دانلود کتاب عقبمانده
مواجهه یا عبور (؟)
چند حرف ِ مربوط به «عقبمانده»، علی سطوتی!
اولش سخت نیست دانستنش برای من که علی سطوتی ِ این کتاب (عقبمانده) چهها نمیخواهد باشد. الان که هنوز بعدهاست ماندگی ِ میان ِ ذوق و استراتژی چندبارهخوانی ِ این کتاب است (میشود). از ذوق و ذائقه و میل، ماندن و هم از هدف و استراتژی، فقط جا ماندن نیست. اصلاً آیا نمیتوان هر وضعیّتی را در بدوَش ناوضعیّت دانست؟ یعنی میشود این شعرها که نامتمایل به تولید جا مینمایند هم سپری و جادار شوند (میشود).
در این حین میبینم و میدانم منش آنارشیک که بد شاعرانهست بیشتر به سلبیّات، حذرها و مواجههها تن و پا میدهد (همین خودش کلّی کاره). حذر از حقیقت ِ شاعرانه و گاه برخورد پارودیک با آن، فرصت گرفتن از خیالپردازی و فضاسازی و... به مفهوم عرفی و مألوف ِ فارسی، تولید متنی که زیاد بوطیقابردار نباشد (...) که خواست و سلائق ِ نیما صفار هم دور ازش نمیافتد و... یعنی حذر از اکثر ِ آن چیزهایی که فارسی شعر گفتن را حیثیّت ِ اثباتی میدهد مخصوصاً در دکان ِ آکادمی.
به جاش میشود گفت که شعرها کم امکان ِ کنایی خوانده شدن را ندارند و مجاز هم در محاکات آثار بیتأثیر نیست. ذائقه و استراتژی که گفتم را پایینتر میگویم.
خوب، مثل ِ بسیاری ازمان که حرمت ِ زبان نگاه نمیداریم، بخشی از اتفاقانگیزیهای این اشعار به وررفتن با نحویّاتند (این که گفتن ندارد (گفتم که بگویم)) + رابطهی بین ِ سطرها را بسیاری اوقات فیزیک زبان پر میکند. منظور از فیزیک، صرفاً وجه شنیدیداریش نیست (دست داد/ دست خط داد/... (ص۱۶)) + و باز روابط را گاه کنایههایی که به طعنه تنه میزنند میسازند یا جهانهای موازی ِ شاعر + اینطوری کمتر عنصری غیرقابل اعتماد میشود. علیرغم حذر از بوطیقا، عناصر این متون بیلحظهای تردید با یقین، اعتماد و مفاهمه نزد هم میآیند؛ شاید چون مبتلا به سوژهاند.
چند مثلاً: اینجا همه در شعاع چند متری چیزی قرار دارند (ص۲۱) ترغیبم میکند به خواندن (اینجا همه چیز در شعاع چند متری قرار دارد) از آن. توی این حالت دوّم فیالمثل شاید (قراردارد) کمتر قراردادی باشد. سخت نیست حدس این که شاعر ابهام و گنگی شاعرانهمآب حالت پیشنهادی من را در مقام ِ مقایسه با توصیف ِ عینی ِ خودش نمیپذیرد. مثلاً این دو ساخت مشابه: (بوی دهان کسی اتاق را گرفته/ میتکاند/ و ابروهای تو از ابتدا پیوندی نیست/ حکایت اندازهای باشد که اندامی نمانده است (ص۳۲)) و (سالی سه سال برای دار/ بست نشستند/ و ذوزنقه/ مادر ِ امضا بود/ از پای روی پا شکسته دیدن (ص۳۴)): زمینه که ساخته میشود پس وَیی میآید که اگر عطف هم باشد عطف ِ به ماسبق است؛ به خیلی قبل، جهان ِ شاعرانگی ِ چیزها و در سطر سوّم خلاف ِ آنچه شعرا عادت دارند باز تشتت فراهم است و زبانی که برنمیآید از پس ِ خودش. پس کار سطر ِ میانی میتواند مصرف الحان ِ شاعرانه شناخته شود برای تولید اینطور شعر؛ دقیقاً مصرف.
تولید ِ جا که گفتم فقط منظورم امکان ِ زیست و اقامت نیست. این عبارتها نمیخواهند احداث ِ فضا کنند یا پیش بروند-نروند در روایت. دوباره میگویم که سپری شدن جا میدهد به هر تولیدی. بحثی در این نیست. امّا من فکر میکنم سوای رفتن در وضعیّتهایی که بعداً موجود میشوند (چون هیچگاه وضعیّت موجود واقعاً موجود نیست) میتوان شناسههای وضعیّت را مختل کرد؛ نه الزاماً با التقاطیگری که با نگاهی غیرواکنشی و شخصی.
مثلاً: توجّه بیشتر به وجه کنایی زبان و حیطهی دلالت و معنی و... (چرا نیمه ماندهام؟/ چرا دستهام همیشه بیرون خاک میماند؟/ هنوز سگهای اردیبهشت در خون من پارس میکنند (ص۲۲)) که احتمال شخصی خوانده شدن و به تعبیرم تولید ِ جا دارد، در زِبَرمتن ِ کتاب و شعر بیشتر به قول ِ خودی در فاز ِ کناییست.
در ادامه باز هم مثلاً: (خیس را سینه به سینه منتقل کند (همان)) را (خیس را سینه به سینه سینه به سینه منتقل کند) هم میشود خواند. شاید علی سطوتی بگوید حالش از این سماعبازیهای زبانی به هم میخورد. بعد من بلافاصله اینطور میذارم تو آستینش: در مقابل آنچه نمیخواهیم شاید خیلی لازم نباشد اتخاذ منش واکنشی و گارد گرفتن (چون اینجوری یکجوری زیرمجموعهی همان میشویم). میشود مثلاً صرفاً تن نداد یا اصولاً آنقدرها جدّی نگرفتش. مثلاً:
میشود مقابل ِ آن شعریّت که بحث ِ علماست الزاماً ناشعر و ضدّشعر نگذاشت. میشود تن نداد به حیثیّت اجباری شعر امّا نه از سر ِ جدل و مواجهه که گاهی عبور فقط (عبور رد شدن از کنار هم میشود). بر آن نگاه که استراتژی میچیند در شعر نمیتوانم مکث کنم؛ چون الگو و تمثیلش از حیطهای آمده (سیاست) که آنجا هم دارد ناکارآ میشود و همچنین بر نگاه ِ ذوقمدار که ذائقه متکی به سلامت آلات ِ ذوق است. من میخواهم اینجور شعر که اتفاقاً در همین بلاتکلیفی و احداثناپذیری خوانده میشود را حالا حالاها بخوانم. با نگاهی به روزبه گیلاسیان، شعر گفتن الآن نمیتواند بیزاری از شعر نباشد.
۲۸/ ۱/ ۱۳۸۷
http://arooz.com
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany