»
 خدامراد فروهر » دو شعر » در راه روی...

خدامراد فروهر۱) در راه روی...
در راه روی دادگاه
میوه‌ی جوان غلت خورد و رفت لای پاهای قاضی
و قاضی از پله‌ها بالا می‌آمد
با سایه‌ای که از پله‌ها پایین می‌رفت و بوی گلدان‌ها را با خود می‌برد
سایه از تن جدا شده بود

در راه روی بیمارستان
علامت روییدن سرو
بر لباس بیمار
به دهان باز پرستار لبخند می‌زد
و دهان باز
تا شکار جسم
به اندازه‌ی یک بابونه‌ی وحشی فاصله دارد

در راه روی پاساژ
زنی میانسال گم شده بود
زنی میانسال که در محور افقی جسم‌اش به انسان شبیه بود
و در محور عمودی
همه به او خیانت کردند
حتی شوهرش

در راه روی باران
زمین به یک دندان شبیه است
که هنگام پرت شدن به هیچ دندانی شبیه نیست

در راه روی فاحشه‌ای مغموم
کانال‌های تلویزیون در حال آشپزی با جک‌های گیاهی هستند


۲) یکی از شعرهای زن‌ها و مورچه‌ها:
گارسون به میز نزدیک می‌شود
گارسون از میز دور می‌شود
گارسون ناپدید می‌شود
گارسون می‌آید
گارسون خم می‌شود
گارسون به لیوان‌ها خیره می‌شود
گارسون به سقف نگاه می‌کند
گارسون زیر میز می‌رود
گارسون مورچه را می‌بیند
گارسون به مورچه لبخند می‌زند
گارسون بلند می‌شود
گارسون به زن لبخند می‌زند
گارسون به لیوان‌ها لبخند می‌زند
گارسون به بیرون می‌رود
گارسون ناپدید می‌شود
گارسون می‌آید
گارسون به میز نزدیک می‌شود
گارسون به انتها نگاه می‌کند
گارسون زیر میز می‌رود
کرج ۲۲ مرداد ۸۷

 تاریخ انتشار: ۸ شهریور ۱۳۸۷

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 3


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۶ ب.ظ.
DATE: ۰۹/۱۶/۲۰۰۸ ۰۱:۱۶:۳۷ ق.ظ.
اگرحامد بودحتمن براتون کامنت می ذاشت

ارسال توسط: روزی طلب


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۶ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۲۰/۲۰۰۸ ۰۲:۴۹:۲۰ ق.ظ.
احسنت

ارسال توسط: من بچه ملا ۲۵ سال دارم


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۵:۲۶ ب.ظ.
DATE: ۰۱/۱۱/۲۰۰۹ ۰۸:۵۷:۴۵ ق.ظ.
زیبا بود.

ارسال توسط: مهراوه