مرگ اونجاست
تکیه داده به دیوار
انقدر به رنگ ِ دیوار ِ
که دیوار ِ،
دیوار اونجاست
لای درختا
انقدر به رنگ ِ درختاس
که درختاس.
خودکشی یادداشت نمیخواد
تیغ میخواد
۸۷.۱.۱۲
مرگ تکیه داده به تلوزیون
اینقدر به رنگ ِ تلوزیون ِ
که تلوزیون ِ
مرگ نشسته روی مبل
اونقدر به رنگ ِ مبل ِ
که مبل ِ
مرگ از شیر ِ دستشویی مییاد پایین
اینقدر به رنگ ِ آب ِ
که آب ِ
مرگ ایستاده کنار ِ آتیش
اینقدر به رنگ ِ کنار ِ آتیش ِ
که کنار ِ آتیش ِ
مرگ توی جوهر ِ خودکارم ِ
اینقدر به رنگ ِ جوهر ِ خودکارم ِ
که جوهر ِ خودکارم ِ
یکی به من سلام داد
منم جوابشو دادم
یکی که اینقدر به رنگ ِ مرگ بود
که مرگ بود
اگه تیغ داشتم
دیوار میومد تو بدنم
درخت مییومد تو بدنم
تلوزیون مییومد تو بدنم
مبل، آب،
کنار ِ آتیش میومد تو بدنم،
اگه تیغ داشتم
خودم ُ رُژ ِ لب میکردم
یا ساندیس
و گوشهی میز که پریده.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی برای همیشه خداحافظی کردی
سیگارم را خاموش کردم
برای همیشه
خب باید چیزی را ترک میکردم
تو را که نمیتوانستم/ میتوانستم؟
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۲ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۱۵/۲۰۰۸ ۱۲:۴۷:۲۰ ب.ظ.
کار اول رو مثل یه اوتیسمی نوشتی.از تکرار به تنوع رسیدن.منم این مرضو تو شعرام دارم.میومد تو بدنم...هات یاد در چشمهام...های کارجدیدترت انداخت.یا گفت سلام گفت صبح بخیر/ یکی به من سلام داد.تو دیگه شعر نمیگی شعرات تو رو میگن.
ارسال توسط: فروغ تاری وردی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۲ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۰۷/۲۰۰۸ ۱۱:۱۰:۲۷ ق.ظ.
فامیلمونه ها /.. چه خوبه /....
ارسال توسط: فرزانه مرادی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۲ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۱۳/۲۰۰۸ ۱۰:۱۸:۱۸ ق.ظ.
به نظر من شعر اول قوی تر بود.. شروع خوبی داشت هر چند روند ابتدای شعر تو کل شعر ادامه داشت و یه جوری به تکرار رسیده بود ولی با پایان بندی خوبش نشون داد که این شگرد تکراری لطمه ای به شعر نزده بود. من از این شعر لذت بردم... پیروز باشید
ارسال توسط: همزاد
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۲ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۰۷/۲۰۰۸ ۱۱:۰۶:۵۶ ق.ظ.
man in sheroo ghabalan shenidam in sher kasre dasht na - dar zemn onghadr na enghad dooreste kheyli mamnoonmisham tashih beshe
dar kol tashakoor mikonam az zahamatetoon
ارسال توسط: masood moradi
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۳ ب.ظ.
DATE: ۰۱/۱۴/۲۰۱۰ ۰۹:۵۸:۰۰ ق.ظ.
مرا در جنگل زندگی نکته ای بیاموز تا هستم
در جشن درگذشتنم غصه ات را نمیخواهم چو رفتم
در پی دوست بودم که تا حس تعلقم تو رایافت
به ناگاه بانگ برامد که وقت رفتنست
ارسال توسط: محسن فارسی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۳ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۰۸/۲۰۰۸ ۰۱:۱۰:۵۴ ق.ظ.
سلام.
شعر های زیبایی بودند .
موفق باشی.
ارسال توسط: میخوش ولی زاده
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۳ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۰۷/۲۰۰۸ ۱۱:۱۵:۰۵ ق.ظ.
بگذار برای پنجره هایی که تا حال شوق خورشید را ندیده اند از چشمانت بگویم .
بگذار میله میله قفس ها را به پرواز خیال انگیز تو آزاد کنم .
امشب پر شده ام از نا گفته های سالیان ، پرم از هجوم وحشت درک بی تو بودن .
هیچ کس به اندازه قفس تنها نیست . بگذار پنجره تو را احساس کند.
مانا باشید./
ارسال توسط: یسنا
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany