»
 معرفی محمد مجد » یک شعر » بی‌تو آغوش غمت شد بسترم

محمد مجدمحمد مجد در ۲۹ مرداد سال ۱۳۱۷ در قزوین متولد شد. وی فارغ‌التحصیل رشته‌ی فیزیک از دانشسرای عالی است. از ۱۳۳۰ سرودن غزل را آغاز کرد و در اردیبهشت ۱۳۳۵ اولین شعرش در مجله‌ی جوانان آن دوره به چاپ رسید. بسیاری از غزلهای او در فاصله‌ی دهه‌ها‌ی ۳۰ تا ۵۰ در مطبوعاتی مثل فردوسی، امید ایران، سفید و سیاه، صبح امروز، روشنفکر منتشر شده است. مجموعه‌ی غزلی را با نام «دود» در همان دوران به چاپ رسانید و مجموعه‌ی غزلی نیز با عنوان «زمزمه‌ای در تنهایی» در سال ۱۳۸۱ منتشر کرده است.

بی‌تو آغوش غمت شد بسترم
رفته رفته در تو حل شد پیکرم

هرکجا می‌خواهی ای طوفان ببر
حالیا، افتاده چون مشتی پَرم

بار سنگین ندامت را به دوش
تا غروب زندگانی می‌برم

کاش می‌آمد ز دامان سحر
خواب جاویدان به چشمان ترم

بی‌تو ای جام شراب آفتاب
تیره‌تر از رنگ شب شد اخترم

تا که رفت از باغ دل خورشید عشق
خشک شد دیگر نهال باورم

با غزل می‌گویم ای همچون غزال
کاین زمان خاموش چون خاکسترم

تهران- خرداد۱۳۳۸

یک آسمان شکایت ما در گلو شکست
شعر لطیف مدح شما در گلو شکست

با چهره‌ام در آینه بدرود می‌کنم
بغض نگاه آینه‌ها در گلو شکست

در آستان میکده‌ی چشم سبز باغ
همچون حباب جام صدا در گلو شکست

بر گردنم طناب جنون را گره مزن
از بیم عشق، لطف هوا در گلو شکست

با یک کرشمه بلبل زیبای طبع تو
نور پگاه زمزمه را در گلو شکست

در من نزول آیه‌ی تاریکی است و اشک
امشب چراغ آه چرا در گلو شکست

بعد از سحر، که ریخت شفق روشنی به شهر
فریاد سرخ مرد خدا در گلو شکست

تهران- مهر۱۳۵۷

 تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 1


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۳ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۱۳/۲۰۰۷ ۰۸:۵۵:۴۳ ق.ظ.
سلام استاد ....
بسیار خرسند حتی از دیدن عکستان.
مشتاق دیدارتان می باشم / تا چه دست دهد .
لذت بردم در جای خود شعرتان قابل تحسین است اما همراه زمان و زمانه نیست . درود

ارسال توسط: امیر خالقی