»
 رامتین زارع » چهار شعر » در قفل دری، چرخ خوران، مست، کلید

رامتین زارعدر قفل دری، چرخ خوران، مست، کلید
از دید اتاق چشم می‌بست، کلید

چرخی چپ و، راست، خواست از در برود
هر بار ولی خورد به بن‌بست، کلید

□□□

باران زد و آسمان سرِ سرد گرفت
با عینک طبی‌ام لبت گرد گرفت

برداشتم از چشم تمیزش بکنم
آشفته نشو اگر لبت درد گرفت

□□□

دوبیتی شد ولی ذاتن رباعی‌ست
مدادم مثل مرد و زن رباعی‌ست

به تو می‌چسبد و می‌چسبیش تو
رباعی‌های من آهن رباعی‌ست

□□□

در این محصولشان جای درنگ است
و تازه دسته‌هایش رنگ رنگ است

رییس آمد رُبان را کرد پاره...
تمام صنعت اینجا کلنگ است.

 تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 14


کارت توپه مثل خودت به امید دیدن اقا

ارسال توسط: عباس جیلاوی


من خیلی لذت بردم

ارسال توسط: الهام خضرایی منش


سلام
خوبید
من که از شعر شما سر در نیاوردم
شاید اشکال از من هست
اما من معتقدم شعر را باید عوام مردم بفهمند
شعر مال مردم است
شما که مدیر مسئولید و من هم لینکتان کردم
لطف کنید بیایدنظر بدهید که اولین شعر من چطور است
به نام گل در زمستان
مرسی

ارسال توسط: مهدی


همیشه گیج آلود می نویسید
زیبا بود

ارسال توسط: شراره


سلام
رباعی هاتون رو قبلن خونده بودم و قبلن گفته بودم رباعی هاتون رو دوست دارم و
وبلاگتون هنوز هم باز نمی شه
اگر کامنتمو دیدید :
گله دارم
حتی از گنجشکهای که از بالا به بچه ها نگاه می کنندو آرام زمزمه می کنند:
جیک جیک جیک
.........
سلام
بیا که گله مندم
بااحترام
[گل]

ارسال توسط: حمیده محمدرضاپور


عزیزم با رباعیات بیشتر از خودت و شعرای سپیدت حال میکنم.
سعی کن به جای مرغ و تخم مرغ بیشتر رباعی بگی گللللللم.

ارسال توسط: سکینه


سلام خواندم . بعضی جاها گنگ بود . مثل اولی

ارسال توسط: خیام ظهیری


خیلی وقتا شبیه آهن ربا می شی ولی یه آهنربا باید همیشه قدرت گذشتشو حفظ و بیشتر کنه.

ارسال توسط: رضا اکوانیان


از رباعی بودن فقط اسمش رو یدک میکشن

ارسال توسط: سورنا


خوانده شد مثل همیشه لذت بردم ممنون

ارسال توسط: سامان ح اصفهانی


سلام بعد مدتی کانکت شدن کلی لذیذ بود .

ارسال توسط: davood shabankare


به شکل محسوسی خوشم اومد ( جدی میگم ) … به جهنم اگه ضعیف بود

یکی از تفاله های تراوشات ِ مقامی کیا رو یادم انداخت ؛

"هر حرف زدم ، زود جوابش دادی

هو کردی و شیشکی برایش دادی

پیداست زبانت دو برابر شده است

حتماً دو ، سه من کود به پایش دادی…"

ارسال توسط: آتنا


خوب بود هیچ کدومو تا حالا نشنیده بودم

ارسال توسط: حامد


چه زیتون و چه تینش رام بودی
سهندش در کف و در کام بودی
چو در کامش ببردی آن دکل را
در ایام درو بر بام بودی

زراعت پیشه ای ؟ کنتت دهم مو
پدال و ترمز و لنتت دهم مو
خرام اشنو را در آستینی ؟
عجالت یک دو کامنتت دهم مو

ارسال توسط: نیما صفار