علی سطوتی قلعه » مجله‌ی فرهنگی-اجتماعی شهر هشتم منتشر شد... شماره‌ی ۴ و ۵

علی سطوتی قلعهما ایرانی‌ها خیلی قرار و مدار با هم می‌گذاریم. خیلی وقت‌ها هم قرار و مدارهای‌مان را می‌گذاریم روی طاقچه تا خاک بخورد. درباره‌ی قرار و مدارهای انتقادی‌مان که اوضاع خیلی پرت‌تر از این حرف‌هاست.
حالا این وسط یکی بیاید و بگوید نشریه‌ای راه انداخته که بیا و ببین ... یکی بیاید و خودش را تا آن‌جا که می‌تواند از مغز این و آن بیرون بیندازد... یکی بیاید و قسم بخورد که آن- دیگری است و در عین حال یکی است و همتا ندارد... آری، اصلا قرار نیست که وقت ما بر این مدار بگذرد: خوش آمدید آقا!

اما آن‌ها با یکدیگر قراری نگذاشته‌اند. یکدیگر را یافته‌اند بر حسب تصادف و تفریق و تنها خواسته‌اند خودشان باشند. شماره ی ۴و ۵ نشریه‌ی فرهنگی- اجتماعی شهر هشتم چیزی از این قرار است و از آن قراری که آن‌ها با یکدیگر نگذاشتند وهرگز قرار نگرفتند. هزار تومان آب می‌خورد و با طرح خوفناکی از صادق هدایت روی جلد و پرونده‌ای در ستایش دشمنی و مطالبی دیگر روی کیوسک رفته است.
تضمین می‌کنم ارزش خرید و خواندن داشته باشد... میل خودتان است!

 تاریخ انتشار: ۳۰ فروردین ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 2


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۲۰/۲۰۰۷ ۰۲:۱۴:۲۵ ق.ظ.
سلام .
از این به بعد حتمن حتمن حتمن به جای اینکه وقتم را با خواندن سمرقند و بخارا تلف کنم می نشینم روی کاناپه و در حالی که شیر نسکافه می خورم شهر هشتم را می خوانم و زیر لب طوریکه کسی نفهمد به حماقت خودم نمی خندم !!!

ارسال توسط: سمانه نائینی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۲۰/۲۰۰۷ ۰۴:۲۲:۵۹ ق.ظ.
علی سطوتی عزیز، این مجله شاید ارزش خواندن داشته باشد (خواندن حالتهای مختلفی دارد: آواز خواندن، دست کسی را خواندن، لالایی خواندن...) اما توصیه می کنم که شما یکی، به هیچ وجه نخرید؛ چون احتمالن آن را هدیه گرفته اید، از یکی از دوستان دست-ان-در کار همین مجله، بهبهانی راست می گفت: کودک روانه از پی بود ... پول از کجا بیارم من...

ارسال توسط: مریم جعفری


 نوشته‌های مرتبط: