<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>نشریه ادبی عروض</title>
      <link>http://www.arooz.com/index/</link>
      <description></description>
      <language>fa</language>
      <copyright>Copyright 2010</copyright>
      <lastBuildDate>Tuesday, 07 September 2010 02:39:21 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

      
      <item>
         <title>دهه‌ی هفتاد</title>
         <description><![CDATA[ دهه‌ی هفتاد درست افتاده لای ۶۰ و ۸۰ میلادی. جراحات عمق بیشتری در خاطره دارند از آن که زخم باشند امّا استخوان پارس در دهان سگ معاصر دارند: نیمای صفار (استخوان لای زخم). می‌ریم ایران و دنیا رو می‌بینیم؛ از توی همون ۶۰ و بیتل‌ها و چه‌گوارا و هیپی‌گری و لی هاروی اسوالد و اینجا موج نو و فروغ و گلستان و اردبیلی و مؤید و صور و اسباب ِ نوری‌علاء و زنده‌رودی و پیلارام و اصلاحات ارضی و گاو و قیصر و ۴۲ و فدایی‌ها و مجاهدین و.. و... که دیگه اصلش تو هفتاد ترکونده می‌شه؛ چارلی منسون و ماهارا‌شی داریم تو ایرون اوج گوگوش و داریوش و فروغی و واروژان و... آل احمد، کانون نویسندگان، شاملو، ساعدی، بهرنگی و خیلی چیزهای دیگه. خلاصه دنیا داشت می‌ترکید از اشباع و گوناگونی و اشکال زیستن. مارکزم اونوختا خونده می‌شد و فوکو و اون پشتم تارکوفسکی داشت می‌ساخت و خلاصه چاره‌ای جز حیات نداشتی و مرگتم ذیلش جا خوش می‌کرد. خوب ادامه‌ی ماجرا تو ۸۰م بود. از جکسون۵ مایکل‌شون در اومد مثلاً و... همه جا پر ویتنام و نیکاراگوئه و کوبا و اینا بود. <br />&nbsp;این که این همه نام حال با هم هم نمی‌کردند و همزیستی مسالمت‌آمیز هم نه و حتی گاهی آتش هم به هم می‌گشودند (گلوله می‌نشاندند در بدن هم و گاهی‌شان رد می‌شد و تن سولااااخ) ملولت نکند که توی یک قاب بودند (با هم یادآوری می‌شوند... (می‌گم))<br />نیما صفار<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-202.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-202.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> تازه</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">نیما صفار</category>
        
         <pubDate>Tuesday, 07 September 2010 02:39:21 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>گزارش هفتمین نشست ادبی «ع»</title>
         <description><![CDATA[ <img src="http://www.arooz.com/pic/a2/29.jpg" alt="ع" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" height="70" width="70" />یکشنبه ۱۴ شهریور ۸۹ هفتمین جلسه از سری جلسات نشست ادبی «ع» با حضور مضاعف چند نفری که به لطف <b><a href="http://www.bbc.co.uk/persian/science/2010/08/100831_webnavard_narenji_cartoonface.shtml">برنامه‌ی کلیک بی‌بی‌سی</a></b> با ما آشنا شده بودند برگزار شد. اسم سایتی که عروض باشد پس لاجرم اشخاص جدیدی که به همراه آورد اغلب غزل‌سرا بودند و همین پای بحث‌های جانبی و همیشگی، و گاه گله‌گی‌هایی را حتی پیش کشید.<br />حاضرین: محمدحسن نجفی، سهند آدم عارف، امیر قاضی‌پور، محمد فراهانی، مهدی سلیمی، مونا طالشی، صدیقه ناروئی، روجا احمدی، مینا صفار، محمود میرزائی، ... قاسمی، هادی جعفری.<br />طبق عادت همیشه بعد از جویاشدن از احوالات و اوضاع فرهنگی-اجتماعی در هفته‌ای که گذشت در بخش اول جلسه که از این هفته نیم ساعتی زودتر قرار شد برگزار شود و شد (یعنی ساعت پنج) امیر قاضی‌پور کتابی با عنوان «رُمادی» از آرش جواهری معرفی کرد و کاری از کتاب را خواند. بعد سهند آدم عارف شعری از احمد سینا خواند و توضیح دادم که <a href="http://www.arooz.com/index/archive/no-seventeen/post-1065.php">کتاب ایشان را که عروض منتشر کرده می‌توانید از سایت <b>دانلود کنید</b></a>. پای نشر الکترونیک که به میان آمد محمود میرزائی از پیگیری‌هایش و عدم دریافت مجوز از ارشاد گفت حتی در دوران وزارت مهاجرانی و ریاست خاتمی و گفتیم چند نمونه از آن غزل‌ها را بخواند و خواند و باز گفتیم سری که درد نمی‌کند چرا دستمال ببندیم همان‌طور که ما نبستیم و مشروعیت خود را از جایی که نمی‌دهد نگیریم همان‌طور که ما نگرفتیم. در ادامه امیر قاضی‌پور شعری خواند از امید شمس و توضیحاتی پیرامونش داد و گفت در سایت کپی دات کام (منظورش سه‌پنج بود البته) قابل دریافت است این شعر و بعدش شعری از بیژن الهی خواند و گفتم که <a href="http://do-lb.blogspot.com/2010/08/blog-post_28.html"><b>وبلاگ دوئل</b> ترجمه‌ی الیوتش</a> را به تازگی الکترونیک کرده و در دسترس است.<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-201.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-201.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> تازه</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> یادداشت و خبر</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">نشست ادبی «ع»</category>
        
         <pubDate>Monday, 06 September 2010 03:30:56 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>نمایش و نقد و بررسی فیلم «مغول‌ها» اثر پرویز کیمیاوی</title>
         <description><![CDATA[  <img src="http://www.arooz.com/pic/a2/29.jpg" alt="ع" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" height="70" width="70" />
یکشنبه ۲۱ شهریور، ساعت ۱۷ تا ۱۹:۳۰ نمایش و نقد و بررسی فیلم «مغول‌ها» اثر پرویز کیمیاوی در نشست ادبی «ع» برگزار می‌شود.<br />نشانی: خ ستارخان. خ حبیب‌الهی. نرسیده به چهارراه خارک. پلاک ۲۵۹. طبقه سوم. دفتر شورایاری.<br />مغول‌ها (۱۳۵۲)<br />کارگردان: پرویز کیمیاوی<br />گروه فیلمنامه:<br />۱- پرویز کیمیاوی: نویسنده<br />۲- نادر ابراهیمی: مشاور فیلمنامه<br />۳- محمدرضا اصلانی: مشاور فیلمنامه<br />۴- سیدعلی میرزا: مشاور فیلمنامه<br />۵- عباس نعلبندیان: مشاور فیلمنامه<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/preview/notes-and-news/post-199.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/preview/notes-and-news/post-199.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> تازه</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> یادداشت و خبر</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">نشست ادبی «ع»</category>
        
         <pubDate>Sunday, 05 September 2010 01:23:54 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>یاسمین حشدری » سه ترجمه از بیلیتیس » بی‌تابی</title>
         <description><![CDATA[ <img src="http://www.arooz.com/pic/a2/12.jpg" alt="یاسمین حشدری" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" height="70" width="70" />
«بیلیتیس» شاعره‌ی ۷۰۰ پیش از میلاد بوده در غرب یونانی‌نشین آسیای صغیر. ۱۶ سالگی گذارش به جزیره‌ی «لسبوس» که مهد سکس و هنر بوده می‌افته و اونجا محضر «سافو» شاعره‌ی نام‌دار اون دوران رو درک می‌کنه و دلبا‌خته‌ش می‌شه و... واژه‌ی «لزبین» هم از نام همین جزیره گرفته شده. اشعار بیلیتیس که کهن‌ترین شعرهای ثبت شده‌ی همجنس‌خواهانه‌ی زنانند رو ۱۳۲۸ «شجاع‌الدّین شفا» ترجمه به فارسی می‌کنه که نایاب شده. اینجا سه‌ شعرش رو «یاسمین حشدری» از انگلیسی ترجمه کرده که می‌خونیم. «مناسیدیکا» هم که تو شعر دوّم اشاره بهش می‌شه، معشوقه‌ش بوده.<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-198.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-198.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> ترجمه</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">یاسمین حشدری</category>
        
         <pubDate>Saturday, 04 September 2010 01:04:24 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>مهرداد شهابی » یک شعر » کبریت می‌کشی به خودت خاطرات را</title>
         <description><![CDATA[ <img src="http://www.arooz.com/pic/a2/44.jpg" alt="مهرداد شهابی" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" height="70" width="70" />
کبریت می‌کشی به خودت خاطرات را<br />شسته‌اند «موج‌های جنون» جای پات را<br />داری به چند ثانیه محدود می‌شوی<br />داری زبانه می‌کشی و دود می‌شوی<br />آتش نشان خسته‌ی خاکستری شده<br />در خاطرات سوخته‌اش بستری شده<br />باید نجات/داد تو را دست باد، رفت<br />باید به جات یک سفر ِ خوب و شاد رفت<br />از گُر گرفتن ِ تو در این شعر رد شدن<br />در لایه‌های سطحی این بیت «بد» شدن!<br />آتش گرفتن از همه‌ی انتخاب‌ها<br />خاموش ماندن از همه‌ی بی‌جواب‌ها<br />اینجا تشابهی‌ست میان سکوت با...<br />تردید می‌کنی و همیشه سکوت تا ↓<br />از خاطرات سوخته مایوس می‌شوی<br />با داغ ِ شعله‌هاست که ققنوس می‌شوی<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-197.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-197.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شعر</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">مهرداد شهابی</category>
        
         <pubDate>Thursday, 02 September 2010 22:34:33 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>گزارش ششمین نشست ادبی «ع» با نمایش فیلم «چشمه»</title>
         <description><![CDATA[ <img src="http://www.arooz.com/pic/c/75.jpg" alt="چشمه" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" />
<b>گزارش در دو روایت</b><br />در ششمین نشست ادبی "ع"، نمایش و نقد و بررسی "چشمه" اثر "آربی آوانسیان" برگزار شد. فیلم بوسیله لپ تاپ ۱۴ اینچی! به نمایش درآمد. <b>امیر قاضی‌پور، سهند آدم عارف و محمد فراهانی</b> از اعضای اصلی نشست ادبی "ع" به بحث و مکالمه پیرامون فیلم پرداختند.<br />امیر قاضی‌پور به پاره‌ای از تجربه‌های ارائه‌شده در چشمه اشاره کرد، از جمله: ۱- سیالیت ذهن و شکستن خط مستقیم روایت ۲- فرم استلیزه و زبان موجز بصری و ساختار تصویری درون‌گرا ۳- ریتم کند که خود به خود به عنصر معنوی فیلم تبدیل شده ۴- رهایی از داستان‌گویی متعارف و شخصیت‌پردازی دراماتیک ۵- تراژدی در سکوت ۶- تاویل‌گرایی ۷- چندلایگی ۸- تجربه بازی‌سازی سینماتوگراف ۹- کاربرد موفق ساختار روایی نامتعارف.<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-196.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-196.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> تازه</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> جلسات نقد</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">نشست ادبی «ع»</category>
        
         <pubDate>Wednesday, 01 September 2010 15:04:59 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>کسرا صدیق شجاع » یک شعر » در که باز می‌شود</title>
         <description><![CDATA[ <img src="http://www.arooz.com/pic/a2/43.jpg" alt="کسرا صدیق شجاع" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" height="70" width="70" />
در که باز می‌شود<br />کوهستان به هوای تن‌ات<br />توی اتاق‌خاب دراز می‌کشد<br />سرما رگ به رگ<br />روی شقیقه‌ام می‌ریزد<br />ملافه از بوی دست‌هات<br />ملافه از عرق کرده‌ای، خیس شده<br />خابم نمی‌برد روی خیال تختی که هنوز<br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ادای تن‌ات را در می‌آورد.<br />بلند می‌شوم<br />بلندتر از تمام جنگلی<br />که توی این آینه‌ی نیم‌بند، قد کشیده است<br />تو نیستی و می‌لرزم<br />نیستی و زمستان<br />برایم دستکشی از برف می‌بافد<br />گوش کن برای کوچ،&nbsp;&nbsp;&nbsp; چه فصل بدی‌ست<br />و گوزن‌های خسته توی کمد<br />خاب رفته‌اند<br />گوش کن<br />سرودی از مه<br />کلبه را کلافه کرده است<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-195.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-195.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شعر</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">کسرا صدیق شجاع</category>
        
