شعر سروده شده و سکوت ابدی شده. چگونه میتوان سکوت را خواند؟ هر کلمه. سایه سنگین سکوت را به همراه آورد و وزن شعر آنقدر سنگین شده که باید آنرا بیشتر شنید. بیشتر گوش داد به آن
برای اینکه به سکوت نزدیکتر شویم. موسیقی درونی تکرارها را میسنجیم که نبضی تبندهاند بین شعر و سکوت - تراژدی و مرگ -
" ۱- ... و مردی از کنار درختان خیس میگذرد / مردی که رشتههای آبی رگهایش / مانند مارهای مرده از دو سوی گلوگاهش / بالا خزیدهاند
- ... چگونه میشود به آنکسی که میرود اینسان / صبور / سنگین / سرگردان / فرمان ایست داد.
- ... چرا نگاه نکردم؟ مانند آن زمان که مردی از کنار درختان خیس میگذرد.
- ... و او چگونه از کنار درختان خیس میگذرد: صبور، سنگین، سرگردان.
تا لحظهای که باید باید باید به زیر چرخهای زمان له شود. و این نوسان عبور مرد در شعر همگام با چهار ضربه ساعت نواخته میشود
نگران همراه با عبور مرد. تجسد مییابد.
۲- کلمه "دستها"، با ناتوانی این دستهای سیمانی آغاز میشود و در طول شعر سیلان مییابد. اندیشه اسطورهای همزاد در همه شعر وجود دارد که دستها مهمترین تجسم آن هستند
آن دو دست سبز جوان. یادآور اسطورههای آفرینش مرگ. بهار. تولد و... است که اساس تراژدی نیز بر همین زایش و تولد مجدد. استوار است
حال این دوست تجسد چهار۴ در شعر را قرینهی هر چیز میجوید. دو مار میروید روی شانه مرد که سلام را ضرب میگیرد در ساعت چهار، آیا هرگز آن چهار لاله آبی را بوئیدهای، در چهارراه
و این اندیشه در اصفهان چنان تبلور زیبایی مییابد که همه کاشیها را و خطها را همهی نقشهای جهان را به سمت یک قرینگی و همخوانی میبرد. دستها با آسمان پشت پنجره همخوابه میشوند. وناگاه اندیشه همزاد در آن توهم که معادل پنج حرف حقیقت است نابود میشود. حقیقت آن دو دست جوان بود که در خاک مدفون شد. در طول شعر حقیقت همزاد مرگ میشود. و صدای گریه درختان خیس شنیده میشود
۳- در رفت و آمد بین سکوت و شعر. دیالیکتیکی تبنده است که باید از خلال تکرارها به آن رسید و حرکت موسیقی درونی را درک کرد. دیالیکتیکی که تز آن شعر. آنتیتز آن سکوت و سنتز آن تکرارها هستند. تکرارهایی که بین سکوت و شعر به بیان آوردهاند و راه جستهاند و همین دلیل مولاناگونهاند. تکرار جاذبهای بیانیست که زبان و شعر را به درون خود میبرد. در واقع حدی از زبان و سکوت است
بعد از ساختار دوتایی - سلام، سلام. و نقشهای قرینهگونه چهارتایی در طول شعر. فروغ جویای اسطورهی وحدت و توحید است. عرفان فروغ. در رها کردن همه این نقشها و رفتن به سمت لحظهی توحید است
- این کیست این کسی که روی جاده ابدیت
بسوی لحظهی توحید میرود
- خطوط را رها خواهم کرد.
و همچنین شمارش اعداد را رها خواهم کرد.
و از میان شکلهای هندسی محدود.
به پهنههای حسی وسعت پناه خواهم برد.
فروغ در رفتن به سمت وحدت. ساعتها، پهنهها، اعداد را رها میکند در طول شعر. و از آنها فراتر میروند. و آن سمت این قرینهیابی و سکوت نیز وحدت تکرار ِ کلام نشان داده میشود. ضربه تکرار، معارضهای بین شعر و سکوت است. و همان سنتز پیش گفته شده است:
- سکوت چیست چیست چیست ای یگانهترین یارم
- زبان گنجشکان یعنی: بهار. برگ. بهار.
زبان گنجشکان یعنی: نسیم عطر. نسیم
- من عریانم عریانم عریانم.
مثل سکوتهای میان کلامهای محبت عریانم.
و زخمهای من همه از عشق است
از عشق عشق عشق
- در لحظهای که باید باید باید مردی به زیر چرخهای زمان له شود
تکرار آموزههای معنایی - وحدت، همزاد، مرگ - در این موسیقی درونی کاملا قابل ردیابیست. و این هم یکی از وجوه زیباییشناسی و وحدت و انسجام ساختار آنست که در نهایت یگانگی ظاهر شده. شاید برای بهتر خوانده این شعر باید توانایی بیشتر شنیدن سکوت را داشت
۴- ایمان بیاوریم به ایمان بیاوریم
باد مارا، بارا، خودرا، خواهدرا، بردرا، با خود خواهد برد
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
به به آفرین
ارسال توسط: امیر
سلام ممنون استفاده کردم به عاشقانه من هم سر بزنین
ارسال توسط: زهرا مشیر
سلام
خیلی دوست داشتم مطلبی بخونم که زیاد گنگ نباشه
به نظر من یک کم آرام تر حرف بزنید و گفته های خود را ساده تر بکنید فهم اون راحت تر میشه
به من هم سر بزنید خوشحال میشم.
ارسال توسط: زهرا
مقاله گنگی بود ( با عرض معذرت ) اگر شما خواسته باشید ردپای مفهومی را در شعر فروغ دنبال کنید ( وحدت - مرگ - افرینش - عشق یا هر چیز دیگر ) می بایست مقدمه ای مناسب فراهم می اوردید و نیز با حوصله و عمق بیشتر مباحث مربوطه را در شعر فروغ ردیابی می کردید و با این امکانات به واکاوی اشعار فروغ می پرداختید که مخاطب چیزی از بحث سر دراورد. البته بیان مطلق گرایانه شما هم جایی برای حضور مخاطب نگذاشته است .
ارسال توسط: خیام ظهیری
خوب بود اما سعی بر توضیح وتوزیع شعر فروغ در ارمان ها واندیشه ها کار را خراب می کرد .وکار فروغ هم از انجا خراب می شوذ که به سوی توحید می رود وقتی که می گوید: این
ارسال توسط: فروهر
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany