase sefid va labkhandi bar lab va...

ارسال توسط: familzare


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۲/۲۰۰۸ ۰۶:۴۸:۴۲ ق.ظ.
عکسش به طور عجیبی اکسپرسیو است ، مثل شعرهایش ،زندگی اش ومثل مرگش، دلهره ایی فرو میریزد درونم،مثل تصور لحظه ای که فرو افتاده،مثل انحنای عجیب چشمهایش که دارد کادر خفه ی عکس را میدرد، همه جا یک چهره بودوکم پیدا میشوند این چنین....

ارسال توسط: شاد روان


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۱/۲۰۰۸ ۰۳:۱۳:۴۴ ق.ظ.
ddamash garm ooo .....
woooooooooooooooooooow

ارسال توسط: farzaneh moradi


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۱/۲۰۰۸ ۰۸:۳۷:۵۵ ق.ظ.
... دارم خفه می شوم
روحش شاد...

ارسال توسط: نفیس


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۰/۲۰۰۸ ۰۴:۴۱:۲۴ ق.ظ.
سلام .
این جدیه یا یه ادبیات جدید عروضیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
حتمن خبر بده بهم

ارسال توسط: سمانه نائینی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۰/۲۰۰۸ ۱۲:۲۸:۲۷ ب.ظ.

_______

پنجول می کشی بر
خاک و .........


یادش گرامی.

ارسال توسط: نازنین .واحدنژاد


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۰/۲۰۰۸ ۱۲:۵۱:۰۷ ب.ظ.
نمی دانم دقیقاً چرا گاهی باید زندگی کرد و لی می دانم چرا باید مرد. راستش نمی دانم چطور مرده این آدم اما فکر کنم بدانم برای چه ما همه می می ریم. جوان مرگی تاثیر سختی دارد تاثیر ریزش کوه در خواب سنگین دامنه. مثل پرتاب شدن در باد است هی از آن نوک قل می خوری پایین تکه تکه می شوی اما نمی رسی در آخر دیگر تو نمی رسی فط تکه تکه های تو می رسند. تکه های کوچک و بزرگ . حالم بد است .چه می شود کرد همین گهی هست که هست این دقایق نحسی.

ارسال توسط: داریوش معمار