         <pubDate>Tuesday, 31 August 2010 20:18:58 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>نیما صفار » هفت شعر » کمی از خروس</title>
         <description><![CDATA[ <img src="http://www.arooz.com/pic/a2/40.jpg" alt="نیما صفار" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" height="70" width="70" />&nbsp;
۱)<br />به م.مؤید<br />&nbsp;گفتند: سعی نکن<br />&nbsp;تو پلاتینیوم را نمی‌گریانی<br />&nbsp;تو برف را نمی‌گریانی<br />&nbsp;گفت: صبر کنید<br />&nbsp;&nbsp;&nbsp; همه‌ی همه‌ی همه‌ی شماها<br />۳)<br />به علی‌مسعود<br />&nbsp;بگذارید بیایم<br />&nbsp;و قبل از رسیدن<br />&nbsp;در پای شما گریه کنم<br />۴)<br />به م.باقر<br />&nbsp;آرام می‌رفت<br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ولی دور می‌شد<br />&nbsp;می‌خواهم بگویم من هر چه تند می‌کردیم<br />&nbsp;آهسته‌ترش دورتر می‌شد<br />&nbsp;نه که<br />&nbsp;میان نکردن<br />&nbsp;از این میان نکردن<br />&nbsp;درد اعلی می‌کرد<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-194.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-194.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شعر</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">نیما صفار</category>
        
         <pubDate>Monday, 30 August 2010 15:19:16 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>گزارش پنجمین نشست ادبی «ع»</title>
         <description><![CDATA[ <img src="http://www.arooz.com/pic/a2/29.jpg" alt="ع" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" height="70" width="70" />روز یکشنبه ۸۹.۵.۳۱ پنجمین نشست "ع" با محوریت شعر و داستان و نقد ادبی&nbsp; و با حضور جمعی از شعرا، داستان نویسان و منتقدان برگزار شد.<br />در ابتدای این نشست محمد فراهانی دو شعر خواند. امیر قاضی‌پور معتقد بود که شکل مهندسی شده‌ی کارهای قبلی محمد فراهانی بود این دو شعر. همچنین قاضی‌پور در ادامه گفت که تتابع اضافات در شعر فراهانی سبب سرعت خواندن می‌شود این یک قاعده شده است و باید از آن فراروی کرد. مونا طالشی هم درباره‌ی شعر محمد فراهانی گفت که سطحی که محمد شعر را در آن ادامه می‌دهد سطح قابل قبولی است اما بهتر است در آن پیشرفت اتفاق بیفتد.<br />زری محمدی هم دو شعر کوتاه خواند که امیر قاضی‌پور درباره‌شان گفت می‌شود در چارچوب شعر بیانگرا قرارشان داد و خیلی ساده همه باید منتظر باشند که در آخر یک ضربه به شنونده یا خواننده بزند و تمام شود و چیزی فراتر از این ندارد.<br />مونا طالشی یک پیشنهاد جابجایی برای یکی از شعرها داشت و محمد فراهانی گفت این دو شعر او را به یاد کتاب شکست روایت علیرضا حسینی انداخته به لحاظ فرم. سهند آدم عارف هم اعتقاد داشت که جریان محافظه‌کار نقد دلش می‌خواهد شعر را به تصویرگرایی‌های ابتدایی شعر فارسی در قرن‌های سه و چهار برگرداند یعنی صورت‌هایی از تصویرگرایی که&nbsp; از صور پیچیده‌تر استعاره موفق نمی‌شود استفاده کند و در نهایت به تشبیهات ساده می‌تواند بیاندیشد.<br />بعد، صدیقه نارویی دو شعر نسبتا ً کوتاه خواند که مجید مقدم گفت به خاطر نوع خواندن خانم نارویی با این دو شعر بهتر ارتباط برقرار کرده. سینا همای اما درباره‌ی شعر و درباره‌ی نظر مقدم گفت به رغم وجود علایم سجاوندی در زبان فارسی، در شعر فارسی خیلی امکان تعیین شکل خواندن وجود ندارد. امیر قاضی‌پور هم معتقد بود نوشتن شعر به چنین زبان‌هایی یک جورهایی مطلع نبودن از جریان‌های شعر امروز و زبان امروز به حساب می‌آید اما محمد فراهانی گفت در زیست شاعران باید حق داد هر کسی در هر فضایی که خواست قرار بگیرد.<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-193.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-193.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> تازه</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> یادداشت و خبر</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">نشست ادبی «ع»</category>
        
         <pubDate>Monday, 30 August 2010 00:17:15 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>حجت بداغی » آهنگ معامله ناگزیر</title>
         <description><![CDATA[<p>«معامله ناگزیر» - min ۳:۱۸<br />
<embed src="http://www.arooz.com/player.swf" quality="high" name="mp3player" type="application/x-shockwave-flash" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" flashvars="width=290&amp;height=24&amp;autostart=no&amp;bg=0xCCCCCC&amp;leftbg=0xcccccc&amp;border=0xddddd&amp;text=0x000000&amp;soundFile=http://www.arooz.com/music/bodaghi/rozeye%20rezvan.mp3" bgcolor="B1B6BF" height="24" width="280"><br /></p>]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-192.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-192.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> موسیقی</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">حجت بداغی</category>
        
         <pubDate>Saturday, 28 August 2010 18:39:52 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>علی صالحی » بیست و یک شعر » استخوان‌ها</title>
         <description><![CDATA[ <img src="http://www.arooz.com/pic/a2/39.jpg" alt="علی صالحی" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" height="70" width="70" /> ۲)<br />سایه‌ی ِ سرگردان<br />با بر آمدن آفتاب، چشم گشوده<br />درخت‌اَش را می‌جوید<br />جز تنه‌ی ِ دایره در دایره‌ی ِ بریده‌اش<br />&nbsp;چیزی نمی‌یابد<br />۳)<br />هیزم بیشتری می‌خواهد این اجاق<br />در دامنه‌های داغ و تند سینه‌ات<br />نفس ِ اسبی با چشم‌های ِ قهوه‌ای ِ تلخ<br />هنوز<br />تا دور دست‌ها را، مِه‌آلود می‌کند<br />۵)<br />سهم ِ سرباز از جنگ<br />ساعت ِ مچی بود<br />که بر دیوار اتاق آویخته است<br />سهم جنگ از او<br />دست‌هاش بود<br />۱۰)<br />اهل ِ کلمه، نه<br />فقط وقتی پیشانی‌اش را<br />میان دست‌هاش می‌گیرد<br />شکلِ ابر می‌شود<br />من خودم را به خواب ِ او می‌زنم<br />به رفتار ِ باران<br />او<br />بادها را رام می‌کند در گیسوانش<br />من<br />کُــنج ِ اتاق<br />پارو می‌زنم در توفان و<br />روزنامه می‌خوانم، خبری نیست<br />روزنامه‌ها،<br />هیچگاه،<br />این حوادث را، منتشر نمی‌کنند...<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-191.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-191.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شعر</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">علی صالحی</category>
        
         <pubDate>Friday, 27 August 2010 14:29:23 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>نمایش و نقد و بررسی فیلم «چشمه» اثر آربی آوانسیان</title>
         <description><![CDATA[ <img src="http://www.arooz.com/pic/a2/29.jpg" alt="ع" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" height="70" width="70" />یکشنبه هفتم شهریور، ساعت ۱۷ تا ۱۹:۳۰ نمایش و نقد و بررسی فیلم «چشمه» اثر آربی آوانسیان در نشست ادبی «ع» برگزار می‌شود.<br />
چشمه؛ فیلم بلند، سینمایی، ۱۰۰ دقیقه، ۳۵ میلیمتری، سیاه و سفید به زبان فارسی.<br />آربی
 آوانسیان در سال ۱۳۴۸ (۱۹۶۹) شروع به ساختن فیلم «چشمه» بر اساس کتاب 
«چشمه جغنار» اثر «مگرویچ آرمن» می​نماید که فیلمبرداری آن در سال ۱۳۴۹ 
(۱۹۷۰) به اتمام می​رسد. سپس در سال ۱۳۵۱ (۱۹۷۲) فیلم چشمه پس از پایان 
صداگذاری در نخستین جشنواره​ی بین​المللی فیلم تهران به نمایش درآمد که 
مورد تقدیر «ساتیا جیت​رای» و بقیه اعضای هیات ژوری قرار می​گیرد. چشمه 
برخلاف مخالفت​هایی که در بعضی محافل به خصوص در میان فیلمسازان «فیلم‌فارسی» برانگیخت، روال تدوین و دید دوربین را نسبت به موضوع در سینمای 
ایران اساسا تغییر داد.<br />آربی آوانسیان: کارگردان، نویسنده، تهیه کننده.<br />گروه بازیگران:<br />۱-&nbsp; پرویز پورحسینی<br />۲- آراماییس وارطان یوسفیانس<br />۳- مهتاج نجومی<br />۴- جمشید مشایخی<br />۵- فرامرز صدیقی<br />نشانی: خ ستارخان. خ حبیب‌الهی. نرسیده به چهارراه خارک. پلاک ۲۵۹. طبقه سوم. دفتر شورایاری.<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/preview/notes-and-news/post-189.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/preview/notes-and-news/post-189.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> یادداشت و خبر</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">نشست ادبی ع</category>
        
         <pubDate>Wednesday, 25 August 2010 00:36:27 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>سهند آدم عارف » دو شعر » جنب‌وجوش‌های آبسال</title>
         <description><![CDATA[   <img src="http://www.arooz.com/pic/a1/135.jpg" alt="سهند آدم عارف" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" height="70" width="70" /> پیش‌کش به نیما صفار<br /><b>جنب‌وجوش پنجم تابستانی</b><br />مقدارمین مقاممان<br />از هرچه گذشته به یک چند&nbsp;&nbsp; جونمی&nbsp; جونممان<br />بی‌دشت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ماهانه<br />صید طناب در تخصصم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از دریا و<br />فرتوت همین درختانیم<br />عیدی که بوی غروب دادیم<br />رختخواب محتضران مکان ما فقط&nbsp; [است<br />[این چندمین چنان]<br />گنجینه‌ای که زیر بالششان گیر کرده<br />منتظرم نیست وَ اما خوابش&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; هم نمی‌برد<br />چهار پلک<br />را<br />مجاور منطقه‌ای گود&nbsp;&nbsp; به معنای یک کف دست&nbsp; غروب&nbsp;&nbsp;&nbsp; و دندان‌های کف ِ کاسه چفت<br />خوابش&nbsp; هم نمی‌برد<br />ـــــــــــــ چه منظره‌ی الاغی!<br />پشت کوه را هم که بشنویم<br />گل‌ها یادشان می‌رود گرده‌افشانی<br />تا هم خوابشان ببرد<br />[هم چندمین چنین<br />اگرچه بیداری گل‌های مطلقن<br />انگشتی از نوازش را تا به آرنج توی زانوی مصدر افعال فرو خواهد کرد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ]خواهشن خواهد کرد]<br />همین انگشت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گرده‌ها را ناز خواهد کرد<br />از لحظه‌ی زبر صدور گرده‌های زبر<br />گرده‌ها را ناز خواهد کرد:<br />بخوابید ای مراتب ِ فوری ِ در داغی<br />این شهد و شبّاله&nbsp;&nbsp; فرنگ قاپیده<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-188.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-188.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شعر</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">سهند آدم عارف</category>
        
         <pubDate>Friday, 20 August 2010 00:18:42 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>گزارش چهارمین نشست ادبی «ع»</title>
         <description><![CDATA[  <img src="http://www.arooz.com/pic/a2/29.jpg" alt="ع" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" height="70" width="70" />
روز یکشنبه ۲۴ مرداد ماه ۱۳۸۹ راس ساعت ۵/۵ بعد از ظهر برگزار شد.<br />در ابتدای این نشست و پس از کمی گپ و گفت غیر رسمی، روجا احمدی چند شعر و داستان کوتاه از میان آثارش خواند، امیر قاضی‌پور درباره‌ی یکی از داستان‌های روجا احمدی معتقد بود حالت‌های آوایی‌اش شبیه شینمای عبدالرضایی بود و چند مثال از سینمای مدرن زد! و در ادامه گفت اینکه در داستان آواسازی شود می‌تواند خیلی جالب باشد.<br />پس از امیر قاضی‌پور فریبا ابراهیم‌خواه در موافقت با آثار روجا احمدی سخن گفت.<br />خود روجا احمدی گفت اگر آثارش را خود خواننده از روی نوشته بخواند هم می‌تواند جذابیت داشته باشد. و در این باره دیالوگ‌هایی برقرار شد.<br />بعد مونا طالشی دو شعر بلند و سه شعر کوتاه خواند و روجا احمدی از یکی از شعرهای کوتاه گفت که خوشش آمده. فریبا ابراهیم‌خواه درباره‌ی موتیف شال‌گردن در یکی از شعرهای بلند مونا طالشی صحبت کرد و امیر قاضی‌پور هم درباره لحن شعر و لحن خواندن مونا طالشی مطالبی را گفت.<br />سپس فریبا ابراهیم‌خواه یک شعر و یک مقاله درباره‌ی سینمای فارسی پیش از انقلاب خواند. روجا احمدی به کلمه عقده در این مقاله به گفته خودش از نظر علمی نقد داشت. سهند آدم عارف هم کمی در راستای این مقاله درباره‌ی امت و ملت و دولت سخن گفت.<br />بعد از این‌ها محمد فراهانی داستان کوتاه "اشتراک ۲۲۱۲" را خواند. از این داستان استقبال شد. روجا احمدی درباره مساله‌ی هویت در این داستان و اینکه مهم است گفت و نوستالژی را برای جنگ با مدرنیته لازم ندانست.<br />&nbsp;سهند آدم عارف این داستان را تنها یک توصیف از فضاهای مدرن دانست و تقابل با مدرنیته را صرفا ً نگرش پاستورال ندانست و کمی هم درباره‌ی مهارت در یک بازی حرف زد. امیر قاضی‌پور هم در موافقت با چنین فضاهای داستانی و جذابیت آن‌ها گفت.<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-187.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-187.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> تازه</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> یادداشت و خبر</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">نشست ادبی «ع»</category>
        
         <pubDate>Wednesday, 18 August 2010 14:48:00 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>روجا احمدی » دو داستان » صبح بخیر روز لیز</title>
         <description><![CDATA[ <img src="http://www.arooz.com/pic/a2/38.jpg" alt="روجا احمدی" class="mt-image-left" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" border="0" height="70" width="70" />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; توی یک اتاق نمناک از خواب بیدار می‌شوم. پتو را کنار می‌زنم و دست به شکمم می‌کشم. دلم سوپ می‌خواهد و عشق و یک کمی موسیقی. دست دراز می‌کنم و دنبال آرامش در حضور دیگران می‌گردم. با انگشتان سرد کلیدها را فشار می‌دهم و smsهای چاق بی‌جواب را باز می‌خوانم. پرده را کنار می‌زنم، چون من یک نگاتیو نوردیده‌ام. چراغ قرمزی را که از دیشب روشن مانده خاموش می‌کنم.<br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; به آشپزخانه می‌روم. برای سکوت ده بار دست می‌زنم، می‌شکند. تکه‌پاره‌هایش را از روی زمین جمع می‌کنم، روی آن‌ها رویاهای تکراری می‌مالم و&nbsp; لقمه‌ها را دانه‌دانه به دهان می‌گذارم.<br />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بعد لباس می‌پوشم. در همان حال چشمم به خودم می‌افتد که در آینه لباس می‌پوشد. از صورت خودم تعجب می‌کنم، هیچ چیز از خودم یادم نمانده بود. بوی کرم‌های آرایشی را تماشا می‌کنم، عقم می‌گیرد. آن‌ها را لای کتاب‌ها می‌گذارم و رویشان نمک می‌پاشم. چون این ماه پول اضافه برای خرید ندارم. محکم خودم را طناب‌پیچ می‌کنم. به زحمت در را می‌گشایم، و به جرم‌های تفهیم‌نشده به گذشته می‌روم.<br />]]></description>
         <link>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-186.php</link>
         <guid>http://www.arooz.com/index/archive/no-nineteen/post-186.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> شماره نوزده</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> داستان</category>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">روجا احمدی</category>
        
         <pubDate>Tuesday, 17 August 2010 19:48:03 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>