»
 مریم قهرمانی » یک شعر » گلبول‌هایی که می‌پاشد از کسی

مریم قهرمانیگلبول‌هایی که می‌پاشد از کسی
روی یخچالی
که از قضا سفید.


تکه تکه
مثل پاهایی که توی شلوارک می‌لرزند
روی کاشی‌هایی
که از قضا قهوه‌ای.


محلولی که می‌پاشد از دستگاه گوارش
روی دیواری که از قضا صورتی


امحائی که پرت می‌شود از جمجمه
در جایی
که از قضا حیاط.
 
(جارو نمی‌کنندش.
مثل کسانی که ایستاده باشند دور چیزی
همین‌طوری)


تختی که دراز و گوشه‌ای است.
مثل کسی که می‌خواباندندش می‌ماند.
که می‌پیچیدندش توی ملافه
که هل می‌دهندش توی کشو.


: من سردم است و انگار هیچ‌وقت گرم نخواهم شد.


کشوهای مستطیل
که از قضا موازی.
و درهای یکی یکی
که از قضا چوبی
و قفل‌های همین‌طور
که از قضا آهنی.


:خودم بود.


مثل کسی که می‌آورندش می‌ماند.
و می‌خواباندندش توی خالی.


مثل کسانی می‌مانند
که از قضا می‌روند.


: نگاه کن که چه برفی می‌بارد.


مثل تک سلولی‌هایی می‌مانند،
اطراف ملافه.
که از قضا گرسنه.


: جدا می‌شوم به ذراتی که از قضا سلول‌هایم.
با غشاها، میتوکندری‌ها، ریبوزوم‌ها، هسته‌ها و دستگاه‌های گلژی


مثل تک سلولی‌هایی می‌مانند
و روی دوششان بسته‌هایی،
با غشاها، میتوکندری‌ها، ریبوزوم‌ها، هسته‌ها و دستگاه‌های گلژی
 
مثل غشاهایی می‌مانند که از قضا پاره می‌شوند.
و ذراتی که بیرون می‌پاشند.


مثل ریبوزوم می‌مانند.
هسته
میتوکندری
و دستگاه‌های گلژی
و مثل تک سلولی‌هایی،
لابلایشان


مثل تک سلولی‌هایی می‌مانند
و تویشان از قضا ریبوزوم، میتوکندری، هسته و دستگاه‌های گلژی


: مثل غشاهایم می‌مانند
که از قضا توی رگبرگ‌های یک گزن.

 تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۸۷

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 12


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۰۷/۱۲/۲۰۰۹ ۰۴:۵۲:۵۳ ق.ظ.
سلام مریم خوشحالم بعدمدته اثی ازت تو این سات پیدا کردم.

ارسال توسط: زهرا


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۲۷/۲۰۰۹ ۱۰:۴۱:۳۳ ق.ظ.
خوشحالم که نوشته های پر احساس شما را خواندم برایتان آرزوی موفقیت دارم.

ارسال توسط: علی فکرت


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۰۷/۰۷/۲۰۰۹ ۱۲:۲۰:۳۳ ب.ظ.
متاسفم برای این سایت و این صفحا که نام هر چرند
پیچانده ای را شعر می گذارند

ارسال توسط: محمد فرجی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۱۴/۲۰۰۸ ۱۰:۳۷:۲۹ ق.ظ.
خزعبلات طولانی و خواندنیی بود

مار را سر کا رگذاشتید که ازبیکاری بهتر است

ارسال توسط: داوود بهارلو


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۰۱/۱۲/۲۰۰۹ ۰۸:۱۴:۱۱ ق.ظ.
...
لب ِ برکه ی خشکیده ام / بدون تو
...
به شبم نخند
به روزم...

ارسال توسط: فریور


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۰۱/۱۵/۲۰۰۹ ۰۹:۴۰:۵۵ ق.ظ.
مطالبتون جالبه منم مثل شما مطلب مینویسم خیلی جالبتر اینکه اسم و فامیل ما مثل همه!

ارسال توسط: مریم قهرمانی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۰۷/۲۰۰۸ ۱۱:۱۷:۲۵ ق.ظ.
بگذار برای پنجره هایی که تا حال شوق خورشید را ندیده اند از چشمانت بگویم .
بگذار میله میله قفس ها را به پرواز خیال انگیز تو آزاد کنم .
امشب پر شده ام از نا گفته های سالیان ، پرم از هجوم وحشت درک بی تو بودن .
هیچ کس به اندازه قفس تنها نیست . بگذار پنجره تو را احساس کند.
مانا باشید./

ارسال توسط: یسنا


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۰۴/۲۰۰۸ ۰۹:۳۶:۵۱ ق.ظ.
سلام خانمی منو به خاطر داری سه شنبه های فرهنگسرای اقوام .از دوباره دیدنت خوشحال شدم هنوز شعری که برام نوشتی دارم

ارسال توسط: مریم صادق بیگی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۱۳/۲۰۰۸ ۰۹:۵۴:۱۴ ق.ظ.
سلام
ما که سردرنیاوردیم...

فقط او ن تکه شعر فرخ زاد قشنگ بود...

ممنون

ارسال توسط: مجید


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۲۸/۲۰۰۸ ۰۸:۵۰:۴۵ ق.ظ.
شعر خوبی بود حتمااز آن در خواندن آلبوم بعدی خود استفاده خواهم کرد.با تشکر*

ارسال توسط: ساسی مانکن


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۱۲/۲۰۰۸ ۰۳:۱۸:۴۶ ق.ظ.
امحائی که پرت می‌شود از جمجمه
در جایی
که از قضا حیاط.

شعر خوبی بود و لحن یکدستی تا آخر به گوش می رسید

ارسال توسط: هرانده


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۱۱/۲۰۰۸ ۰۹:۰۰:۳۸ ق.ظ.
ترسوندیم مریم قهرمانی دوست :[

ارسال توسط: فرزانه مرادی