صداي موجي زن

اینروزها در انجمنها و محافل ادبی و هر جا که صحبتی از شعر هست ؛ پس از شنیدن آثار متوجه میشوی که نسبت شاعرانی که سپید سروده اند به آن دسته شعرا که به کلاسیک رو آورده اند بیشتر است
وقتی که از زاویه ای تنگ تر به این ماجرا نگاه میشود ( ضمن عذر خواهی از سپید سرایانی که با علم به ادبیات کار میکنند ) متوجه میشویم که شاید بیش از 70% این دوستان به علت داشتن قریحه ای متوسط ؛ و سایر دلایلی که در حاشیه آنان را وادار میکنند تا شاعری کنند و بخوانند !!! و نیز به دلیل آنکه شعر کلاسیک دارای قوانین دشوار تر و ساختار مدرسه ای تری است و چار چوبی مستحکم احاطه اش کرده است ؛ و طبیعتا آموزش مدونی را میطلبد تا ذوقی در یک قالب منسجم قرار گیرد ؛ لذا با استفاده از تصاویری در هم که شباهتی صرفا ظاهری -آنهم برای گول زدن مخاطب عام - به سپید سروده های بزرگ دارند می سرایند و متازندو می خوانند و بد تر این که این روند میانبری که سر انجامش جز انهدام شعرو شاعر ندارد شدیدا روبه رشد است ؛ و اخیرا هم مشاهده میشود که این افراد با جسارتی مثال زدنی اقدام به چاپانیدن مجموعه هم میکنند !!! که بسیار قابل بررسی ریشه ای است به هر حال غزل که میرود به قالبی مهجور و مغموم تبدیل شود احتیاج به کسانی دارد که با تدارک شرایط علمی مقتدر میسرایند .. حالا در هر ژانری که شخصیت غزل را زیر سوال نبرد ؛
نگاه 2
امروز بار اولی است که در ستون نقد کتاب مطلبی نوشته میشود لذا سعی آن داریم اولین گزینه نقد کتاب؛ کتابی باشد که اولا جوان؛ ثانیا اولین مجموعه موءلف؛ و ثالثا پرحرف باشد ؛ از این رو صدای موجی زن انتخاب شد ..
این کتاب در 103 صفحه شامل 46 اثر که 23 اثر سروده مونا زندهدل و 23 اثر برای هدی قریشی است که در سال 1384 توسط نشر سخن گستر با بهای 800 تومان به بازار کتاب آورده شد ؛
در نگاه اول مخاطب در گیر نام کتاب است ؛که برگرفته از یکی از آثار مونا زنده دل است .. اسمی نه چندان درون مایه ؛ ولی مبین وجود یک مجموعه اصطلاحا مطفاوط است ..
صدای موجی زن نامی سمبولیک و نماد گرا است ؛ میدانیم که در سمبولیسم از نمادهایی خصوصی که کاملا جنبه اتفاقی دارند استفاده میشود .. اتفاقا این نام که هم دریچه نخست برای ورود به متن است و هم نقطه اول جذب مخاطب دارای هر 3 خصیصه سمبولیسم هست :
1- آهنگ کلام
2- هیجان و جذابیت
3- انکار واقعیت
صدای موجی زن در راستای هدف مضمون که ایجاد فضای طفاوط هم در نگارش وهم در تاویل مخاطب بوده و هست .. نامی موفق مینماید ؛ اگر چه اصولا استفاده از نام آن هم نامی مستخرج از ابیات یک اثر در کتاب زیاد جذاب نیست و گه گاه این درون مایگی موجب مرگ تعلیق و فقدان شخصیت مرموز مجموعه میشود . ولی در این اثر نام به خوبی در فضای خود مستقر است ..
اگر بخواهیم در مورد تمام آثار بحث کنیم مطلب حاصله از حوصله خارج است و مجبوریم فعلا در زاویه ای خاص به نقدی کلی بپردازیم ..
بعد از اندکی که از مطالعه کتاب میگذرد؛ دیگر بدون دیدن نام شاعر میتوان با خواندن غزل و با مشاهده فضای در شعر و درک زبان غزل ؛ شاعر را به درستی حدس زد و این یعنی اینکه این دو شاعر به هیچ عنوان در گیر مشی هم نیستند و دارند هرکدام مستقلا بدون تاثیر پذیری از هم شاعری میکنند .. ولی بدون هیچ شکی هردو نفر به شدت تحت تاثیر شعرای پیش از خود مثل :سید مهدی موسوی و محمد سعید میرزایی قرار گرفته اند
( تقلید ؛ تائثیر و کشف زبان خصوصی ) 3 مرحله ناگزیر از دوره سرایش است .. با نگاهی خوشبینانه میتوان گفت که این 2 دوست از مرحله تقلید گذشته ولی در ابتدای دوران تاءثیرند و اتفاقا شدت آن هم قوی است ... این ادعا در بیش از 50 مورد قابل اثبات است ... این موارد به دو دلیل ممکن است اتفاق افتاده باشد ..
1 یا فضای شعر اصطلاحا پست مدرن همین قدرمحیط کار دارد یعنی همین اندازه جا برای مانور موضوعی دارد یا بهتر بگوییم پتانسیل تاویل از پست مدرن در ایران همین است ؟ یا نه
2- این 2 شاعر نتوانسته اند از ساختمان دردست پیشینیان !! بیرون بیایند..
استفاده بیش از حد از ماجراهای زن و مرد و مرگ سه مقوله اساسی ولی بیش از اندازه در دسترس بشر گاهی در خواندن دچار خستگی میکند و مخاطب هرچند مخصوص !! را هم دلزده خواهد کرد ..
بی شک ما در این مجموعه با شعر رو به رو هستیم ؛ و شاعرانه گی بی هیچ شبه ای در 46 غزل به چشم میخوردحالا کم و بیش آن در جای دیگری قابال بررسی است... نبودن یک ظرف زمانی و مکانی مشخص در آثار تا حدود زیادی مجموعه را از تاریخ مصرف __ اقلا کوتاه مدت /__ دور نگاه داشته است ..
باز برگردیم به مضمون..:
با اینکه به صراحت نمتوان گفت ؛ نبودن فضای مناسب و نداشتن آلترناتیو های مناسبتر برای استفاده کمتر موءلف از مواضع در دسترس ترموجب چاپ این مجموعه شده است
ولی نباید فراموش کرد که شاعر اصطلاحا در برج عاج خود نشسته و بی خیال از مخاطب فقط سروده است اگر چه در بستری از منطق نسبی ؛ بعد از آنکه میخوانی : پرنده میرود از بس بهار غمگین است پرنده رفته به پاییز باغ تن بدهد..آیا نباید انتظار داشت که شاید مونا و هدی در انتخاب سوژه هاهم میتوانستند بهترعمل کنند؟ ..
این درست که پست مدرن در خود بی منطقی کمرنگی را مستتر کرده است و به عنوان مکتبی با رویکردهای آنی به هر چیزی قلمداد میشود ولی گاه باید به فکر درست تر کردن یک بنای درست بود ..!
بروزلی در مقاله سوءتعبیر غرضی مینویسد : خواه نویسنده غرض خود را به صراحت در متن بیات کرده باشد و یا با استفاده ار کدها یی مشخص به خواننده منظور خود را القا کرده باشد .. در هر صورت نیت او ربطی به اثر ندارد .. چون ارزش هر اثری در خودش نهفته است و این درونی و مستقل است... شعر نه متعلق به منتقد است نه به شاعر .. شعر برای همه است .. خب در صدای موجی زن این اتفاق افتاده .. پس اثر؛ اثری کامل مینماید که کامل تر هم میشد
یکی از مسائلی که آدم را رنج میدهد در سطر درخشیدن شعر امروز و در وضعی اسف بار تر در کلمه است .. یعنی شما از کلیت یک غزل یا شعر استفاده ای نمیبرید و در نهایت دلتان را به ترکیبی یا جمله ای درخشان خوش میکنید این اتفاق دراین مجموعه فراوان بوده است.. و غیر از دو سه غزل از زنده دل در باقی آثار کل اثر شما را در گیر نمیکند ..
با احترام فراوانی که منتقد برای این 2 شاعر قائل است ولی باید عرض کرد که مونا زنده دل نسبت به خانم قریشی شاعر تر نشان میدهدولی در عوض هدی قریشی از شاخک های تیز تری بهره میبرد و توانسته تا حدود ی بیشتر ببیند و این که زندگی به جز نفرت و مرد و مرگ و عشق شاید چیز دیگری هم دارد!!!
ولی این طور به نظر میرسد که هدی بیش از یک شاعر در شعرش دست داشته است .. ودر برخی از موارد احساس میکنی .: شعر ساخته شده و به زور در قاب وزن مستقر شده است .و برای اینکه شاعر اندکی از این معماری خلاص شود رو به قافیه های در دسترس میا ورد مخصوصا الف که در ابیا ت موقوف المعانی بسیار کار راه انداز است غزل های : 2-10-20-22-26-28-30-36-40-46 تازه مثنوی هم اضافه کنید .. وقتی در آثار قریشی به ابیاتی درشت بر میخوری احساس میکنی چه قدر با بیتای دیگر متفاوت است و دلت میخواهد که دوباره یا صد باره بخوانیش و لی بیت بعد ی بلافاصلاه سوزن بیت قبل میشود و ذوقت را کور میکند..... غزل 10 دو بیت آخر
این گونه میتوان فهمید کدام بیت آمده کدام بیت آورده شده است... درست در نقطه مقابل مونا قرار دارد :
22 ساله غزلهایی یک دست که احساس میکنی نوزاد غزل پس از تولد فقط احتیاج به حمام داشته تا دلچسب تر شود و سعی دیگری در شعر زیبا ی خود نداشته ولی هنوز این شعر کودک است ولی قوی !! 23 کودک که نه احتیاج به عمل جراحی نه اکسیژن و نه گریم ! دارند ولی کودکند !
از قیا س مثنوی زنده دل با قریشی دستگیر میشودکه مونا در 20 بیت تقریبا 20 برابر 36 بیت هدی حرف زده است و لی مونا نسبت به هدی از تنوع کمتری در سو ژه برخوردار است.
به هر حال میتوان بعد از این نقد مختصر که امید وارم گوشه ای از زحمات این دو دوست را جبران کرده باشد- گفت : مجموعه صدای موجی زن ازآثار خوب و مستحکم نیمه اول دهه هشتاد است .. با آرزوی توفیق برای مونا زنده دل و هدی قریشی
با احترام علیرضا آذر
۱ خرداد ۱۳۸۵ ۱۰:۰۰ بֽظֽ
نظرات ۴
سلام
ازاينكه خيلي موشكافانه به مسائل روز ادبي مخصوصا غزل پست مدرن توجه دارين كارتون قابل تحسين است به نظر من كسي ميتونه غزل پست مدرن بگه كه كامل وجامع و حامل علوم ادبي گذشته و حال و آينده باشه فضاسازي در اين اشعار در رديف اول اهميت قرار داره شاعر پست مدرنيسم نقاشي به تمام عيار بايد باشه
شعر ادبيات برخلاف مسايل اچتماعي كه بايد يك قاعده و قانوني درش حاكم باشه چون با روح آدمي سروكار داره بايد تا بينهايت باشه بيكران باشه بتونه پرواز كنه بنظر م شعر پست مدرن تكامل يافته ي ادبيات گذشته از آدم تا حال حاظر هست
چيزي كه زمان و مكان نشناسه و منحصر به اين مقولات نباشه پوياتر و زنده تر خواهد بود
موفق باشين
درود و بدرود
اين بابا خيلي متفاوت چون به جاي تفاوط نوشته طفاوط . با اين سرعت مي ري دريداي بدبختو دق مي دي ها
سلام.....................ممنون که دعوتم کردی ......جالب بود................به من هم سری بزن........يا حق
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
عمو آذر خیلی خیلی میخوامت امیدوارم که همیسشه درتمامی مراحل زنگیت موفق ومویدباشی درکنار خانواده گلت