»
 نیما صفار » ویژه‌نامه » ادبیات به چه دردی می‌خورد؟

نیما صفارجایی که این سوأل قابلیّت طرح برای من که می‌نویسم پیدا می‌کند، آن‌ جای مألوف نیست؛ آن عقل ِ معاش-معاد فایده‌سنج و غایت‌گرا. اگر برآید از لغت سزاوارتر است به پرسش و سنجه انداختن: دردی که داری و چیزی که به آن بخورد؛ یعنی کمش کند. یک جور ِ مصرف ادبیّات همین هم بوده و هست: تسکین و سکنی؛ هم رسوخ می‌کند درت و هم جا تویش می‌شوی. امّا این فقط نیست. نه این که حاوی بسیار چیزها باشد. نه! فقط همین که این واژه که به این گشادی در این پهنه‌ی تاریخ و جغرافیا و... افتاده، سقف پردرزودورزش کش هم آمده بسیار؛ یا نه! نامی‌ست و همان دالّ اعظم شاید با هر مدلول دل‌بخواه. این از خوبیش است و دوستش هم برای همین دارند.
امّا این سوأل آن است که انضمامی و در شرایط زیستی لااقل اهالی، مبتلایان، ورروندگان و... ادبیّات از خود می‌پرسند: «که چی؟» و هیچ پاسخی کهنه نکرده این (که چی؟) را.
آن جواب سرراست (هیچ) است و این که وقتی می‌دانیم منافع «تعریف» می‌شوند و نیازها «تولید»، دیگر گور بابای اعتدالیون و ایدئولوگ‌ها که جا و کارکرد بشناسند.
بیاییم این بار وجه هتاکانه‌ی این پرسش را نگاه کنیم. چیز ِ گنده‌ای که قرار است معنی‌بخش زیست‌ونیست‌مان باشد، فراخوانده‌ایم: تو به چه کارمی؟ کم نبوده‌اند چیزهایی که با نگاه ابزاری به ادبیّات آمده‌اند؛ به دست آمده‌اند.
گفتن از ادبیّات گفتن از هنر هم هست. چون هر چه سر خر را کج کنیم، بالاخره تهش این «روایت» است که فی‌المثل نقاشی در قاب می‌نشاند.
لغت «آزادی» را هم دوست داشتم بیاورم در گیومه؛ بیشتر همان (آزادی از) البته منظور است.
بالاخره سر این که می‌توانیم بنشینیم نزدیک‌تر که: این که «ادبیّات به چه دردی می‌خورد؟» بد سوألی نیست. وقتی خبر را با تصویرش داری، از جنگ و زلزله تا مثلاً صحنه‌ای روزمرّه در یک کشتارگاه بهداشتی، آن بدایت و بداهت تصویر و خبر که انحراف از هم ندارند و... تهش می‌توان ناچار شد به ناگزیری از ادبیّات.

 تاریخ انتشار: ۸ شهریور ۱۳۸۷

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 3


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۶ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۰۶/۲۰۰۹ ۱۱:۳۳:۴۴ ق.ظ.
ادبیات کلمه است و کلمه خدا...

ارسال توسط: مرتضی ملک محمدی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۶ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۲۹/۲۰۰۸ ۱۱:۱۲:۲۱ ق.ظ.
مگر لذت دود سیگار سوال دارد ؟ مگر از پشت تریبون حرف نسلی را زدن درد می خواهد ؟ مگر اگر اگر بود در گیومه ای نا تمام حول هیچ و هنوز و ونه گات رادمردی می خواهد در این ۱۳۸۷ ؟
ول کن نیما من مست گاز سگ های توام . و اینکه چطور می شود مست از لورکا بگی با اشکی که یادگار خانه هایت و تنهاییت می شود .
هنوز پیر نشدی نیما . وقت زیاد داریم .
می ایم .

ارسال توسط: کیومرث (کیو)


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۶ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۲۹/۲۰۰۸ ۰۹:۵۱:۲۶ ق.ظ.
مرسی
مخصوصا از ته ش نیما

ارسال توسط: سوده نگین تاج


 نوشته‌های مرتبط: