»
 پوریا میررکنی (نبراس) » یک شعر » آب خلیج در هیجان است و های و هو

پوریا میررکنیآب خلیج در هیجان است و های و هو
کاکا خلج نیامده از آب کفترو!

باید خبر بیاوری از رفته‌ای که هست
شهری گرسنه منتظر صیدهای او

نه او قرار نیست بمیرد که صبحدم
قرآن به دست داشت، و می‌رفت با وضو

با چشمهای سرخ نیا کفترو! نیا
وقتی که ناامید بیایی ز جستجو

شاید نگاه می‌کند از دور دختری
با چشمهای سرخ به دریای روبه‌رو

هی خاک می‌کند به سر و گریه می‌کند
قلیان فروش می‌رسد از راه هی عمو-

- داری چه کار می‌کنی انگار عاشقی
بابات غیرتش چه شده؟ تو حیات کو؟

دارد صدای هلهله‌ی کوسه می‌رسد
با رقص مرگ از دل امواج تندخو

صیاد صید می‌شود اینجا چه ساده‌ای
کاکا خلج کجا و خداوند زورگو...

شنهای ساحل از خزه پر بود و می‌رسید
تنها صدای تلخ و غم‌انگیز بغ بغو

افتاده بود نعش دو تا عاشق خراب
بر بیکران نعش صدفهای تو به تو

یک کاغذ جدا شده رویش نوشته بود؛
قولوا- دهان کوسه‌ی مسموم- تف‌لحوا

 تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 7


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۲/۲۰۰۷ ۰۸:۴۵:۲۰ ق.ظ.
سلام
خوبین شما؟
من قبلا از طریق دوستی(نادر نجات) با وبلاگتون آشنا شده بودم(فیلتر قرمز) و چند تا از شعراتونو اونجا خوندم.
شعرات برات جالبن.زیبا مینویسی.
به وبلاگم سربزنی خوشحال میشم.

ارسال توسط: دلاور


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۲۶/۲۰۰۷ ۰۳:۲۵:۰۷ ق.ظ.
اشتباه کردید
ولی ممنون!

ارسال توسط: پوریا میررکنی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۰۹/۲۰۰۷ ۰۸:۵۱:۲۵ ق.ظ.
سلام
خوبید؟
این هم عالی بود مثل بقیه
من قبلا شما را تو ترانه مهر دیدم البته اگر اشتباه نکنم چون عکستون کاملا واضح نیست...
شما یه بار ترانه ای خوندید که واقعا ارزش شنیدن را داشت
و قبل از خوندنش گفتین که این ترانه را واسه دوستی سرودید
که اون را در جنگ تحمیلی از دست داده بودید اگه میشه می خواستم ان شعر را تو نشریه بعدی عروض حتما حتما بزارید
ممنون
کتی

ارسال توسط: kati


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۲۳/۲۰۰۷ ۰۲:۲۱:۵۷ ق.ظ.
سلام هم شهری من کارهایت را دنبال می کنم همیشه معرکه است.موفق هستی ویسشتر از این باش اگر حال داری شعر پاسارگادیان را برایم بفرست.

ارسال توسط: صابر


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۲۹/۲۰۰۷ ۱۲:۱۰:۵۴ ب.ظ.
سلام آقای میررکنی
من مطمین بودم که شما را قبلا یه جایی دیدم اول فکر کردم شاید تو ترانه ی مهر دیدمتون
اما حالا یادم اومد که تابستون ۸۴یا ۸۳ بود که تو خانه فرهنگ ابوسعید توی یه محفل ادبی با مدیریت امیر شجاعی مهر که تو اون جشن کتاب شما تازه از چاپ در او مده بود که اونجا یه شعر بلند خوندین .........
حالا هم خیلی وقته که از امیر اینا خبری نیست خبری ازشون دارید؟؟؟؟؟ برام ای میل بزارید که پوریا عزیزی هم شعر خوند

ارسال توسط: kati


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۷/۱۶/۲۰۰۷ ۰۹:۴۴:۵۵ ق.ظ.
سلام پوریا ( نبراس ) خیلی از شعرات خوشم مس اد و از طرفدارای پروپا قرصتم .
بازم از شعرات بزامون بزار.
نزار سیگارت خاموش بشه.
راستی آدرس وبلاگت چی بود؟؟؟؟؟

ارسال توسط: سیامک نقی زاده


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۰۲/۲۰۰۷ ۰۹:۳۶:۳۹ ق.ظ.
اگه ممکنه بام تماس بگیر ۰۹۱۶۱۳۱۸۲۵۳

ارسال توسط: نبراس میرابیان