این جلسه که از جلسات نقد کتاب سایت ادبی عروض بود بعد از ظهر چهارشنبه ۱۱ بهمن ماه با همکاری امور فرهنگی فرهنگسرای بهمن با حضور مولف انجام شد.
اجرای این جلسه را مریم جعفری آذرمانی به عهده داشت.
در ابتدای جلسه چند شعر از مجموعههای پ ، ث و " پ و ث " توسط حبیب محمدزاده خوانده شد.
سهند عارف نقد کتبی خود ، که متن کامل آن در سایت عروض منتشر شده بود را قرائت کرد.
علی سطوتی گفت، کل چیزی که می خواستم بگم آقای عارف به همان گنگی در میان گذاشتند و ادامه داد که بیشتر دوست دارم درباره " پ و ث " صحبت کنم. آنچنان که از فیزیک مجموعه بر میآید، مجموعهایست که بدون مجوز بیرون آمده و با دیدار اولیه، ما را بر آن میدارد که به دنبال آن بگردیم که کجای آن قرار بوده مجوز نگیرد، که البته ما به آن کار نداریم. طی ده پانزده سال اخیر مجموعههایی بودند که به این صورت درآمدند مثلا گراناز موسوی و رضا حیرانی هم مجموعههای بدون مجوز چاپ کردند و فکر میکنم که این مسئله خیلی بیشتر از چیزی که داخل مجموعهها هست قابل بررسیست و مسائل پیرامون چاپ مجموعه اهمیتشان بیشتر از خود شعرها است. ما می توانستیم ده مجموعه از حبیب محمدزاده بخوانیم و در پشت جلدشان ببینیم که من دیگه دوستشان ندارم. کلیت فضای متنهایی که حالا در چهارچوب این سه مجموعه وجود دارد را فضایی به شدت مصرفگرا دانست و ادامه داد که خلاقیت خود یک فعالیت اقتصادیست و این مجموعهها مصرفی هستند که این مصرفی شدن را در آنها میبینیم. و در پایان گفت که فکر می کنم نفس این حرکت حرکت خوبی است هر چند که خیلی حرکت رو به جلویی نیست و هر چند شاید جاهایی خیلی رادیکال هم نیست.
محمدرضا شالبافان در مورد پیشینه آشنایی خود با کارهای محمدزاده صحبت کرد و گفت این کارها بیشتر داستان هست که از سیالیت ذهن نویسنده استفاده کرده ولی واقعیتی که در آثار متون به چشم میخورد موثق نبودن راوی در سه مجموعه به چشم میخورد. شعرهای مجموعه ث را شعرهای موفقتری میبینم که چند ویژگی دارند، یکی اینکه نیازی به مقدمه ندارند که تمام نقد را به خودشان اختصاص بدهد و البته برخورد جزعی با مجموعه تظاهرات کار سختی است. جبههگیری که در برابر این کارها میشود موضعگیری تاویلگرایانه است چرا که دغدغه اصلی کسانی که در برابر چنین مجموعهای موضع میگیرند همین مشکل تاویل است و در ادبیات گذشته نیز چنین بوده. موردی که در مجموعه به چشم می آید پایان بندیهای خوب نسبت به سطرهای آغازین است.
به عنوان مثال:
تصادف بدی ست که سر چهارراه
بخوری به یک چیز منظم
نظمش به هم بخورد
یقهات را صاف کنی و از هر گوشهیی بیرون میکشی
طرح کلی فرق دارد
توی شلوغی معلوم نیست کی به کی زد
جنگ جهانی
دخترها منتظر میشوند
جنگ سر برود یا نامزدهاشان برگردند ؟
به این سوال هم هیچ وقت نبود جواب بدهم
دقیقا همین جا میپرسی چرا چیز دیگری نپرسیدم
خدا بودن هم کیفی دارد
از بالا نگاه کنی و ببینی پل عابر پیاده
چه استفادههای دیگری میتواند داشته باشد
در کل طنز (چیزی مخالف جدی بودن) در مجموعه خیلی به چشم میخورد و به تاویل شعرها هم اصولا کمک میکند. به عنوان مثال:
سرم اندازه دنیا بزرگ شده
زمین را روی سرم گذاشتهام
چقدر خاک
بر سرم
طول کشیده تا این که میبینی
و من پیرتر از نوح .
فکر کن نیستم
مگر زمین میافتد ؟
حتی استکانی که بشکند
و به بینامتنیهای خوبی که در بعضی اشعار بکار گرفته شده اشاره کرد از جمله شعر پایان کتاب.
شش انگشتی ها تو را یکی بیشتر دوست دارند
...
در مجموعه پ گفت که وقتی ما با یک چنین اتفاقاتی برخورد میکنیم، اتفاقهای شدیدا شاعرانه و سطرهایی که در پی هم نوشته شدهاند که اتفاق تازهای هم نیست و در ادبیات گذشته نوشتههای عین القضات و مقالات شمس تقریبا چنین چیزیست ولی اتفاقی که اینجا میافتد خیلی شبیه اتفاقیست که در آنجا میافتد. در ابتدای مجموعه با متنی فرویدی مواجه میشویم.
ص ۳
ما هیچگاه در متون شاهد اسمهایی نیستیم که قبلا با آن آشنا بوده باشیم. در ابتدای جمله با فاعل روبرو هستیم که حالا فاعل معمولا اسم است و اسمها به گونهای استعاری از خود تهی میشوند و فعلها نیز نقش مهمی ایفا میکنند که نمونه خوبی از آن در این شعر وجود دارد:
ص ۷
ذهن بشر دچار چالشهای بزرگی شده است، کشف نسبیت انیشتین، کشف بمب اتم و اتفاقی که در هیروشیما و ناکازاکی افتاد و واقعهی آشوویتس. چیزی که بعد از این اتفاقات رخ داد چیزی بود که بشر فهمید اون چیزی که به ما لذت میدهد نظم نیست بلکه پراکندگیست، و ساختار، ما به ازای بیرونی همچین چیزی در ادبیات بود. ما در گذشته با خودآگاهیمان طرف بودیم و اگر میخواهیم از این متون لذت ببریم باید این متون را وارد ناخودآگاه خودمان بکنیم . و در پایان گفت که کتاب را خیلی خوب نخوانده بود.
در ادامه محمد حسن نجفی گفت که میخواهد در مورد چند مسئله صحبت کند، کتابها از آن دست کتابهایی هستند که با خودشان در واقع مسئله به همراه دارند، مسئلهای را مطرح میکنند و حالا اینکه خودشان در مورد آن مسئله چه موضعی دارند بحث دیگریست. اولین مسئله مهمی که کتابها مطرح میکنند وجه قالب هستند. تصادفی بودن نوشتهها و ارکان نوشته است که با یک نگاه راحت میتوان این را دید که چطور غیر منتظرگی انگار منتظر ماست و خود آن تقریبا به یک جور غیر منتظرگی تبدیل میشود. مطمئنیم در یکی از این متنهایی که میخوانیم یک گسست معنایی حتما منتظر ماست و این ویژگی در اکثر آثار دیده میشود. ما با دو دسته متن مواجه هستیم، یک دسته متنهایی هستند که پیامآور این ویژگی هستند و چند کار که میخوانیم متوجه میشویم که این عنصر قالب است که اینجا با دسته دوم مواجه میشویم و خود نویسنده باید با آن درگیر باشد. در کارهای آقای محمدزاده تصادفی بودن متن به این شکل اتفاق میافتد، به عنوان مثال:
همین که تصادفا بدرد بخوری
دل به دریا زد و دریا غرق شد
نقد میزنم به مسئلهای که پ و ث یعنی چه؟، این نامگذاری یک وضعیت روانی خاص دارد یک جور اسکیزوفرنی است. و اشاره کرد که نامگذاری مجموعهها دغدغهی قابل ستایشی است. من میتوانم نام هر چیزی را عوض کنم، انگار نویسنده قصد دارد زبان جدیدی ارائه دهد و ما اساسا با یک زبان دیگر مواجه هستیم.
همین عدم تفاهمی که شاعر ایجاد میکند قصد ابداع یک زبان جدید دارد و اگر ریشهیابی کنیم نهایتا به یک خواستگاه روانی منجر میشود. اینکه خیلی از جملهها و کلمات یعنی چه و کارکرد متون چیست، یکی از مهمترین مسائل این کارهاست. تنهاترین جذابیت و یا دلیلی که باعث میشود من این کتاب را دوباره بخوانم همین دغدغههای زبان جدید است و اینکه چطور شاعر این کار را کرده و یا اینکه با عمق کمی با مسئله درگیر شده و وارد فضاهای اندیشهگانهی خیلی ژرف نشده. خیلی از این سطرها مرا یاد ادبیات فرانسیس بونژ می اندازد، خیلی ادبیات ایشان شبیه به آن نوع ادبیات است و از نظر نشانهشناسی و گرامر سعی میکند مخاطب را درگیر کند.
در ادامه حبیب محمد زاده چند شعر را که بعد از مجموعهها سروده شدهاند خواند.
میلاد شکرابی اشاره کرد، کارهایی که اتفاق افتاده واقعیت هستند و گاها ما تصور میکنیم که شعر است. همه افراد بادبادکهایی هوا میکنند و به تناسب اینکه بادبادکها چقدر دور میشوند و یا اشیائی که به آن اضافه می کنند، میشود از آن کارهای لذت برد اما آقای محمد زاده در کارهایشان آن فاصله را نگه میدارد و نمیگذارد که دور یا نزدیک شود.
در پایان محسن رزوان به این اشاره کرد که در مواجه با این نوع متن باید تمام پیشفرضها را کنار گذاشت و با این نوع متن به مانند یک نوازد تازه بدنیا آمده در ارتباط هستیم. من مطمئنم که این متن یک جهانی هست که قبلا وجود نداشته و بعد از سرایش این جهان به وجود آمده و این جهان با تمام جهانهای دیگر متفاوت میباشد و یک گزارش از چیزی هست که در این جهان اتفاق میافتد و ایرادی که به مجموعه پ گرفت این بود که با یک حلقه مفقوده روبرو هستیم و به علت کمی وقت، متن چندین صفحهای که نوشته بود به صورت خلاصهوار اشاره کرد و پیرامون آن نیز بحثهایی صورت گرفت.
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany