من راه را دومرتبه گم کردم، این راه، راهِ چندم آدمهاست؟
حس می کنم به قافله نزدیکم، « این ایستگاهِ چندم آدمهاست»
من از دیار گم شدهای هستم، از سالنامه های پر از دیروز
چیزی به نام فصل نمی دانم، این ماه، ماهِ چندم آدمهاست؟
ای طفلهای بی سر و بی فرجام! ای کودکان زخمی خون آلود!
آیا شما ز مرگ نپرسیدید؟ زادن گناهِ چندم آدمهاست؟
موج طوافهای پر از تزویر، رنگ قنوتهای پر از باروت
بیت الحرام و کعبه چه متروکند! خون، قبلهگاهِ چندم آدمهاست؟
هر روز، دارِ تازهی میدانها، هر روز جوخههای پر از آتش
در این سیاه چالهی بیفانوس، ذلت، پناهِ چندم آدمهاست؟
■
این رانده از بهشت چه میخواهد؟ گندم، گواه محکم عصیان نیست؟!
بشمار! ای فرشتهی سردرگم! این اشتباهِ چندم آدمهاست؟
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۲ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۱۱/۲۰۰۸ ۰۲:۳۰:۲۰ ق.ظ.
واقعا بعد از ظهور آدمهایی مثل نوذر ،منزوی،سیمین و......چشممان به کلام این دوستان روشن
ارسال توسط: امیر عباس ستایشگر
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۲۸/۲۰۰۷ ۰۲:۰۵:۰۲ ق.ظ.
یکی از بهترین شعرهایی که توی عمرم شنیدم .. درست یادم نیست سال ۷۵ یا ۷۶ بود ... ولی هنوز شعر رو به خاطر دارم ... میخواستم بدونم آقای عزیزی مجموعه اشعارش رو چاپ کرده یا خیر ؟
ارسال توسط: غزال
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany