»
 محمدحسن نجفی » دو شعر » دردی‌وار

محمدحسن نجفی۱) دردی‌وار
دریا پنجره؟
را به روی ساحل؟
بست؟
نه!
هنوز ادامه دارد.
ادامه دارد هنوز.
- بعد از هنوز، حرف دیگری
هست که از زمان ِ الفبا گریخته -
گریه‌کنان گریختم
از خودم
که تو بودی
من توام، تو - امّا - منی، ای یار؟
برو از بر خویش
مثل میوه‌ی پخته‌ای که می‌رود از شاخه‌ی خویش
در باران گیرم
یا خزان خزان
دور نشویم از اصل مطلب

دریا
شد
در دیوار خودش
- دردی عمیق و درونْ‌استخوانی -
غرق.


۲)
من
آلیاژ ِ
آهن
و
شدن
ام.
■■■
بودن
برای‌ام
تاریک است. شکل اتاق کسی که تاریخ را نوشته و
یه آبم روش.
■■■
[مفهومه؟ یا یه جور دگر بگویم که بارها؟!

 تاریخ انتشار: ۶ شهریور ۱۳۸۷

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 3


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۶ ب.ظ.
DATE: ۰۹/۱۱/۲۰۰۸ ۰۹:۰۷:۴۲ ق.ظ.
حرفی این میان جا مانده که حتی مذاب آهن هم استخوانش را پر نخواهد کرد...
منی/ تویی ، این میان جا مانده...

سپاس

شب خوش

نقطه

ارسال توسط: سارا محدث


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۶ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۱۸/۲۰۰۸ ۰۱:۵۴:۲۸ ق.ظ.
یه پیشنهاد کوچک:"من توام تو اما منی ای یار" رو حذف کنید.تاثیر وچند بعدی شدن بین گریختن از حود و رفتن میوه از شاخه بیشتر میشه."بودن/ برایم/ تاریک است "رو خیلی دوست داشتم

ارسال توسط: فروغ تاری وردی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۶ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۲۸/۲۰۰۸ ۰۳:۰۰:۵۶ ق.ظ.
درود
نشریه ی زیبا و وزین شما انسان را به و جد می آورد .
به روزم و منتظر نظرات ارزشمند شما
بدرود

ارسال توسط: یوسف رستمی


 نوشته‌های مرتبط: