| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  مريم جعفري  

مريم جعفري

من شاعرم خودكار نه؛ جوهر به دنيا آمدم
درگير انديشيدنم من سر به دنيا آمدم

تقدير بود انسان شدن عمري زمين گيرم كند
روحم كبوتر بود و من بي پر به دنيا آمدم

نارنجي و خاكستري پاييز رنگ آتش است
هر روز و شب در آتشم آذر به دنيا آمدم

نه؛اين توان در مرگ نيست از زندگي سيرم كند
مردانه خواهم مرد اگر دختر به دنيا آمدم


   ۱ خرداد ۱۳۸۵ ۱۰:۰۱ بֽظֽ
نظرات ۳۰

عمری میان ماه و مه، دل بود گرم دلبری
دل را به دلبر دادم و دلبر به دنیا آمدم
من استکانم را به تو بخشیدم و ساغر شدم
می را به دریا ریختم، ساغر به دنیا آمدم...


مریم جان...سلا م ودرودم را بپذ یر .دمت گرم عالی بود منتظر سروده های بعدیت می مانم .


هنوز کار داره اما زیباست


نیست) کلمه ای ست که می توان با حذف ت آن را در وزن خواند و در این غزل چون هر مصرع دو قسمتی ست ، آن موردی که فرمودید اشکالی ندارد و هجای بلند به جای مثلا( نی) شده است:(نیس) ...فقط چون در مصرعهای دیگر این اتفاق نیفتاده ، این مصرع نمود پیدا کرده است.


سلام
خب.... خوب بودد
اره
بهتر از غزلای دیگه ی این دینای مجازیهه
ههوومم!!


سلام خانم جعفری
این جنون متعالی رو به شما تبریک می گم ...تعلیق زیاد باعث می شه مخاطب رو دنبال خودت بکشونی وفکر کنه ...آفرین اما ...
خیلی زود تمام می شود غالب این نوع کار بیشتر جا دارد
سپاسگذارم...


خوندنش خيلي لذت بخش بود. دمتون گرم(مردونه)


سلام بسیار عالی بود و کوتاه در هر حال عاشقانه زیستن و عاشقانه مردن زیباتر از مردانه مردن است . ژاندارک را بخاطر بسپار . موفق باشید


salam
deroud bar khanome jafari
www.mobarezan.blogfa.com


وقتی نمی توانند هستی یک زن را فهم کنند او را به فمینیست بودن متهم می کنند تا خودشان را برای فهمیدن به زحمت نیندازند همینان هستند که انسانها را با جنسیتشان می شناسند و از آن هم فراتر نمی روند. و برای آنان ضمیری به نام من ، یک ضمیر اضافی است .


salam. ghazaleton khob bod vali khoshhal mesham darbarash sohbat konim.(mofassalan) daneshjoye karshenaseye arshade hoghogh hastam.va ۱۰ sale shermegam.age dost dashted baram mail bezanid ta shomaramo bedam. lotfan shaer beman


بيت دوم يكي از شاهكارهاي ايشان هست


سلام دوست عزیز .. مجدد مزاحم شدم . در بیت اول و بیت دوم شما از ضمیر منفصل من استفاده کردید که در همون مصرع ها نیز از ضمیر متصل استفاده کردیدبه طوری که دیگر استفاده از ضمیر من چیزی جز حرفی برای پر کردن وزن ندارد . ضمنن شما همینکه می نویسید یعنی قلمتان را به هر خاطری بر روی کاغذ می کشید یک عمل فیمینیستی انجام میدهید و دیگر لازم نیست در مصرع پایانی رگ هایی از فیمینیست بودنتان را ارایه دهید ... درمورده فرامایش دوست عزیزمون ariaman.rex عرض میکنم که ادامه دادن یک کار به صورتی که گسست و سستی در بیت ها حس نشه برای القا حس و ... نیاز است تا مخاطب را هر چه بیشتر جذب کنیم ... قبول دارم که امروزه همه روی به شعر های کوتاه آوردن و نتیجه ی اون هم بوجود آمدن طرح و شعر های کوتاه هایکو در ایران میتونه باشه .باز هم تاکید میکنم که به راحتی میشد بیت ها را ادامه داد و حتا تغییر قالب داد سلام یعنی خداحافظ


سلام و خسته نباشید به همه خصوصا شما خانم جعفری
غزل خوبی بود
من احساس می کنم کوتاهی این غزل تعمدی باید باشه .
موفق باشید


سلام و خسته نباشید به همه خصوصا شما خانم جعفری
غزل خوبی بود
من احساس می کنم کوتاهی این غزل تعمدی باید باشه .
موفق باشید


سلام

خسته نباشيد

واقعا قشنگه

يا حق


به اين ميگويند يك غزل مردسالارانه !


مردانه مردن بی معنی است به ویژه برای زنانی که از "مرد" هم مردتر اند. از خواندن فروخ غافل نشو.


با نام خدا
سلام
ببخشید اگه جسارت کردم.ولی این چیزی بود که در خوانش کار آزارم می داد.به هر حال منتظر اشعار بعدی شما هستم و خوشحال می شم که باهم در ارتباط باشیم
یا حق


بیت آخر رو شده بود اما در کل غزل بدی نبود...


آقای سلطانی، (نیست) کلمه ای ست که می توان با حذف ت آن را در وزن خواند و در این غزل چون هر مصرع دو قسمتی ست ، آن موردی که فرمودید اشکالی ندارد و هجای بلند به جای مثلا( نی) شده است:(نیس) ...فقط چون در مصرعهای دیگر این اتفاق نیفتاده ، این مصرع نمود پیدا کرده است. از نکته سنجی شما سپاسگزارم.


با نام خدا
سلام
کار قشنگی بود.البته با مولفه های دهه ی ۶۰
در مصراع اول بیت آخر به خوانش من یک مشکل وزنی وجود داره که نمیشه اسمش رو سکته ی تعمدی گذاشت که ارزو می کنم خوانش من اشتباه باشه
یا حق


سلام
لذت بردم


.....در کارگه کوزه گری رفتم دوش..


hamishe dar owj


سلام مریم عزیز خیلی خوب بود قند مکرر ...


تو فضاهای همیشگی


کار خوبی بود.درسته که تعداد ابیات کم بود ولی تمامی حرف هایش را زده بود حقیقت سکوت و کم گوئی و دروغ حرافی اقایه نجفی عزیز وقتی میشه همه حرف هارو در چهار بیت زد.ایا لزومی برای ادامه میبینید.من هم چون شعر زیادی از ایشون نخوانده ام نمی توانم زیاد نظر بدهم.مشتاق کارهای بعدی هستیم...


شعراي اين شاعر گرامي رو ميتونيد از اين وبلاگ لينك بگيريد
www.okaf.blogfa.com


سلام دوست عزیز ... چهار بیت برای غزلی که از قوافی به این راحتی و دم دستی دارد بسیار کم است ... حال تا انتهای حرف های مرا بخوانید که موافقم با شاعرانگی و ایجاز و ... شما عروض را خوب میشناسید و....کاش بیشتر از شما شعر می خواندم تا بتوانم بیشتر صحبت کنم ...


نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.

ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2009 Arooz.com & Design by Farahany

لوگوی عروض