محمد تنگستاني

نطفه که بودم کنار یک درخت ، پدرم
در باغچه کاشتم
بچه که بودم خانه مان را دزد زد
و تمام کودکی ام را
بچه که بودم
با همسایه آبستن شدم
چند ماهی می شود / که با بچه های محله قبری دسته جمعی داریم / پدر
تو حق داشتی
روسپی صدایم کنی یا
مثل یک روسی قنداقم کنی بچه که بودم
باغچه همیشه مشکوک بود
انگار آسمان
ارتفاع خودش را از یاد برده است خاك !
عینک ام حریم من است
هنگام ورود بسم الله بگو
بچه که بودم
قطار مشهد مقدس بود
بچه که بودم از ترس ام همیشه در آینه قايم می شدم
و حالا بزرگ شده ام اصلا می خواهم
آسمان خودم را رنگ کنم
نوشته ام
شاید من هم روزی یک جزیره شدم
که بر کول بگذارمت
مثل یک کلاشنیکف روسی
۱ شهریور ۱۳۸۵ ۱۰:۰۰ بֽظֽ
نظرات ۴
خیلی خوب بود!!
shire ziba va form dari ast...agha vahid to ke az gang chizi nemidoono ontoor nazar nade
شعر پر گویی است و تاحدودی خارج از فرم . اما برخی تعابیر به غایت دلنشین.
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
همیشه گفتم که تنگستانی بر خلاف تنبلیش شاعر خوبیه