این شعر مشترک یاد بودیست از شبی و گوشهای. که در هر بند آن مصرع اول را من(اسماعیل شاهرودی). مصرع دوم را هوشنگ بادیهنشین و سومین مصرع را یدالله رویایی ساخته است.
توکلت علیالله
- مرد ماهیگیر با نجوای بسمالله
- قایق خود را به سان قایق خورشید
- روی ناهموار موج آهسته میراند
- دستهایش میسراید آیهالکرسی
- و نگاهش میدهد پرواز صدها مرغ سبز یادها را در فضای
قصرهای موج
- آفتاب گرم را با جلوهی هر یاد میخواند
- آفتاب اما نمیداند که مردی هست و موجی از توکلت علیالله
در سرش سرشار ماهیها
- وینک آیا در درون طور ماهیگیر
- حسرت صد ماهی چالاک میماند؟
تهران - ۱۳۴۰
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
پشت سر مرده حرف نمی زنم. اما رویایی ...زنده است.رویایی عزیز...
ارسال توسط: سید حمید شریف نیا
نه نمی ماند . انگار .
ارسال توسط: شهند آدم عارف
۱)این شعررازیاددوست ندارم ولی اینکه سه نفرتوی قایق نشسته اند وماهی ها هم هستند اگردوازده تاباشند به هرکدام یک ماهی میرسد وصدتای دیگررامن اززیراین تور ردشان میکنم...۲)قصرهای موج تصویرجان مصرع است خصوصا که زیرپای مرغهاست حالا اگرمن یک لک لک باشم ازآن بالا همه ی ماهیها مال من اند.
ارسال توسط: ریحانه
آه ای شاهرودی با بی تکلفی ات ( )
آه ای بادیه نشین با حدیث پر آب چشمت ( )
آه ای رویایی با گیر زبان ( )
آه ای تو با این روزگار اَه درآر
اما هر سه در همان شب هم در تاریخ ادبیات بودند / یادشان به خیر / ما به ادبیات نیامده ایم
ارسال توسط: نیما صفار
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany