مصطفی تیرگر

در آسمان افتادنی ستاره بود
که در کاسه ی من
و کاسه ی من بود در میان ستاره
وگرنه آسمانی در کار نیست
که بچرخد دور خودش
و در ستاره لابد کاسه ی من می چرخید
از آسمان
از ستاره
از جناب وزیر هم چیزی نمی افتد
که در آن بچرخد کاسه ی من دور سبیل هاش و
گل های مخملی اش
] ستاره [
می گویم که بدانی
تو هم این را بگو
که هیچ کس مثل من نمی چرخاند این طور
در کلمات را در آسمان که بیفتند در کاسه ات
که بروی پی کارت
- لابد نمی فهمی
این را به خدا هم گفته ام
این ستاره فروشی نیست
تو هم اینقدر سبیل هایت را نچرخان
و البته به وزیر محبوبمان هم بگو
هوای خودش را داشته باشد .
۱۴ خرداد ۱۳۸۵ ۱۰:۰۱ بֽظֽ
نظرات ۲
salam . dastet dard nakone . kheili ghashang bood
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
سلام.کارتونو خوندم.بسیار عالی.