جمعه به استودیویی که اینروزها گروه «هستم آنچه هستم» در آن مشغول به تمرین است رفتم. گروهی بسیار جوان، خودمانی و دوستداشتنی که برای اجرای کنسرت تقریبا هماهنگ شدهاند. طرح پوستر را ندیدم اما تعریفش را شنیدم.
اما کاست را شنیدم. کارها خوب جمع شده و کاست ِ قابل قبولیست که البته هنوز از شیوهی پخش کاست تردید دارند، علت هم محافظهکاریای است که شورش درآمده؛ مقداری از آن را میگذاریم به حساب ِ شیوهی معمول ِ جلب ِ توجه و مقداری دیگر را بهحساب ِ دوستداشتن ِ نزدیکبهخطوط ِ قرمزحرکتکردن. دغدغهای شده!
از شواهد بر میآید شب ِ بهیادماندنیای برای کسانی که حتی به همراه خانواده برای دیدن و شنیدن میروند خواهد بود. از رفتن پشیمان نمیشوند چون بچهها خوب تمرین کردهاند، کارها خوب بسته شده و آثار هم برای مخاطب ِ فارسیشنوی ِ موسیقی ِ شبهمجازگوشکن تازگی و تنوع دارد و آهنگها در ذهن میماند. صحبتهای بیشتر باشد برای بعد از انتشار کاست.
چهرهی بعضی از بچههای گروه نیز اینروزها خیلی شبیه کسانی شده که قبلا میشناختیم که احتمالا همهاش تصادفی است.