»
 یاشار و محمدرضا اسکندرنژاد » یک شعر » در سنگرهای ترسنده از ضربات ممتد قلبم

یاشار و محمدرضا اسکندرنژاددر سنگرهای ترسنده از ضربات ممتد قلبم
می‌پرم به معنای نشستن
وقتی پا از خزر بریزد و
بچه‌های شکل خون بپرند بیرون از آب
بشود تابستان و هزار گرما
بپیچد آب از بحران خزر در لوله‌های تنفسی‌ام
خون از رگم نزند این روزها شکل تو بیرون
من ترمز دستی بریده شود
عکس آخر شتاب‌زده          بی‌افتد در ای کاش
از نزدیکی گوش‌هات داد نزند ولی        پرده‌ات بی‌افتد
داد با هفتادهزار نفر بزند
گوش بدهد تو مستقیم
از راست جناحی که بسته‌ام
برود          کسی که رد نمی‌شود
جسد از روح مقتولش بپرد
مبادا این شهریوری       کاغذسوزان تو را قبول شود
قاتل چشم‌های شکل خونم        از رگم بگو بزند بیرون
دیشب عروسی کارخانه‌ی تولید که بود
به مصرف می‌رفت پس کوچه کو
به مولوی سطر دومم اگر برسم
کاغذ نمی‌کشدت که نمی‌کشمم است
در این اثرکشان بی‌جا مانده
تو از وسط بخوانم
شقه به طرز عمیقی در مقتول فرو رفته و
داروغه از رفتار چشم‌های تو نصفه بیرون می‌زند.

 تاریخ انتشار: ۴ تیر ۱۳۸۷

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 3


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۹ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۰۴/۲۰۰۹ ۱۲:۲۷:۰۲ ب.ظ.
برای یاشار(محمدرضا)مهربان:
چاقوی تیز از نشیمنگاه تا نطفه گاه من
خراشیدم.
صاحبش مردی بود که در اشتراک موازی مادرم
مرا خونین متولد کرد.

ارسال توسط: سوسن


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۹ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۲۵/۲۰۰۸ ۱۱:۳۸:۵۵ ق.ظ.
نمنه؟!

ارسال توسط: نامشخص


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۹ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۰۴/۲۰۰۹ ۱۲:۲۳:۲۲ ب.ظ.
برای مهربان یاشار(محمدرضا):
زیر بار تیزی چاقو رفتم
درد وجودم را تا نطفه گاه بشریت کشاند
یارای جیغم نبود
خفه شدم
صاحب چاقو
مردی بود که در اشتراک مماس با مادرم
مرا خونین متولد کرد.

ارسال توسط: سوسن