سيد صالح سجادي

كسي دستهاي خودش را كشيد
به دنبال يك تكه از خود دويد
خودش را - فقط قسمتي- كشف كرد
خودش را - فقط تكهاي- آفريد
و آن قسمتي را كه گم كرده بود
دوباره از اول كشيد و كشيد
به اعماق خود رفت و دنبال كرد
مسيري كه در آن كسي را نديد
نه برگشت نه رفت نه ايستاد
نماند و نه گم شد ولي نه رسيد
كمي رد پا جمع كرد و كمي
صداي بلند خودش را شنيد
صدا گوش او را گرفت و كشيد
صدا پردهي گوش او را دريد
كجا، هي، كجا ميروي برنگرد
و او برنگشت و كسي را نديد
□
دلم خواست برگردم اما نشد
كسي جفت پاهاي من را بريد
مرا تكه تكه جدا كرد و بعد
كس ديگري از تنم آفريد
شبيه گوزني شدم با دو پا
و يك آرواره تنم را جويد
سپس حك شدم روي يك سنگ قبر
دهاني پر از خاك من را چشيد
□
ولم كن ولم كن مرا پس بده
دري پنجره شد، و پا پس كشيد
بيا تو كسي نيست در را ببند
صدا رفت و بر روي تختي لميد
بغل كن تنم را كسي پيش پا
ي تو جفت پاهاي من را بريد
□
كمي بعد مردي در آغوش خود
به خواب عميقي فرو رفت و ديد
كسي روي جسم خودش خواب رفت
و لبهاي سرد خودش را مكيد
خودش را صدا كرد بيدار شد
و از روي آوار جسمش پريد
به زانوي ابر بزرگي نشست
و خود را رها كرد و شد ناپديد
همان لحظه پايين كسي گوشهاي
به دنبال پاهاي خود ميدويد
سيد صالح سجادي
۳ مهر ۱۳۸۵ ۰:۰۰ قֽظֽ
نظرات ۴
سلام
ممنون از لطف شما به این حقیر
یا حق
بيا تو كسي نيست در را ببند
صدا رفت و بر روي تختي لميد
بغل كن تنم را كسي پيش پا
ي تو جفت پاهاي من را بريد
*******************
صالح عزيزم از جمله شاعران تواناي عرصه ي شعر كلاسيك ايرانند كه خوشبختانه هر شعري از او مي بينم اشتياق بيشتري براي خواندنش دارم .
دستت درست صالح. احسان كوچك
kheili ghashang bood.ali bood vaghan.vali man etelaate bishtari nadidam
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
ممنون از شعرای خیلی قشنگتون من از بچه های انجمن هستم اگه میشه کارای ترکی و شعرای جدیدتونم بذارین. بازم ممنون