»
 سهند آدم‌عارف » بازگشت به نیما؟

سهند آدم‌عارففلسفه‌دانی را تصور کنید که برخاسته از سنتِ خشک ِ تحلیلی ِآنگلوساکسون باشد، آکادمیسین باشد، منطق‌دان باشد، ضیاء ِ موحد باشد و بخواهد شعرهم بگوید یا درفضای شعر تئوری‌پردازی هم بکند. ضمن اینکه از طرف شاعر ِ نوپردازی مثل ِحافظ ِ موسوی که می‌خواهد از سنت‌های نیما مثل ِ یک شاگرد-نگهبان خوب و سربه‌راه دفاع کند!، به جلسه‌ی شعر کارنامه دعوت شده باشد. آنوقت یکسری خانم و آقای محترم از جنس ِ بورژوانماهای سانتی‌مانتالیست که همه چیزشان تکمیل است و فقط می‌خواهند روشنفکر و شاعر هم باشند واین‌طور محافل، آنان را سر ِ ذوق می‌آورد، پای منبر فرد فوق‌الذکر بنشینند و حرف‌هایش را تایید کنند و به لطیفه‌هایش لبخندهای ملیح بزنند. این خلاصه‌ی اتفاقاتی بود که روز چهارشنبه ۲۹ فروردین ِهشتاد و شش در شب ِ شعر موسسه‌ی کارنامه افتاد.

و حالا مشروح اخبار:
بخش اول: سخنرانی ِ ضیاء موحد. لُغَز گویی ِ ضیاء موحد. خندیدن حضار. شعر خوانی ِ ضیاء موحد.
شعرخوانی ضیاء موحد. خندیدن حضار. سوال پرسیدن من. بی‌ربط جواب‌دادن ضیاء موحد. پرسیدن سوال دوم از طرف من. جواب ندادن ضیاء موحد. هم‌آوردن ِ سروته ِ بحث توسط ِ حافظ موسوی. سوال پرسیدن یکی از حضار. برآشفتگی ِ ضیاء موحد و بد و بیراه گفتنش به رضا براهنی! سوالی دیگر طرح شدن از طرف ِ من. رئالیست بودن ِ حافظ موسوی و دفاع ایشان از سنت‌های نیما؛ ضمن درست دانستن ِنادیده انگاشتن ِتجارب شعری ِ کسانی مثل بیژن الهی، هوشنگ ِ ایرانی و... به این دلیل که اینان از سنت ِ نیما تخطی کردند، توسط ایشان، بدون اینکه توجه کنند شعر یعنی تخطی. سکوت کامل ضیاء موحد و گفتن تلویحی این موضوع که چون من دکترای فلسفه هستم شما حرف نزنید و بروید الفبای فلسفه را بخوانید.
(انگار که بگوید من ده تا فلسفه می‌دانم و شما نمی‌دانید)
سکوت ِ معنی‌دار ِ من. اعلام ِ پایان پرسش و پاسخ توسط آقای موسوی.
ناگفته نماناد که در حین پرسیدن ِ سوال از طرف ِ من سه چار دخترِ سی الا سی وپنج ساله‌ی! باذوق که استاد استاد می‌کردند از پشت ِ سر، وسط حرفهام گفتند:«ایش... ویش... تمومش کنین آقا!»

آیا به‌راستی هوشنگ ایرانی یا بیژن الهی و پرویز اسلامپور و بهرام اردبیلی و نه شاعران حجم! به دنبال تصوف بودند و اگر بودند به شعرشان چه ربطی دارد. به ما ربطی ندارد ولی سی سال ِ تمام به دلیل ِ دیگرگونه‌بودنشان سرکوب شدند. آیا خود ِ آقای حافظ موسوی به یاد ندارند که در دهه‌ی هفتاد مطرح شدند و دهه‌ی هفتاد در ادبیات ایران دهه‌ای بحرانی بود و مطرح شدنشان به وابسته بحرانی بودن اوضاع بوده که حالا می‌خواهند شعر امروز و حرف خودشان را به واسطه‌ی سنت‌های نیمه رمانتیک ِ نیما تثبیت کنند و رئالیست باشند. اصلا ً آیا نیما رئالیست بود؟ چرا هرکس به محض کمی مطرح شدن و جدی گرفته شدن در ادبیات سعی می‌کند به‌شدت همه چیز را تثبیت کند. این یعنی کلک ِ مرغابی آقا جان! من شاعر آوانگارد هستم اما فقط تا موقعی که اسم در نکرده ام. بعد از آن تبدیل می‌شوم به کسی که از سنت‌ها دفاع می‌کند و می‌خواهد بیماری‌ها را درمان کند. البته خوب ما هم مریضیم که به این چیزها گیر می‌دهیم.

