»
 سهند آدم عارف » فرهنگی‌های بده بستان‌گر و ناخودبسنده

سهند آدم عارفقسمت اول

روایت دیگری که به‌دست داده خواهد شد، نیم‌ساعت ِ پس اززمان روایت ِ به‌دست داده شده‌ی علی سطوتی ِ قلعه توسط سهند آدم‌عارف نوشته شده است:

راوی اول(علی سطوتی قلعه) به دلیل کم‌تحملی وپاره‌ای از مسائل دیگر در خیابان‌های تهران به‌سرمی- برد که بارانی از پیام‌ها و تعارفات معمول این‌طور جلسات هجوم آورد که خوشبختانه به علت همان کمبود ِ وقت معمول ِ آن‌طور جلسات از خوانده شدن آن‌ها صرف نظر شد. جالب این جاست که در شب ادبیات افغانستان تا نیم‌ساعت قبل از پایان جلسه به جز ضیا قاسمی! هیچ افغانستانی ِ(؟)دیگری پشت تریبون نرفت و جلسه در یک فضای کاملا ً ایرانی برگزار می‌شد. بعدش را نمی‌دانم. خانم حورا یاوری هم که از دانشگاه کلمبیای آمریکا مشروعیتش به شدت تامین بود، قصد داشت کل تاریخ ادبیات جهان را از یونان و ایران باستان! گرفته تا ادبیات مدرن و ادبیات چین و ژاپن وهند و آمریکا به دلیل مشابه بودن الگوهای حماسی(شاید منظورش ساختارهای مشترک اساطیربوده) ربط بدهد به افغانستان.(ما که نفهمیدیم) بعد هم اینطور نتیجه‌گیری شد که شاعران و محققان و مورخان افغانستان با شاعران و محققان و مورخان ایران هیچ تفاوتی ندارند. حالا شاعر و محقق و مورخ چگونه باهم یک‌جا جمع می‌شوند را خودشان باید بیشتر بتوانند توضیح بدهند. البته جناب دهباشی قبلا ً ذکر کرده بودند که ایشان مآخذشان را در دانشگاه کلمبیا جا گذاشته‌اند و همراهشان نیست تا خوب سخنرانی کنند. گفتنی است خانم یاوری قبل از سخن‌رانی‌اش به اندازه‌ی کافی از زحمات آقای انوشه تشکر و قدردانی به عمل آورد و در کل همه در این شب داشتند از شرمندگی ِ هم در می‌آمدند.
باز هم خواندن پیام.
...

بعد از خواندن پیام باز من(هم) بودم و خیابان‌های تهران و... (ما تحملمان کم است ولی داریم سعی می‌کنیم بیشترش کنیم) احساس می‌کنم ریشه‌ی روشن‌فکری ِ(فرهنگیِ) این چنینی ِ بده بستان‌گر، ناخودبسنده و آکادمیک را باید از ته ‌درآورد. فقط احساس می‌کنم. احساس ضد ِانفعال دارم. احساس ضدِ پیر- روشنفکری می‌کنم وخیلی احساساتِ لطیف و شاعرانه‌ی دیگر.(مگر نه‌این است که این‌ها اهل معامله هستند و اعتبارشان به چاپ تحقیقات کیلویی، کتابخانه پرکن و حضورها و بده‌بستان‌های آکادمیک وابسته است پس بی‌خیال امرِخلاقانه و یا حتی انتقادی که واقعا ً ما چه انتظاراتی داریم؟) و تمام این احساس‌ها را در خیابان‌های تهران وقتی که همزمان در تالار بتهوون فیلم مستندی درباره‌ی افغانستان پخش می‌شد، می‌کنم.

 تاریخ انتشار: ۲۲ فروردین ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 1


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۲۵/۲۰۰۷ ۰۳:۰۵:۱۹ ق.ظ.
بجز گله گوزی و منفی بافی دیگه چی بلدی ؟

ارسال توسط: امیر


 نوشته‌های مرتبط: