۱
حسرت
حس مسرت
مسرت حسرت
عشق بود با شمعدانی گیسوهای شکسته
شاعر شایعهی این شعر را تشریح نکرد
پنجرهی صورتی از همیشهی زرد به اکنون سرخ باز میشود
عاشقم
نگاه من به چراغ رنگی دارد
به رنگ صدف لبهایت بر مروارید شنهای ساحل آپارتمانم
عشق در آپارتمان ارتفاع دارد
نگاه همینطور از پلهها بالا میرود
به شمعدانی شکستهی گیسو که میرسد عاشقم
کشوی سال قبل
پر از عکسهای توست
کفشهای خالی در معرض نگاه راه نخواهد رفت
زمستان در تفصیل فصل چشمهایت
با موهایت چه میکند؟ اگر نکند
۲
دیروز چندتا ماکارونی فریاد میزدند
حالا هم که اقوام کسی فوت نشده
خیس است
- کسی که پراید ندارد
- خواهرمادر ندارد
بعد میروند توی مترو
از آن طرفش در میآیند
یادش بخیر چندسال پیش که خیس بودیم
یکی از ما زرد شد
اگر مادر کسی شبیه گوگوش باشد یعنی کجا؟
خواهرمادرت را توی چیزی ریختهام
که لای در هم نیست
خواهرت که گوشه ندارد باطل است
حیف پدر مرخصی نداشت
یک نفر از تویش در میآید میگوید الله اکبر
بعد یادش میرود دست بزند
خواهرت را من دیدهام
سهچهارمش پیدا نیست.
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۱۸/۲۰۰۸ ۱۱:۲۰:۴۳ ق.ظ.
besyar lezat bakhshe majid hal midi khafan
ارسال توسط: dfhcfghxd
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۰۷/۲۰۰۸ ۱۱:۱۸:۱۷ ق.ظ.
بگذار برای پنجره هایی که تا حال شوق خورشید را ندیده اند از چشمانت بگویم .
بگذار میله میله قفس ها را به پرواز خیال انگیز تو آزاد کنم .
امشب پر شده ام از نا گفته های سالیان ، پرم از هجوم وحشت درک بی تو بودن .
هیچ کس به اندازه قفس تنها نیست . بگذار پنجره تو را احساس کند.
مانا باشید./
ارسال توسط: یسنا
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۴ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۲۰/۲۰۰۸ ۰۲:۵۵:۴۵ ق.ظ.
به نظر من فرمها به هیچ وجه بعید نبودند و صرفا هدف ازبعضی شعرها سرکار گذاشتن بوده. آن هم نه جنبه مثبت سرکار گذاشتن. بیان نیز سست و متزلزل بود. در کل بذت بردم
ارسال توسط: من بچه ملا ۲۵ سال دارم
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany