| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  مريم جعفري  

مريم جعفري

تا که سر به روی پیکرم گذاشت جز سر قلم به دست من نبود
هیچ درد سر نداشتم اگر این زبان سرخ در دهن نبود

دست بی اجازه ی پدر بلند وای از زبان تلخ مادرم
کاش در زبان مادری ی من زن بن مضارع زدن نبود

مادرم وطن بگو کدام دیو بچه هات را به مرزها فروخت
مادرم وطن بگو پدر نبود آنکه هرگز اهل این وطن نبود

پای حجله های خون برادرم پاش را فروخت یک عصا خرید
او بدون پا به جشن مرگ رفت بس که هیچ پای بند تن نبود

توي واژه نامه جای جنگ : ننگ می نویسم و ضمیمه می کنم :
یادگار آن غرور له شده غیر از این پلاک و پیرهن نبود

زندگی بلای بودن من است مرگ جشن جاودانه بودنم
تا همیشه خواب می شدم اگر ترسی از دوباره پاشدن نبود


   ۱ مرداد ۱۳۸۵ ۱۰:۰۲ بֽظֽ
نظرات ۲۳

سلام خانم جعفری
کار خوبتان را خواندم و لدت بردم. از خیلی شعرهای دیگری که در این سایت از آنها تمجید می شود توسط برخی دوستان (که بیشتر به نان قرض دادن شبیه است تا نقد و تعریف)قویتر بود هرچند جای کار بیشتری دارد. بیتهای اول (بویژه بین ۲) را که خواندم انتظارم از شما بیشتر شد ولی با آن قوت تمام نشد. ولی در مجموع لذت بردم. من نمی دانم این آقای موسوی کیست و از کجا آمده اند ولی به حال ادبیات امروز ایران تاسف می خورم که کسانی چون ایشان مدعی آن شده اند و عباراتی از این دست که "من کجای ادبیات ایران هستم...". نام ایران و شعر ایران بلندتر از این است که جولانگاه دوستانی از این دست باشد. موفق باشید و رو به جلو.


غزل بسيار گيرا و شيوايي بود. شما استاد ابيات طولاني و نفس‌گير هستيد خانم جعفري. يك نكته هم ميخواستم خدمت مهدي موسوي عزيز و خانم جعفري عرض كنم كه تا وقتي ميشه صلوات فرستاد چرا دعوا؟! ضمنا چون من تازه رسيدم اينجا ميخواستم از آقاي موسوي بپرسم كه ميشه بگيد شما دقيقا كجاي ادبيات محسوب ميشيد؟ من فكر ميكنم كه ادبيات شامل قلب و دل و زلف نيست و بي‌معرفتيه كه از محسنات دماغش بگذريم.


شعر خوبی بود ...از غزل بعضی ها که در اینجا افاضه ی فضل کرده اند یک سر و گردن بالاتر ایستاده است .


سلام


سلام
من به همراه خانم کاظمی شعرت را خواندم او می گفت شعرهایت برایش بسیار ملموس است بخش ÷ایانی شعر و (زن بن مضارع زدن) و نفرین بر انهایی که شعر قرض میکنند مریم جان به قول تد هیوز: وای به حال گرگ هایی که سگ ها برایشان ÷ارس نمی کنند


با سلام
سرکار خانم جعفری
هرچند منهم مانند دیگر دوستان عقیده دارم که غزل شما در فرازهایی به شعار نزدیک میشد ولی درکل کار خوبی بود و فکر میکنم مصرع چهارم غزل (کاش در زبان مادری ی من زن بن مضارع زدن نبود) آنقدر قدرتمند و زیبا بود که برای ماندگاری یک غزل کافی باشد
ویک سوال از جناب دکتر موسوی میبخشید چه کسی تا به حال گفته استفاده از دوقافیه مصدری در یک غزل با معیار شعر کلاسیک ایراد قافیه محسوب میشود!؟با این حکمی که شما صادر کردید یا باید مولانا ، حافظ ، بیدل و... را غزل سرایان پست مدرن بدانید ! یا شاعران کلاسیکی که از معیار دور افتاده اند و اشعارشان ایراد قافیه دارد!!!
شما که در یک جایی از این ادبیات هستید! لطفا یا حکمی برای غزل کلاسیک صادر نفرمایید و یا در دادن حکم کمی دقت کنید


با سلام
سرکار خانم جعفری
هرچند منهم مانند دیگر دوستان عقیده دارم که غزل شما در فرازهایی به شعار نزدیک میشد ولی درکل کار خوبی بود و فکر میکنم مصرع چهارم غزل (کاش در زبان مادری ی من زن بن مضارع زدن نبود) آنقدر قدرتمند و زیبا بود که برای ماندگاری یک غزل کافی باشد
ویک سوال از جناب دکتر موسوی میبخشید چه کسی تا به حال گفته استفاده از دوقافیه مصدری در یک غزل با معیار شعر کلاسیک ایراد قافیه محسوب میشود!؟با این حکمی که شما صادر کردید یا باید مولانا ، حافظ ، بیدل و... را غزل سرایان پست مدرن بدانید ! یا شاعران کلاسیکی که از معیار دور افتاده اند و اشعارشان ایراد قافیه دارد!!!
شما که در یک جایی از این ادبیات هستید! لطفا یا حکمی برای غزل کلاسیک صادر نفرمایید و یا در دادن حکم کمی دقت کنید


نيلوفر جان ! دقيقا چون مطمئن نيستم نمي‌خوابم !


تا همیشه خواب می شدم اگر ترسی از دوباره پاشدن نبود


از کجا مطمئنی بخواب ؟


كاش در زبان مادري من .... زن بن مضارع زدن نبود / اين سطر بسيار زيبايم بود تا آنجا كه آن را در يك سپيد قرض گرفتم ... سپاس جعفري عزيز


سلام یه سوال برتری شعری یا به بیان بهتر قدرت وضعف شاعر در سرودن شعر به سن وسال مربوطه؟یا علی


مادرم وطن بگو !
اگه از شعر چيزي سرم مي شد ... يه مثنوي با اين جمله مي نوشتم . ممنون .
مادرم ! زمين ! چه تواني داري كه اينهمه نامردي و دورويي را تاب مي آوري ! يك بار آن ... پشت مرا فرسود !


سلام خانوم
شعرتون زیبا بود ولی نه برا ی مخاطب عام...........
ضمنا من تقلید نمی کنم ولی سکته تو شعرتون حس میشه یا الله


من فكر مي كنم كه كامنت اولي دكتر موسوي فقط حاوي نقد بود و دوستاني كه در ابتدا يا ميانه مسير شعرند بايد به قله هاي شعر جوان بيشتر احترام بگذارند در ضمن وبلاگم امروز يا فردا افتتاح مي شود و منتظرتان خواهم بود


خانم جعفري شعر شما با معيار شعر كلاسيك ايراد قافيه دارد و با معيار غزل امروز خيلي با معيارهاي شعر امروز فاصله دارد! من فكر مي كردم تازه كار هستيد وگرنه نقد سنگين تري مي كردم... واقعا اينگونه موضعگيري ها يعني چه؟ نفهميدن شعرهاي من به عدم مطالعه ادبيات و هنر روز جهان توسط شما برمي گردد و در ضمن بحث پيرامون شعر شما و ايرادات اوليه آن بود چرا به حاشيه روي مي پردازيد... به عنوان يك بزرگتر توصيه مي كنم به نقدها با دقت گوش دهيد و مطمئن باشيد با اين روندي كه در پيش گرفته ايد نمي توانيد از مطرح شدن در جلسه شعرتان فراتر برويد!! شعاري بودن كارها كاملا مشخص است و من حتي با دوستان تازه كار هم كه صحبت كرده ام به اين نكته اذعان كرده ام... در هر صورت نقد قبلي من براي كمك به شما براي پيشرفت بود و مطمئنا اصراري براي كمك به شما ندارم. در ضمن يادتان باشد كه من كجاي ادبيات هستم و شما كجا... پس كمي در حرف زدن رعايت كنيد...


سلام، جناب سيد مهدي موسوي با ديدن پيامتان چند جمله‌ي خبري و سوالي و تعجبي و... از ذهنم گذشت : ۱- خرسندم كه اصلن! نمي توانيد با غزلهايي اينقدر! كلاسيك كنار بياييد و اين را عرض كنم كه من هميشه دوست داشته‌ام كه كلاسيك باشم/ ۲- آيا پست مدرن شعار نيست؟ /۳- از اهالي غزل پست مدرن شرمنده‌ام كه اين بنده‌ي كلاسيك نويس ، دو قافيه‌ي مصدري آورده‌ام گرچه نمي‌دانم توي كدام ذوق!!! مي‌زنم/ ۴- آقاي شكارسري خودشان بارها فرموده اند كه امروزه از ديدن هيچ چيزي نبايد تعجب كرد! / ۶- شما كه حكم صادر مي‌كنيد چرا از لفظ« شايد » استفاده مي‌كنيد؟ / ۷- همه كه مثل شما باهوش نيستند كه همه‌چيز برايشان رو باشد!! و آنقدر كتاب خوانده باشند كه همه‌چيز برايشان كليشه‌اي باشد!!!!/ ۸- آيا اگر غزلي را ديروز نوشته باشم يا فردا بخواهم بنويسم ديگر غزل امروز نيست؟!!! يا اينكه منظور شما از غزل امروز اين است كه خرواري از كلمه‌هاي بيچاره و مظلوم را در قالب بي‌زبان غزل بريزيد و با زور به ذهن مخاطب فرو كنيد و براي پوشاندن اين ظلم بي‌حدي كه به كلمات مي‌كنيد كلي هم جنجال راه بيندازيد!!/ ۹- بد نيست چند كتاب معرفي كنيد كه سطح آگاهي‌ام افزايش يابد!!!/ ۱۰- فكر مي‌كنم كه سال تولد يا سابقه‌ي شعري مرا نمي‌دانيد!!! و در پايان اينكه آقاي موسوي گرچه زبان مادري‌ام فارسي ست و به روايتي در وضعيت پست مدرن هم گاهي گير افتاده ام اما از كارهاي نوشتاري موزونتان چيزي نمي‌فهمم ( بي‌انصافي نكنم: به ندرت غزلهايي داريد كه در آنها مهدي موسوي واقعي را خوانده‌ام ) و حرفهاي زيادي هست كه در اين مجال اندك نمي‌گنجد بماند تا بعد...؟


فرماليستها عقيده دارند كه اجزاي هر اثر هنري بايد متقابلاً يكديگر را پشتيباني كنند و اين اجزا بايد در خدمت درون مايه اثر انجام وظيفه كنند. يعني اينكه مثلاً اجزاي يك شعر ما نند: وزن، قافيه، رديف، صامت‌ها و مصوت‌ها و صنايع مختلف بديعي و... بايد در خدمت درون مايه باشند.قافيه‌هاي اين غزل: من،دهن،زدن،وطن،تن،پيرهن وشذن است كه تكيه روي حرف ((ن)) و تكرار آن در رديف به صورت ريتميك مارا به ياد شناسه هاي نفي كردن ،و اعتراض به اينگونه بودن مي اندازد،هر چند استفاده از دو مصدر به عنوان قافيه‌در اينگونه كارهاي كوتاه از دل نشيني آن ميكاهد.
يكي از نظريه‌هاي مهم فرماليستها نظريه آشنايي‌زدايي است. يعني اينكه شاعر يا نويسنده، خواننده را به درنگ و تامل وادارد و دست‌اندازي بر سر راه مخاطب خود ايجاد كند تا حركت ادارك او را كند سازد. در زندگي روزمره همه چيز برايمان آنقدر عادي و آشنا شده است كه ديگر آنها را نمي‌بينيم، ما حتي اشياي منزل و والدين و همسر و فرزندانمان را هم آنچنان كه بايد نمي‌بينيم در اينجاست كه شاعر وظيفه دارد حركت ادارك مخاطب را كه به اين بي‌دقتي عادت كرده است را كُند كند و يا به قول ياكوبسن (از نظريه‌پردازان مكتب فرماليسم) با تهاجم به زبان روزمره يا به قول شلكوفسكي (باني مكتب فرماليسم) با آشنايي‌زدايي در زبان، عبور چشم و گوش و كل احساس ما از روي اشياء را كند و آهسته مي‌سازد و ما را به تامل و درنگ وامي‌دارد.
در بيت چهارم اين غزل وقتي به فروش پا و خريدن عصا ميرسيم ناخوداگاه مكث ميكنيم و مصراع را دوباره ميخوانيم:چگونه ممكن است كسي پا...عصا...
دست انداز ايجاد شده است.
دراين شعر يكي از عناصر مهمي كه وجود دارد و بيشترين گوناگوني را در دل روايت خطي اثر بوجود آورده اعتراض است.
هر چند شاعر در ابتدااز خود انعطاف شخصي را بروز مي‌دهد (الفاظي كه در آن بكار مي‌رود)، اما پس از مدتي اين الحان به نوعي به نمونه لحن رسمي در شعر تبديل شده و او اين طرز نگرش را كمابيش به ديگر اركان اثرش نيز تزريق كرده است.
اينها تماما باعث عميق تر شدن اثر ميشود اما...
به نظر ميرسيد آوردن پيرهن در بيت پنجم بيشتر براي پر كردن آهنگ كناري و لزوم وزن بود،ضمن اينكه در بيت اول دهن كمي غريب مينمود البته با توجه به ادامه كار.بيت آخر هم كمتر توانسته بود به عنوان پايان بندي حق ابيات بالا را بيان كند.موفق باشيد.‌


خیلی زیبا بود
اگه اشتباه هم نکنم یه پرش لفظی توی بیت ۴ داشت
البته من سوادم ÷ایین تر از ایناست که بخوام نظر بدم


اصلا نمي توانم با غزلهايي اينقدر كلاسيك كنار بيايم آنهم وقتي به سمت شعار پيش مي رود... قافيه شدن دو قافيه مصدري هم در يك غزل شش بيتي خيلي توي ذوق مي زند كه متعجبم چرا جناب شكارسري يادآوري نكرده! از خانم جعفري غزلهايي بهتر از اين هم خوانده بودم. شايد مهمترين اشكالي كه در اين كار و چند كار قبلي ايشان در اين سايت ديدم رو بودن كارها و در صورت استفاده از نشانه ها نيز كاربرد نشانه هاي كليشه اي مي باشد! اميدوارم با آشنايي بيشتر با غزل امروز در عين حفظ زيباييهاي كلاسيك و توجه به جزئياتي نظير آنچه عرض كردم و در عين حال مطالعه فراوان از اين دوست جوانمان (خانم جعفري)شاهد كارهاي بهتري نيز باشيم كه مشخصا استعداد آن را دارد...


شعر جالبیست ولی خوب شعر نباید به شعار زدگی دچار شود البته دو سه تا کشف جالب هم داشتید امیدوار کننده هستید


سلام . كارتون خيلي قشنگ بود و معني خوبي هم داشت و به نظر من نقطه اوج شعرتون بيت دوم شعرتونه . مصراع اول بيت چهارم رو خوب نتونستم بخونم ... اميدوارم كاراي بيشتر و بهتري ازتون بخونم .


سلام خانم جعفري / از چاپ كتابتان خرسند شدم / كاش با معرفيي يك شماره امكاني را براي خريد از طريق اينترنت براي دوستان شهرستاني فراهم مي آورديد ...
هميشه غزلهايتان را تحسين كرده ايم


شعرهاي خانم جعفري هميشه تكاندهنده هستند . براي همه ، حتي براي كسي مثل من كه با مواضع فكري مطرح شده در اين غزل خاص با شاعر هم عقيده نيستم . بيت دوم در اين شعر خيلي غريب افتاده اما خوب مگر اين غزل كلاسيك نيست ؟! پس بگذار غريب بيفتد ! خانم جعفري دست مريزاد !


نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.

ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2009 Arooz.com & Design by Farahany

لوگوی عروض