»
 حامد روزی‌طلب (یادش گرامی) » یازده شعر » چند ساله گی ها

حامد روزی‌طلبچند ساله گی ها


۱
دوستت دارم
همچون زمین
بدون مرزبندی‌هایت
۱۴ سالگی


۲
یک جفت کفش کنار هم
یک زوج جوان دور از هم
کفاش ما را برای هم ساخته است، کفش می‌گفت
خدا ما را برای هم نیافریده، زن می‌گفت
آیا قدرت کفاش از خدا بیشتر است؟
۱۴ سالگی


۳
درست بنویس غلط
چند تا غلط یک درست را درست می‌کند
درست را خوب بخوان
تا از این غلط‌ها نکنی
۱۵ سالگی


۴
"فلسفه‌ی کشتار"
ای کاش کسی نیزه‌ای بر می‌داشت
و توی قلبم فرو می‌کرد
تا این همه کشتار را
نبینم
۱۵ سالگی


۵
"توجیه"
اینقدر مرا به راه راست کشیده‌اند
که موقع راه رفتن می‌لنگم
۱۷ سالگی


۶
تو پاکت شیر را از یخچال بیرون می‌آوری
من گره کراواتم را سفت می‌کنم
و هیچ کدام از اتفاق دیشب حرفی نمی‌زنیم
۱۸ سالگی


۷
"عشق نوستالژیک"
من گاوم
ای ماه
پیشانی‌ات را به من بده
۱۹ سالگی


۸
دیوار چین
روی ماه
چقدر پیر شده‌ای!!
۲۰ سالگی


۹
"جفت‌گیری"
کفش‌هایت جفت می‌شوند
وقتی که پیش من می‌آیی
یا
ما جفت می‌شویم
وقتی کفش‌هایت پیش من می‌آیند
۲۰ سالگی


۱۰
"تاکسی درمی"
پرنده
در مه روی جاده پرواز می‌کرد
که تاکسی خشکش زد
۲۰ سالگی


۱۱
از جایی که به دنیا آمده بودم
رفتم
به جایی که به دنیا نیامده بودم
۲۰ سالگی

 تاریخ انتشار: ۱۴ تیر ۱۳۸۷

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 2


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۹ ب.ظ.
DATE: ۰۹/۱۷/۲۰۰۸ ۱۰:۴۹:۴۶ ق.ظ.
dam garm hamede nisti ke hast

ارسال توسط: farzaneh moradi


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۱۹ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۱۶/۲۰۰۸ ۰۴:۲۴:۰۷ ق.ظ.
"عشق نوستالژیک"
من گاوم
ای ماه
پیشانی‌ات را به من بده
۱۹ سالگی


۸
دیوار چین
روی ماه
چقدر پیر شده hd
zibast

ارسال توسط: i\hooman