غزل رودكي وار نيكو بود

غزل رودكي وار نيكو بود
هادي خورشاهيان
اما واقعيت اين است : آن هايي كه از خير غزل گذشته اند و غزل را شعر امروز نمي دانند ، راه را اشتباه مي روند . براي من كه هنوز دلبسته ي غزل هاي خراساني رودكي و مولوي ام ، غزل جادويي ترين قالب است .
غزل با اين همه امكانات ، از وزن و قافيه و رديف گرفته تا تشبيه و استعاره و مجاز ، تا مولفه هاي شعر امروز - كه بعضي معتقدند غزل جايي براي آن ها ندارد - همه و همه نشانگر آن است كه غزل مي تواند قالب غالب زمانه ي ما باشد . اما آن قدر عاقل هم هستم كه براي اثبات غزل ، قالب ها و امكانات ديگر را حتا زير سوال هم نبرم ، چه برسد به اين كه - زبانم لال - .
پتانسيل قالب غزل براي شعر امروز بودن ، حتا از ده تا هم بيشتر است ، من هم از هفت بيشتر بلد نيستم بشمارم . يكي از اين ده تا ، محمد علي بهمني است . خوشبختانه مرعوب نام كسي نمي شوم و نمي گويم كه بهمني و لا غير . كه اگر بر اين بود ، با صدايي كه نتوانند نشنوند ، مي گفتم منوچهر نيستاني . و نه ابتهاج يا شفيعي كدكني يا هفت تا اسم ديگر . سيمين بهبهاني و حسين منزوي را نيز دوست دارم ، اما هيچ كدام از اين غزل پريان را همه ي آبروي غزل نمي دانم .
مي توانم همين طور بيايم و از قيصر امين پور هم نام ببرم ... اما بهمني سابقه اي چهل ساله دارد و اين براي آبروي غزل عمر كمي نيست .
بهمني جز چند مورد غزل نيمايي ، از ديگر امكانات صوري غزل ، مثل وزن ، قافيه و رديف استفاده خاصي نكرده است . نه مثل سيمين بهبهاني به امكانات وزني غزل افزوده است ، نه مثل زكريا اخلاقي در پي رديف و قوافي تازه و نامعمول بوده است . نه مثل برخي غزلسرايان جوان تر ، از ميانه غزل رديف را تغيير داده است ، نه مثل مولوي غزلي در دو وزن دارد ، و نه مثل ...
بهمني جز چند مورد كه از روايت در محور عمودي غزل سود مي جويد ، در بسياري از غزل هايش ، غزل را به همان شيوه كلاسيك مي سرايد و در عين محور قرار دادن يك مضمون ؛ بيت هاي غزلش را مي شود جابه جا كرد ، حذف كرد ، تغيير داد و در صورت نياز به غزلش بيت افزود . زبانش نيز ، زبان غزل امروز است و زبان امروز است ، اما نه مثل سيمين بهبهاني و نه مثل حسين منزوي ؛ غزلش در حوزه ي زبان و بيان ، داراي ويژگي سبكي نيست .
اما بهمني يكي از شاخص ترين غزلسرايان عصر ماست . از آن چند غزل كلاسيك بهمني با رديف هاي امشب ، هر شب ، غزل و ... كه بگذريم ، هر گز در دامان افراط و تفريط در غزل نيفتاده است . با زباني نرم - صوفيان دُم خروس را در پاراگراف بعد نديده بگيرند - با واژگان در غزل معاشقه مي كند .
زبانش بيابابي نيست كه شتر با ساربانش در آن گم شود ، خياباني هم نيست كه ده متر به ده متر چهار راه داشته باشد . مي تواني از ابتدا تا انتهاي غزلش را بي هيچ سرعت گيري جلو بروي و در برابر هر پنجره و منظره اش اما ، به حرف دلت گوش دهي و لحظه اي تامل كني .
بهمني اما به پيروي از سلف شعر امروز و غزل معاصر ، حضرت مولوي رضي الله عنه ، حماسه را به غزل ختم مي كند . حماسه ي بهمني اما با حماسه ي مولوي و فردوسي فرق بسيار دارد ، حماسه ي بهمني نوعي اعتراض است . اعتراض است اما گلايه نيست - گلايه هم دارد ، مي دانم - ،
زخم آن چنان بزن كه به رستم شغاد زد
زخمي كه حيله بر جگر اعتماد زد
.
اگر چه نزد شما تشنه ي سخن بودم
كسي كه حرف دلش را نگفت من بودم
.
هي مترسك كلاه را برداد
ما كلاغان دگر عقاب شديم
.
باز اين كه بود گفت اناالحق كه هر درخت
در پاسخ اناالحق وي دار مي شود
و تا دلت بخواهد مثال در غزل بهمني مي توان يافت . مثال هايي كه حماسه است و اعتراض ، اگر چه عاشقانه . اما اين غزل ها مربوط به دوره اي از غزل بهمني است كه بهمني امروز از آن عبور كرده است .
غزل هاي جديدتر بهمني ديگر حماسه نيستند ، اعتراض هم نيستند ، غزل هاي امروز بهمني به آرامش رسيده اند . و البته اين آرامش به غزل هاي بهمني منحصر نمي شود . شعر شاعران هم نسل و تقريبا هم سن و سال بهمني ، چند سالي مي شود كه به ساحل امن آرامش نزديك مي شود و از موج ها فاصله مي گيرد ،اگر چه درباره ي موج باشد و دريا .
من و دريا غزلي ناب سروديم از تو
غزلي مثل تو ناياب سروديم از تو
.
خوش به حال من و دريا و غروب و خورشيد
و چه بي ذوق جهاني كه مرا با تو نديد
بهمني غزل خوب زياد دارد ، اما غزلي كه به امكانات غزل افزوده باشد ، ندارد . شعرش را مي شود بارها خواند و لذت برد ، اما نمي توان غزلش را چراغ راهي كرد تا راهنما باشد . كاري كه غزل سيمين بهبهاني مي كند و همين طور چند غزل از حسين منزوي با جسارت مثال زدني اش و غزل هاي خوب منوچهر نيستاني . غزل بهمني اما از جنس غزل هوشنگ ابتهاج است ، از جنس غزل محمد رضا شفيعي كدكني ،از جنس غزل .
۳ مهر ۱۳۸۵ ۰:۱۰ قֽظֽ
نظرات ۳
سلام مطلب جالبي بود
در مقابل اسم استادي كه حداقل بر گردن من حق زيادي دارد جز سكوت و سر تعظيم فرود آوردن حرفي ندارم...
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
مقاله خوب وجالبی بود با اجازه شما با ذکر منبع این مطلب رو در وبلاگم درج میکنم