قمرالملوک وزیر

15 مرداد سالروز درگذشت بانوی آواز ایران قمرالملوک وزیری بود . ( البته بعضی 14 مرداد را روز درگذشت او می دانند ) در هر حال یاد و خاطره اش گرامی باد .
قمرالملوک وزیری سال 1284 در تاکستان قزوین به دنیا آمد و سال 1338 چشم از جهان فرو بست . آرامگاهش در مقبره ی ظهیرالدوله واقع است .
به عقیده ی اکثر منتقدان و محققان و صاحب نظران موسیقی او برترین بانوی خواننده ی ایرانی در قرن حاضر بوده است و با بزرگانی چون : مرتضی خان نی داود ، عارف قزوینی ، امیر جاهد ، حبیب سماعی ، ابوالحسن خان صبا ، ارسلان درگاهی و . . . همکاری داشته است . و ادیبانی چون : ملک الشعرا بهار ، ایرج میرزا ، پژمان بختیاری ، شهریار ، جلال همایی و . . . هنر وی را در اشعارشان بی بدیل خوانده و ستوده اند .
کمپانی های " هیزماسترز ویس " و " پولیفون" بیشتر از 200 صفحه از وی ضبط کرده اند و در دوره ی کوتاهی هم به همراه امیر جاهد ( تصنیف ساز ) برای ضبط صفحه به دهلی نو می رود که ترانه هایی چون : در بهار امید ( در افشاری ) از آن جمله است . همچنین بسیاری از تصنیفهای عارف قزوینی را اجرا کرده است ، تصنیفهایی مانند : تا رخت مقید نقاب است ، گریه کن ، ای دست حق پشت و پناهت بازآ و . . .
تصنیف در ماهور ( مرع سحر )
آهنگ : مرتضی خان نی داود
کلام : ملک الشعرا بهار
آواز : قمر الملوک وزیری
مرغ سحر ناله سر کن
داغ ِ مرا تازه تر کن
زآه شرر بار ، این قفس را
بر شکن و زیر و زبر کن
بلبل ِ پر بسته ز کنج ِ قفس درآ
نغمه ی آزادی ِ نوع ِ بشر سرآ
وز نفسی عرصه ی این خاک ِ توده را ، پر شرر کن
ظلم ِ ظالم ، جور ِ صیاد
آشیانم ، داده بر باد
ای خدا ! ای فلک ! ای طبیعت !
شام ِ تاریک ِ ما را سحر کن
نو بهار است ، گل به بار است
ابر ِ چشمم ، ژاله بار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه ِ آتشین
دست ِ طبیعت گل ِ عمر ِ مرا مچین
جانب ِ عاشق نگه ای تازه گل از این
بیشتر کن
مرغ ِ بیدل ، شرح ِ هجران مختصر کن .
عمر ِ حقیقت به سر شد
عهد و وفا پی سپر شد
ناله ی عاشق ، ناز ِ معشوق
هر دو دروغ و بی اثر شد
راستی مهر و محبت فسانه شد
تا قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی ِ دزدی ، وطن و دین بهانه شد
دیده تر شد
ظلم ِ مالک ، جور ِ ارباب
زارع از غم ، گشته بی تاب
ساغر ِ اغنیا پر می ِ ناب
جام ِ ما پر ز خون ِ جگر شد
ای دلِ تنگ ناله سرکن
از قوی دستان حذر کن
وز مساوات صرف ِ نظر کن
ساقی ِ گل چهره بده آب ِ آتشین
پرده ی دلکش بزن ای تار ِ دلنشین
نال بر آر از قفس ای بلبل ِ حزین
کز غم ِ تو سینه ی من پر شرر شد .
و بعد
*این تصنیف برای نخستین بار در سالهای بین 1303-1310 ؟!! اجرا شده است و در همان سالها کسان دیگری هم این ترانه را خوانده اند که صفحاتشان موجود است : ملوک ضرابی و ایران الدوله . هر دو با اجرای تار نی داود . از دیگر اجراهای مجدد این ترانه باید به اجرای محمد رضا شجریان و نادر گلچین اشاره کرد ، همچنین اجرای فرهاد مهراد . در تمامی اجراهای مجدد بند دوم ( در اصل تکرار ملودی ) حذف شده است .
** دقت در بند دوم نشان می دهد که چقدر بهار ، دغدغه های اجتماعی و سیاسی داشته است و بیشتر از آنکه به ساقی ِ گل چهره بپردازد ، از ظلم مالک و جور ارباب حرف می زند .
*** دو نوشته درباره ی قمر از پوتین عز یز و امید خان صیادی همچنین یک خبر .
۱ شهریور ۱۳۸۵ ۱۰:۰۰ بֽظֽ
نظرات ۵
بي نظير بود .
به نظر من قمر و گوگوش جز كساني هستند كه براي موسيقي ايران زحمات زيادي كشيدند و سبك جديدي را ساختند
شناساندن افرادی چون قمر که امروزه در داخل کشور مهجورند بی شک به رشد فرا هنری زنان در جامعه کمک می کند.
قمر كرك بود ! نه ! شاه كرك بود ! اين جمله ي زنده ياد علي حاتمي بود براي قمر در فيلم سوته دلان . بيني و بين الله درست گفته بود !
البته خیلی کلی بود... ولی مطمئنا مرغ سحر در ابتدا توسط ضرابی خوانده شد و بعد دیگر عزیزان...
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
در " راستی و مهر و .. " یک "واو" جا افتائه ، مصرع بعدی هم بدون " تا " شروع می شود.
چه خوب است اصلاح بفرمائید.
ضمنا از یادکرد شما ازین عزیزان به سهم خودم تشکر می کنم.