»
 رُهام گیلاسیان » یک داستان » پسرم ازم پرسید: خورشید که غروب می‌کنه شکل چیه؟

رُهام گیلاسیانپسرم ازم پرسید: خورشید که غروب می‌کنه شکل چیه؟
گفتم: یه نارنج
گفت: زمین شکل چیه؟
گفتم: یه نارنج
گفت: و سیب هم...
گفتم: یه نارنج
گفت: تو چی؟
گفتم: یه نارنج
گفت: چه تلخ!
ترشم کرد. نگاه کردم، دیدم پسرم را تا ته خورده‌ام!

رُهام گیلاسیان ۳/۲/۱۳۸۵

 تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 11


رهام خان عزیز
این هایی که اسمشو میذاری شعر یعنی چی؟
این چه نوع پست مدرنی که کسی نمیفهمه؟
من نفهم تو که فهمیدهای یه لطفی کن یه گوشه از شعرت یه توضیحی بذار ما هم بفهمیم.
ای ول رفیق.

ارسال توسط: ساشا


با عرض سلام
تخیل به کار رفته در این مطلب طنز و جالب بود اما بعد از خواندن آن بیشتر احساس می شود که با یک داستان کوتاه مانند روبرو بوده ایم تا شعر.
و به نظر میرسد که جزء ۵ کار ابتدایی شما بوده است.

ارسال توسط: جواد


سلامفقط میتونم بگم خیلی خوشکل بود

ارسال توسط: نیاز


سلام روهام.
کار جالبی بود.اماکمی فضای شعر دور بود و به داستان نزدیک تر بود غیر از تصویر آخرش(پسرم را تا ته خورده ام).اون فضای دیالوگوار(گفتم-گفت)کمی از ایجاز و ناب بودن کار کم میکنه.به من هم سر بزنhttp://www.mayalover.blogfa.com/

ارسال توسط: رضا بصیری


fazaye ghashangi ro sakhte bodi

ارسال توسط: shiva


زیبا...

ارسال توسط: azade besharaty


فضای فانتزی بدی نبود اما به نظرم ... کمی ساده انگارانه است .

ارسال توسط: خیام ظهیری


خواندن (( چلچراغ )) ( من چقدر نامردم!) برای آدم ها ( موجودات ) خوب است ... با نون اضافه .

ارسال توسط: کیومرث


خیلی خوب بود.یک شعر واقعی خواندم.

ارسال توسط: فائزه


وقتی به کلی محو شدی .چی باید بگم ؟سلام؟
خوب سلام

مرام !
کاش می شد چیزی را تا ته خورد پسرم را

ارسال توسط: فرزانه مرادی


خیلی آدام را یاد داستان های رهام میندازه

ارسال توسط: نیما صفار