بخش دوم: شعرخوانی یک‌سری شاعر.
بخش سوم: نما خارجی-داخلی-اتومبیل شخصی ِ یکی از دوستان؛ کلوز آپ ِصورت ِآقای موسوی و نصیحت کردن ایشان مارا، برای بازگشت به سنت نیما.
گوییا بیهوده می‌کوشیدیم یکسری‌ها دست از سنت ِ اشرافی ِاسپاسمانتالیسم بکشند. چون یکسری دیگر یکی دو مرحله عقب‌ترند.
آقایان و خانم‌ها هنوز گیم‌آور نشده‌اید!، کانتینیو بزنید و به مرحله‌ی بعدی بیایید!! ما هم به نیما برمی‌گردیم اما به کدام نیما؟ نیما صفار؟!*


*کتاب جدیدش(کم شدن) به صورت پی دی اف منتشر شده بروید بخوانید.

 تاریخ انتشار: ۳۱ فروردین ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 7


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۲۰/۲۰۰۷ ۰۴:۴۴:۳۸ ق.ظ.
سهند آدم عارف عزیز، همانگونه که علم ثابت کرده است مردان در یک زمان مشخص فقط یک کار را می توانند انجام دهند مثلن نمی توانند هم صحبت کنند و هم گوش دهند،و شاید به همین دلیل در صد موفقیت ایشان بیشتر است، اما تو چطور چند کار را همزمان انجام داده ای: تخمین زدن سن آن دخترهای ۳۰ تا۳۵ ساله و تعداد ایشان و شنیدن صدای ایش ایش از آنها، سوال کردن، گوش دادن جواب و ...(از تو بعید است که در گزارشت از این حرفهای عوام و خاله زنک( ببخشید دایی مردک)استفاده کنی...

ارسال توسط: مریم جعفری


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۲۱/۲۰۰۷ ۰۱:۵۵:۰۳ ق.ظ.
سلام و احترام .
این گزارش واقعن برای من که در آن جلسه حضور نداشتم مفید بود . کاملن در جریان شرح ماوقع قرار گرفتم . علی الخصوص که این گزارش نمونه کامل به چالش کشیدن یک حرکت نسبتن فرهنگی بود . ( علی دهباشی بیاید یاد بگیرد لطفن !!! )

ارسال توسط: سمانه نائینی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۲۳/۲۰۰۷ ۰۹:۲۹:۱۶ ق.ظ.
مدیران محترم نشریه عروض،
سلام و احترام،
متاسفانه، از این پس امکان همکاری با شما را ندارم. آرزومند توفیق روز افزون شما هستم.
مریم جعفری آذرمانی

ارسال توسط: نامشخص


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۰/۲۰۰۷ ۱۲:۰۴:۲۹ ب.ظ.
از قدیم گفتن :‌

هرچی دشمنت بزرگتر باشه ، نشون می ده که خودتم بزرگی.

امیدوارم طرفین این مجادله همدیگه رو همسطح خودشون بدونن.

یا علی

ارسال توسط: امیر فاتح


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۶/۲۰۰۷ ۰۶:۴۵:۱۸ ق.ظ.
با ارادت
ببینید جناب سهند شما در باره ی کی حرف می زنید حافظ موسوی ؟
که بر می گرده می گه شاخصه ی شعر دهه ی ۸۰ رئالیته س که خودم شخصا بعد از ایشون بالا رفتم سوالاتی کردم و ایشان تنها سکوت اختیار کرد . یعنی من ... خوردم . یا اون ... ضیاء موحد که دست اشعارش بر کسی پوشیده نیست ؟ یا مثلا سیدعلی صالحی (این مثال از خودم است) که در روزنامه ی شرق از پست مدرن حرف می زند (راوی دارد می خندد)... ه رو از پ تشخیص نمی ده اومده از پست مدرن هم حرف می زنه ... سهند اینا همه درده . همین سایت عروض که من ۲ جلسه دعوت شدم در آن نیز با اهداف غیر از شعر و ادبیات به جون شعرا افتاده اند .
سهند فکر می کنی مافیا یعنی چه ؟

ارسال توسط: ارتش دریدا


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۹/۲۰۰۷ ۱۲:۴۵:۵۸ ب.ظ.
آقا چرا دچار توهم هستید اصلاً نمی دانید رئالیته و رئالیسم در مکتب فلسفی غرب چه معنایی دارد و معنای حیات آن در فلسفه , سیاست و ادبیات شرق تا کجا ها کشیده می شود آن وقت روی باد هوا با خواندن دو صفحه یاداشت این روز نامه و آن روزنامه یک جوری صحبت می کنید انگار دنیای اندیشه همه منتظر آدم کم سوادی مثل شما بوده تا از روی باد گلئ تکلیف همه چیز را دوباره کنید بابا برید دنباله سه چرخه سواری آقا ان بدبختی که می گوید پست مدرن اما ته سوادش دیپلم ردی است و بیشتر از هلو از هیچ زبان زنده دنیا نمی داند را نباشد با لگد از چنین جلسه ای انداخت بیرون . دست بردارید بروید یک ذره زحمت بکشید .

ارسال توسط: یک دوست


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۲۱/۲۰۰۷ ۰۸:۰۰:۳۳ ق.ظ.
حتمن خواندی شعر نیما رو : اما صدای ادمی این نیست

ارسال توسط: خدامراد فروهر


 نوشته‌های مرتبط: