حسين منزوي

شكوفههاي هلو رُسته روي پيرهنت
دوباره صورتيِ صورتيست باغ تنت
دوباره خواب مرا ميبرد كه تا برسم
به روز صورتيات رنگ مهربان شدنت
چه روزي آه چه روزي كه هر نسيم وزيد
گلي سپرد به من پيش رنگ پيرهنت
چه روزي آه چه روزي كه هر پرنده رسيد
نوكي به پنجره زد پيشباز در زدنت
تو آمدي و بهار آمد و درخت هلو
شكوفه كرد دوباره به شوق آمدنت
درخت شكل تو بود و تو مثل آينهاش
شكوفههاي هلو رُسته روي پيرهنت
و از بهشتترين شاخه روي گونهي چپ
شكوفهاي زده بودي به موي پُرشكنت
پرندهاي كه پريد از دهان بوسهي من
نشست زمزمهگر روي بوسهي دهنت
□
شكوفه كردي و بياختيار گفتم آه
چقدر صورتيِ صورتيست باغ تنت
غزلي منتشر نشده از حسين منزوي
۳ مهر ۱۳۸۵ ۰:۰۷ قֽظֽ
نظرات ۱۰
سلام.بیبیید منزوی را از نو بشناسیم تا ایندگان لختی در مجازات قدر ناشناسی مان تخفیف دهند.
این غل را شاید چند روز پس ار درگذشت منزوی ابراهیم اسماعیلی برایم با خط مبارک خود استاد خواند ... در نقش جهان اصفهان بودیم و دنیا دور سرمکان تاب می خورد و گریستیم ... ابراهیم می دانست که من عاشق منزوی ام ... چه ورزی بود .. روحش شاد ...
فقط می خواستم بگم:چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود...
با سلام
در گذشت ادیب و شاعری توانا و هنرمندی فرهیخته و مردمی زنده یاد دکتر قیصر امین پور رو به شما و جامعه ی ادبی تسلیت عرض می کنم
با یه مثنویغزل به روزم و منتظر نظر ارزشمندتون
از وب پر محتواتون بهره مند شدم
به روز شدین مطلع بفرمایین
سلام ...زنده یاد منزوی بی شک چهره ی بزرگ وماندگار که ما حتا به قدر دانی در حق ایشان کار ی نکردیم...سعدی معاصریست...ممنون
این غل را شاید چند روز پس ار درگذشت منزوی ابراهیم اسماعیلی برایم با خط مبارک خود استاد خواند ... در نقش جهان اصفهان بودیم و دنیا دور سرمکان تاب می خورد و گریستیم ... ابراهیم می دانست که من عاشق منزوی ام ... چه ورزی بود .. روحش شاد ...
salam
بایدشروع کرد... خوردن یک سیب سرخ را... فرصت همیشه نیست
به قول عشق:
چه بی تابانه می خواهمت, ای دوری ات آزمون تلخ زنده به گوری!
یادش سبز
جایش سبز
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
او بی شک بهترین غزلسرایان معاصر بود. این بهمنی و (مرحوم) امین پور و ... حالا حالاها باید کار کنند تا به او برسند. گر چه رقبایش همگی با حکومت سر و سری داشتند و شهرتشان هم به میزان زیادی به این روابط حسنه با سیستم ربط دارد.