»
 سارا ناصر نصیر » یک شعر » وقتی که شعر در شریان تو می‌دود

وقتی که شعر در شریان تو می‌دود
انگار یک نفر به جهان تو می‌دود


انگار یک نفر همه‌ی روح خویش را
در مشت خود گرفته به جان تو می‌دود


یک اتفاق از تن تو شعله می‌کشد
هی شعله شعله توی دهان تو می‌دود


هی قطره قطره از رگ تو چکه می‌کند
هی چکه چکه روی زبان تو می‌دود


تلفیق خون و آتش می‌ریزد از لبت
از بی زمان خدا به زمان تو می‌دود


از روح خود به روح قلم می‌دمد، قلم-
لب تیز می‌کند، به کمان تو می‌دود


شلیک می شود به خودت تا غزل شوی
یک وزن تازه در ضربان تو می‌دود


مفعول  فاعلات  مفاعیل  فاعلن
در پشت برق مردمکان تو می‌دود


لبریز می‌شوی و جهان چکه چکه چک‌‌‌...
از چشم‌های قطره نشان تو می‌دود
□□□
باران گرفت، قصه به آ...
نه
کسی هنوز
در شعرهای من نگران تو
                                 می‌دود.

 تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 17


سلام پیام قبلی را که پاسخ ندادید به هر حال همچنان منتظریم !موفق باشید

ارسال توسط: سیروس مرادی


سلام متاسقانه شماره تلفن شما راپیدا نکردم خوشحال میشم اگر ممکن بود برام بنویسید

ارسال توسط: سیروس مرادی


بد نیست، خیلی بیشتر باید کار کنی، ولی جالبه که این شعر ها رو پخش می کنی ، اعتماد به نفصت خوبه!!!!

ارسال توسط: مهری


سارا جان سلام،

از این که بعد سالها یک شعر تازه از تو نوشیدم خیلی خوشحالم.

برات روز های روشنی آرزو میکنم .

ارسال توسط: فاطمه طار می


امشب که در فصل شکفتن بی قرارم /بر شانه سبز غزل سر میگذارم
با من بمان اغاز شور انگیز لبخند / روییده گل بر شاخه های انتظارم......

ارسال توسط: آرتیکاس


سارا جان سلام
از اینکه یادم بودی سپاس
من از بچه های بی معرفت قدیم خبری ندارم تو اگه دیدی شون سلام برسون ،دوست دارم ومیبوسمت،به من سر بزن خوشحال میشم

ارسال توسط: نسیبه عابدی تهرانی


هی
همچین
اما
نه
هی
همین یه بار

ارسال توسط: جواد


در کل دست شاعر بی شک در این شعر خیلی از یک امر متوسط رو بوده و میباشد تا جایی که گمان این امر که چه چیز در مصرع بعد اتفاق میافتد کمی آسان میشود و مخاطب آن لذتی را که میباید نمیبرد. تکرار بیان یک اتفاق و استمرار بر تاکید آن نیز هم فضای شعر را محدود کرده وهم زبایی همان بیان اول را کاسته منظورم در بیت دوم است که روح یک نفر به کلی در تو جریان پیدا میکند و در بیت سوم به اثبات بیت بالا شعلع شعلع دویدن کمی از لذت روح اولی میکاهد.
....................
به شما پیشنهاد میکنم به جای خوندن این اشعار زیبا که لحظات و احساسات گذرا رو توصیف می کنن کتاب داستان بخونید...ظاهرا شما شعر رو برای سرگرم شدن میخونید نه برای لذت بردن!
........................
واقعا ضعیف بودهمین!
.......................
واقعا براتون متاسفم..مطمئن باشید اگه از شعر و ادبیات چیزی میفهمیدید نظرتون این نبود!!!!

ارسال توسط: رضا


سلام و درود
به جان دویدن را نفهمیدم، شاید خواستید بگویید به سمت جان...
و اینکه یک دغدغه همیشگی: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
یا مستفعلن مفاعل فعلن مفاعلن؟؟؟


یا علی

ارسال توسط: kalameh


غزل قشنگتان را خواندم.کتاب منو فاطمه طارمی چاپ شد نشر شانی این کار را چاپ کرده اگر دسترسی به کتاب ندارید email در بالا ذکر شده است.

ارسال توسط: غلامرضاسلیمانی


در مورد سرودن شعر شعر کم خونده بودم .و غزل اصلا
ناز بود و کمیاب

ارسال توسط: ناهید شریعتی


من که لذت بردم
لابد بقیه خیلی قوی ترندکه
چنین کار کلاسیک و در عین حال
جدید و گویایی رو نمی پسندند

ارسال توسط: الهام خضرایی منش


سلام و درود
خیلی زیبا بود
می شود هم گفت:
مستعلن مفاعل فعلن مفاعلن.
بضی جاها از زبان خواص و زبان عوام مثل ردیفتان دویده اید.
ولی انصافا جزو کارهای خوبی بود که در این ماه خوانده بودم.
تبریک عید غدیرم را پذیرا باش
یا علی

ارسال توسط: کلمه


پیش از این غزل های بهتری از خانم ناصرنصیر شنیده بودیم
البته این کارهم کار زیاد بدی نبود در نوع خودش

ارسال توسط: نامشخص


سلام
خوب کردی که گفتی...هر که هر چه می‌خواهد بگوید...شما به گفتن ادامه بده

ارسال توسط: یوسف


با سلام ودرود فراوان
در کل دست شاعر بی شک در این شعر خیلی از یک امر متوسط رو بوده و میباشد تا جایی که گمان این امر که چه چیز در مصرع بعد اتفاق میافتد کمی آسان میشود و مخاطب آن لذتی را که میباید نمیبرد. تکرار بیان یک اتفاق و استمرار بر تاکید آن نیز هم فضای شعر را محدود کرده وهم زبایی همان بیان اول را کاسته منظورم در بیت دوم است که روح یک نفر به کلی در تو جریان پیدا میکند و در بیت سوم به اثبات بیت بالا شعلع شعلع دویدن کمی از لذت روح اولی میکاهد.

ارسال توسط: hamed darab (h.d.shabgir


واقعا ضعیف بودهمین!

ارسال توسط: سورنا