»
 نقد کتاب "سمفونیِ روایتِ قفل‌شده"

سمفونیِ روایتِ قفل‌شده







کتاب "سمفونیِ روایتِ قفل‌شده"

مریم جعفری

این جلسه که اولین جلسه از جلسات نقد کتاب سایت ادبی عروض بود بعد از ظهر چهارشنبه ۶ دیماه با همکاری امور فرهنگی فرهنگسرای بهمن با حضور مولف انجام شد.

اجرای این جلسه را سید مهدی موسوی برعهده داشت.

مریم جعفری

محمود حبیبی در ابتدا به این نکته اشاره کرد که امروزه هم غزل، شاه‌ماهی رودخانه‌ی شعر است حتا اگر بر خلاف جریان آب حرکت کند و در ضمن بررسی اجمالی غزل امروز، کتاب سمفونی روایت قفل‌شده را معجونی از غزل وفادار به بوطیقا و غزل ساختارشکن دانست. در توصیف جهان‌بینی، شاعر سمفونی را از وضعیت خود ناراضی خواند و در ادامه شاعر را معترض به موقعیت زن معرفی و تاکید کرد که با این وجود، شاعر هیچگاه وارد حیطه‌ی فمینیسم نشده است. و در پایان، کتاب را کتابی موفق دانست نه به معنای مجرد بلکه کتابی راهگشا برای آثار بعدی.

مریم جعفری

در ادامه مهدی عابدی به وجود اندیشه و فلسفه در کتاب اشاره کرد و با مقایسه‌ی آن با آثار تغزلی، سمفونی روایت قفل شده را عاری از تغزل و شعری اندیشمند دانست.

مریم جعفری

محمدرضا شالبافان نیز نقد مکتوب خود را که در سایت عروض منتشر شده بود خواند. وی با اشاره به ضعفهای کتاب، به بررسی تطبیقی آن با غزلهای ده سال اخیر پرداخت و در انتها یادآور شد که حتا غزلهای برتر این مجموعه نیز فاصله‌ی خود را از حوزه‌ی زبانی و شاعرانگی محض حفظ کرده است.

مریم جعفری

رامتین زارع نیز نقد منتشر شده‌اش را در سایت به صورت خلاصه ارائه کرد و با تاکید به قفل کردن به کلیدهای هر شعر، تک تک آنها را مورد بحث قرار داد.

مریم جعفری

در ادامه محمدرضا رستم بیگلو به صداقت شاعر در ارایه‌ی کارنامه‌ی شعری خود به مخاطب اشاره کرد و نقاط ضعف و قوت کتاب را مورد بررسی قرار داد.

علیرضا سلطانی نیز در کلیت کتاب بحث کوتاهی را مطرح کرد که با توجه به کمی وقت، جلسه با خواندن غزلی از مجموعه‌ی در دست چاپ مریم جعفری آذرمانی با عنوان« پیانو» به پایان رسید.

مریم جعفریمریم جعفری

در این جلسه حسین شاکری، محمد مجد، علی سنایی، سهند عارف، احسان هاشمی و چند تن از مدیران و اعضای سایت عروض و شاعران دیگر حضور داشتند.

 تاریخ انتشار: ۷ دی ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 1


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۲۹/۲۰۰۶ ۰۶:۵۱:۰۲ ق.ظ.
سلام . من از نیمه رسیدم . از نیمه منتقد انتظار کتابی را داشت که میخکوب کند . که حتی دستشویی ... که حتی تخمه ...
اما نقدها هم همانطور بود من تخمه و شاه دانه خوردم . به خاطر صداش ببخشید . طولانی بودن نقدها کسالت آور بود با همه ی زحمات منتقد . اما وقت چیزی که بگذرد ... نفر بعد تکرار بود . اما مصداق فرق کرده بود . همان حرفها را یک نفر دیگر می زد . و چون یک نفر دیگر بود تا چند لحظه . اندازه ی یک نقد قابل تحمل بود .
شعر گاهی شعر موقعیت است . بر خلاف انتظار که امروز چون دغدغه حل مشکلات جهان یا طرح مشکلات جهان است پس قطعن شعر همان است . اما ما گاهی مشکل تازه یی نداریم و از پس چیزی که فکرش را هم نمی کردیم بر نمی آییم .
برای عدم قطعیت ، برای مرگ ، برای اعتراض ، برای سکس ، برای ... این روزها به اندازه ی کافی شعر نداریم ؟ پس چرا هنوز می نویسند . شاید چون مد است .
موافقم که جعفری از سال ۷۶ تا کنون زیاد فرق کرده چون شعر هم آموختنی ست . مثل نانوایی . اگر معیار لذت بردن باشد گوشه ی نسوخته ی نان هم ... واگر معیار کمبود آرد و سوبسید و مسائل صنفی باشد ، موضوع چیز دیگری ست . واگر باید شعر هم صنفی شود ( مثلن با شعر فجر و جریان مخالفش در هر گوشه یی ، یعنی نهایتن دوصنفه . - و چه بد - ) کاش نقد هم صنفی بود .

ارسال توسط: submerged population


 نوشته‌های مرتبط: