مصاحبه مومنه يوسفي با افشين سياهپوش

او يك ترانه سراست!

افشين سياه پوش متولد 22 بهمن سال هزار و سيصد و چهل و هفت، تنها فرزند خانواده و فارغ التحصيل رشته نقاشيه . حدود شانزده هفده سال سابقه نواختن سازهاي پوستي و همينطور كيبورد رو داره . تافل زبان داره وقاري قرآنه . خودش ميگه:( بهترين پرنده شناس ايرانم و تمام گونه هاي مختلف پرنده رو به خوبي ميشناسم) افشين سياه پوش يك ترانه سراست ترانه سرايي موفق با حسي بسيار لطيف و قوي ،درست مثل خودش!. تولد افشين سياه پوش در دنياي ترانه همزمان با تولد دوباره ي موسيقي پاپ در سال هفتادو شش بود .و قبل از اون مدتي شعر سپيد و غزل هم سروده.
افشين سياه پوش ميگه: (راستش سرِ كل كل با دوستانم بود كه من ترانه سرا شدم ! مربي بدنسازي شادمهر و سعيد امير اصلاني بودم و چند باري ديده بودم كه بينشون ترانه هايي رد و بدل ميشه اين شد كه خوشم اومد و تصميم گرفتم منم ترانه بگم اما سعيد امير اصلاني بهم گفت: تو با صد و چهل كيلو وزني كه داري اصلا بهت نمياد ترانه سرايي بكني ! باور كنيد همين حرف باعث شد من ترانه سرا بشم)
**ازش درباره تاريخچه ترانه پرسيدم و جواب داد:
* ترانه تاريخچه مشخصي نداره و شايد براي پيدا كردن تاريخچه و زمان شروع ترانه بايد به لالايي هايي كه مادران ايلياتي براي فرزندانشون ميخوندن برگرديم. اما درباره ترانه كلاسيك گمون نميكنم كه سابقه اش به بيش از يك قرن برسه.
** آقاي سياه پوش! تعريف شما از واژه ترانه چيه؟
* ترانه يكي از زير شاخه هاي شعره .كلاميست موزون كه به صورت ملوديك ادا ميشه .فرقش با شعر اينه كه ترانه سماعي و شعر ديداريه يعني ترانه رو ميشنون و شعرو ميخونن . بنابر اين كلامي كه فقط شنيده ميشه بايد ساده ،تاثير گذارودر حداقل فاصله زماني باشه.
** ترانه هاي امروز ديگه مثل سابق زمزمه نميشن . فكر ميكنيد را اينطوره؟
* من از شما ميپرسم: موسيقي پاپ چند ساله كه در ايران پا گرفته؟
** هفت سال!
* شما از يه بچه هفت ساله كه تازه به مدرسه رفته چه انتظاري داريد؟ ترانه هاي قديمي حسابي تو ذهن ما جا باز كردن بايد به ترانه امروزهم فرصت داد . از اون گذشته من خيلي با اين نظر شما موافق نيستم . خيلي از ترانه هاي من زمزمه ميشن . خيلي از ترانه هاي ديگه هم همينطور.
**در انجمن هاي ترانه، ترانه هاي بسيار خوب و قوي و اصيلي ميشنويم. اما در كاستهايي كه به بازار مياد كمتر از اين ترانه هاي قوي به گوش ميرسه .چرا؟
* دليلش اول بر ميگرده به سليقه خواننده و آهنگساز و دوم بايد بدونيم كه به هر حال ترانه سرا بايد تابع آهنگساز و طيف شنوندگان باشه و اگه بخواد مستقل عمل كنه محكوم به فناست . ببينيد شعر همونطور كه سروده ميشه چاپ و خونده ميشه و تمام موفقيت شعر بستگي به خود شاعر داره اما موفقيت يك ترانه بستگي به قابليت خواننده و آهنگسازش داره و وقتي من ترانه اي ميگم و اونو به دست آهنگساز مي سپرم ديگه معلوم نيست چه بلايي به سر اون ترانه بياد ديگه اينكه طيف شنوندگان رو هم بايد در نظر گرفت . مخاطبين ترانه اغلب گمون كنم بين 13 تا 24 سال باشه . خب سليقه اين مخاطبين چيه؟ اونا ميخوان ترانه سريع الانتقال سريع الهضم و خالي از واژه هاي غريب باشه . من با اينكه خودم ترانه سرا هستم و خب نسبت به ترانه تعصب هم دارم اما معتقدم كه ترانه سرا بايد بتونه خودشو با ريتم هماهنگ كنه . ترانه كلاميست كه بايد موزون ، ساده ، با حد اقل واژه ها ودر عين حال عميق باشه .
**چه كنيم كه ترانه ها طبق سليقه مخاطب و در عين حال سليقه مخاطبين در حد ترانه هاي خوب و اصيل باشه؟
* اول از همه من بايد خودمو به جامعه بشناسونم و جوري ترانه بنويسم كه مخاطبين خوششون بياد .در مرحله اول جامعه بايد منو دوست داشته باشه و روي من حساب كنه و تازه در مرحله بعد ميتونم سليقه خودمو به نوعي به گوش مخاطب تحميل كنم و بگم به كلام عميق من گوش كنيد .اما مرحله اول كه همزباني و همدليه از همه مهمتره . ترانه سرا بايد با مردم بجوشه با اونا بخنده و باهاشون گريه كنه .
** اغلب با آهنگساز هايي روبرو شدم كه ميگفتن: ما به دنبال ترانه نميريم اين ترانه سراست كه بايد دنبال ما بياد و البته بالعكس . نظر شما چيه؟
* هيچ كس به هيچ كس ديگه برتري نداره . ترانه سرا ، آهنگساز و خواننده اضلاع يك مثلث هستن و به هم مربوطن . آهنگسازي كه اين حرفو ميزنه متوجه نيست كه اگه كلام نداشته باشه كارش ناقص ميمونه . اين حقيقته و بايد بي تعارف اونو باور كنيم كه موسيقي امروز ايران چندان غنايي نداره و بدون كلام هيچ كاره است.
** تازگيها ترانه هايي در مكتب واسوخت ميشنويم كه پر از نفرت ، توهين و بسيار خشن هستن . نظر شما درباره اين ترانه ها چيه و آيا اين ترانه ها با تعاريف و اونچه كه از مكتب واسوخت انتظار ميره ، هماهنگي داره؟
* من راستش زندگي خودمو ترانه ميكنم . شايد اگه نفرت رو تجربه كرده بودم از همين ترانه ها ميگفتم . اما معتقدم كه ترانه بازگوي احوالات عاشقانه ماست .به نظر من كسي كه مجبور به آه و نفرين و شكايت ميشه شايد جنبه عشق رو نداره ! گاهي لا به لاي ترانه هاي واسوخت عباراتي به گوش ميرسه كه اصلا شايسته فضاي ترانه نيست و گوش و سليقه مخاطب رو هم خراب ميكنه . مثلا (تف به مرامت عوضي) يا (آخر آش و لاشي ) همه تجربه هاي تلخ دارن و متاسفانه دليل اينكه از اين نوع ترانه ها خيلي خوب استقبال ميشه همينه .بدون اينكه فكر كنيم شايد در به وجود اومدن اين تجربه هاي تلخ خودمون مقصريم ! و در پايان بايد بگم اصلا كسانيكه از عبارات توهين آميز در ترانه هاشون استفاده ميكنن و اينطور دلزده و با نفرت ترانه مينويسن ، مفهوم واسوخت رو درست متوجه نشدن
** در ترانه هاي شما حسي لطيف و بسيار قوي وجود داره . طوري كه آدم حس ميكنه تمام اونچه كه در ترانه شما اتفاق افتاده عينا در زندگي واقعي شما رخ داده
* بله دقيقا همينطوره ! افشين سياه پوش 38 سالشه اما از لحاظ كنتاكتهاي عاشقانه شايد چيزي حدود ده هزار سال داشته باشه! زماني زندگيمو براي مردم ترانه ميكردم و حالا به ين رسيدم كه بايد زندگي رو ترانه كنم . هر چه كه در زندگي لمس ميكنم براي من يه ترانه است . من حدود 180-170 ترانه در آلبومهاي مختلف دارم و حالا با افتخار ميگم كه هيچ وقت ترانه سراي مناسبتي خوبي نبودم .
** حالا كه بحث از عشق و سن ده هزار ساله شما ! به ميون اومد ميخوام نظرتونو درباره اين عقيده كه ميگن : دل هر آدمي فقط ميتونه جاي يك عشق باشه بدونم
* اصلا اينطور نيست ! عشق مال خداونده و اونچه كه به ما تعلق داره دوست داشتنه و بس ! آدم ميتونه همه آدماي دنيارو دوست داشته باشه. و اگه كسي دچار حماقت مزمن شد و عشق خدا رو با كس ديگه اي تقسيم كرد و نتئنست پاش بايسته ديگه واي به حالش . شايد دليل اين لگد هاي عاطفي هم كه مرتب ميخوريم همين باشه . منم يه ساله به اين نتيجه رسيدم . اونم با از دست دادن كسي كه برام ارزشمند بود . اونوقت بود كه به خودم گفتم:افشين! چشماتو باز كن اونم باهات نموند ! وتنها كسي كه هميشه باهات بوده و هست خداونده .اين شد كه عشق خداوند دوباره در دلم زنده شد و من دوباره مذهبي شدم . حالا ديگه نه دل كسي رو ميشكنم نه كسي دل منو ميشكنه ..دوستشون دارم و دوستم دارن . اتفاقا چقدر خوشحال شدم كه از بحث ترانه به اينجا رسيديم . راستش دلم ميخواد يه چيزي رو بگم و اون اينكه ترانه همين چند خطيه كه نوشته ميشه اما حواشي ترانه و اون چيزي كه باعث اتفاق افتادن ترانه ها ست از خود ترانه زيبا تر و ارزشمندتره .
** شما چقدر به تكنيك در ترانه معتقيد و تا چه اندازه به خودتون اين اجازه رو ميدين كه تكنيك رو فداي حس كنيد ويا بر عكس؟
*حس غريزي و تكنيك اكتسابيه . يه ترانه سراي باهوش و قوي بايد بتونه اين دو رو در هم بياميزه . گاهي البته لازمه اينارو فداي هم كرد اما بازهم به نظر من آميزش حس و تكنيك بسيار زيباتره .يه چيزي رو هم بگم : از آپارتمان سازي در ترانه هيچ خوشم نمياد . يعني فكر ميكنم كه تغيير وزن در ترانه باعث زيباتر شدن كار و باز شدن دست و بال آهنگسازه . البته منوط بر اينكه اين تغيير وزن درست وسر جاي خودش ودر صورت لزوم اعمال بشه.
**شما در زمينه موسيقي هم فعاليت دارين. ميخوام بدونم پرداختن به ترانه رو ترجيح ميدين يا پرداختن به موسيقي رو؟
* بدون شك ترانه! با وجود اينكه قدمت فعاليت من در زمينه موسيقي بيشتره اما باز ترانه رو ترجيح ميدم چون گمون نميكنم موسيقي پاپ بدون ترانه حرفي براي گفتن داشته باشه . موتزارت ميگه :جايي كه كلام به پايان ميرسه موسيقي آغاز ميشه ولي من ميگم : اين مسئله درباره موسيقي مشرق زمين كاملا برعكس صدق ميكنه .
** اما بعضيها ميگن ترانه بعد از اينكه با موسيقي همراه ميشه تازه جون ميگيره ؟!
* نه! ترانه بايد به خودي خود جون داشته باشه .البته موافقم كه تا ترانه اجرا نشه معلوم نميكنه كه ميتونه موندگار بشه يا نه . اما بايد خودش جون و شخصيت داشته باشه . من به ترانه هايي كه به زور ريتم جون ميگيرن ميگم: ترانه هاي بيمار! و آينده خوشي هم در اين رابطه نمي بينم
** حرف آخر!
* لحظه ها داره از دست ميره ! فرصتها خيلي كمن ! نگذاريم پشت هر ماجرايي نفرت و آه باشه . تو رو خدا همديگه رو دوست داشته باشيم . البته به نظر مياد كه ايرانيها از آه كشيدن و غصه خوردن خوششون مياد! اما من ميگم: بابا ! طرف زنده است ! قدرشو بدونيم!
هميشه دير رسيدم ، حتي به آخر خط
هميشه دير رسيدم ، تا قله ملامت
هميشه دست خالي ، فرهاد قصه بودم
شيرين به طعنه ميزد ، تيشه به تار و پودم
هميشه دست خالي ، هميشه خوش خيالي
قسمت من همين بود ، چيدن سيب كالي
با تلاش مومنه يوسفي پور
پايان
۱۴ خرداد ۱۳۸۵ ۱۰:۰۰ بֽظֽ
نظرات ۱۰
salam man emrooz be jame shoma peyvastam afshin tarane soraye khoobye omidvaram ke toofanzade nashe va hese ghashanghesho ba pool gati nakone va too in bazarei ke hame edeaye tarane ghoftan daran sari too sara dar byare manam bazi vagta tarane migam vali nemidoonam magboole ya na lotfan komakam konid mamnoon
afshin kheili ba ehsas tarane mighe va omidvaram hamintor edame bede
سلام دوست عزیز ... اعتراف میکنم کل مصاحبه رو نخوندم .اما به هر حال ترانه اگر ترانه باشد ماندگار است و خیلی حرفهای دیگه که جناب سیاهپوش مطمینن خود بهتر می داند . اما بحث بر سر این هست که ترانه های امروز ی که ما در قالب پاپ توسط خوانندگانی با هزار افکت و زیر صدا می شنویم ماندگار است یا نه . بگذارید مثالی بزنم : اگر جناب شاملوی عزیز امروز شروع به سرایش اشعار قدرتمند خود می کرد به هیچ وجه موفقیتی را که دهه های پیش کسب کرد را کسب نمی کرد . می پرسید چرا ؟ دلیل آن اینست که شعر های شاملو فرزند گان زمانه ی خویشند و ( خطاب به دوستی که نظر خوبی نداشتند در باره ی افشین سیاهپوش ) اگر میبینیم که امروزه زبان اصالت نداره محتواها آنقدر عمیق نیستندو ... دلیل را در خود و جامعهی خود بجوی که هنر مند و شاعر و اصلن ترانه سرا آِنه ی عصر و زمن خودش هس و هزار و یک حرف دیگه ... سلام یعنی خداحافظ
ترانه های ضعیف و بی محتوای ایشان را خوانده ام و شنیده ام سعی کنید با ادمی مصاحبه کنید که در ادبیات عددی باشد نه ایشان که به قول خودش مربی بدن سازی بوده و یه احساس کرده باید ترانه بگه !!!!
درود !
ممنون از مصاحبه زیبای شما منتظر مصاحبه های بعدی شما هستیم با تشکر فراوان
ممنون از مصاحبه زیبای شما منتظر مصاحبه های بعدی شما هستیم با تشکر فراوان
ممنون از مصاحبه زیبای شما منتظر مصاحبه های بغدی شما هستیم با تشکر فراوان
mosahebeye jalebi bood amma doost dashtam yek soale dige ham matrah mishod va oon darbareye eddeaye aghaye syahpush be parande shenas boodaneshoone. baram mozooe jalebi bood ke delam mikhast bishtar darbarash bedoonam
masalan inke chand gooneye parnde dar iran hast ?jalebtarin o jazabtarin o ajibtarinesh kodoomeh va aya barashsher ya taraneiy soroode ya na?
akhe be nazare man parandehaa ghahhar tarin taranesoraye tabiatand va inke yek tarane sora parandeha ro khoob beshnase mozooe jaleb va monhaser ba fardye. hamin movaffagh bashid.
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
جالب بود
مرسی